هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

جشنواره ای برای مردم یا چرایی استقبال از عمار

بسم الله


جشنواره ی مردمی عمار چهارمین دوره خود را برگزار می کند و به دلایل مختلفی در حال رشد است. هرچند هنوز بسیار با آنچه باید باشد فرق و فاصله دارد ولی کم کم این ره را دارد طی می کند.

با توجه به دوره چهارمی بودن عماری ها نمی توان ادعا کرد که این جشنواره باید ابعاد رسانه ای زیادی پیدا کرده باشد یا مخاطبین عام زیادی را جذب کرده باشد. اما به راحتی می توان افزایش ملموس دوست داران این جشنواره و این مدل فیلم ها را دریافت.

شاید بتوان گفت عمار در حال ذائقه سازی برای سینما هم هست. ذائقه ای که چندین سال است سینماگران ما بدون توجه به آن فیلم ساخته اند و در حال برداشت محصول خود با پدیده ی قهر مردم با سینما هستند.

امسال فرصتی شده تا کمی بیشتر با عمار و عماری ها آشنا بشوم. فیلم هایی که در این ژانر خاص پخش می شوند شاید از لحاظ حرفه ای چندان قوی نباشند، (که برخی شان واقعن از لحاظ قوت کمی از فیلم های حرفه ای ندارند.) و شاید بازیگر مشهوری نداشته باشند ولی یک ویژگی به خصوص دارد. فیلم نامه ها موضوعاتشان به کف جامعه نزدیک تر است و با داشته های مردم هم خوانی بیشتری دارد.

اما چرایی استقبال از عمار و رشد آن؟


اول اینکه همان طورکه پیشتر گفته شد، فیلم نامه ها موضوعات جدیدی را دنبال می کنند. موضوعاتی که در لایه های پایین تر جامعه رخ می دهد.


دوم اینکه عوامل فیلم برداری و ... عمدتن از بین آدم های عادی هستند. این عادی بودن و نه حرفه ای بودن آنها باعث می شود آنها بدون تکلف های موجود کار حرفه ای فیلم بسازند. برای دل خودشان.


سوم و مهم ترین نکته ای که این جشنواره دارد. پخش مردمی آن. در استان های مختلف مردمی راه افتاده اند و بانی خیر شده اند که فیلم ها دیده بشوند. این بود که مردم در حال آشنا شدن با این جشنواره و ذائقه سازی شدن هستند.


خلاصه اینکه حدس من این است که این جشنواره سال به سال و دوره به دوره پیشرفته تر و قوی تر برگزار بشود و شاید در اشل بزرگتر بتواند کم کم در فجر رسوخ بکند و جریان داخلی آن را تغییر بدهد. اما تا آن وقت راه طولانی در پیش دارد که بخش عمده ای از آن سخت و طاقت فرسا ست.

اما این شدنی است مادامی که به قدرت مردم استوار باشد و خود را در تکلف های جشنواره ی فجری گرفتار نکند.


والسلام

هدهد
۱ نظر

ما و مداحان

بسم الله


در روش و منش دین داری ما الزام داریم که اصول دین را خود بیابیم و تقلید به جا نیست. ما هم نباید تنها به خواندن یک  کتاب از یک نویسنده  و ... بپردازیم و باید طوری محکم اعتقاد را پایه بگذاریم که بعدها با یک باد و طوفان پایه و بنیانش کنده نشود.

یکی از دلایلی که وجود دارد این است که اگر اصول و بنیان دینت بر مبنای یک شخص باشد اگر بدی از او ببینی و یا او روزی از مسیرش جدا بیافتد آن وقت تو هم خود را بی خانمان می یابی.


اما غرض از این مقدمه،

هدهد
۱ نظر

امام رضا علیه السلام

بسم الله


شهادت امام رضا علیه السلام را خدمت تمامی شیعیان تسلیت عرض می کنم.


داستان دلدادگی هرکسی متفاوت است و هرکس راه خودش را برای دل دادن طی می کند. داستان دلدادگی من به امام رضا علیه السلام داستان طولانی ی دارد. البته اول این طور نبود. نه اینکه این طور نباشد. این طور فکر نمی کردم باشد.

من اولین باری که رفتم حرم امام رضا علیه السلام را یادم نمی آید. لابد خیلی کوچک بودم. اولینی که یادم می آید برمیگردد به وقتی که تازگی ها رفته بودم دبستان. یعنی حداکثر دوم دبستان. اما بعد از آن به طور متوسط هرسال یک بار قسمتم شده که به زیارت شمس الشموس امام رضا علیه السلام بروم. یعنی در واقع اگر بخواهم زمان دقیق این یکی را بگویم می شود سال اول راهنمایی. زمانی که اولین بار به خاطر درس خوان بودن و ... جایزه ی مدرسه شامل حالم شد و مشرف شدم و بعد از آن سال هم مزه ی این اردو ماند زیر زبان ما و آن را ول نکردیم.

مدت ها فکر می کردم که داستان دلدادگی ما به این امام رئوف از زمان اول راهنمایی شروع شده باشد. اما بعدها که داستان اسم گذاشتن روی من رو مادرم تعریف کرد فهمیدم من پیش از آنکه بفهمم امام رضایی شده ام. نامی که در گوشم گفته می شود رضا است. (اینکه چرا آخرش چیز دیگری شد را نفهمیدم!)

خلاصه اینکه ما تا امروز هرچه داریم و رسیده به ما از سمت خدا، واسطه اش همین امام رئوف بوده اند.

خواستم بنویسم که چه ها به واسطه ی امام رضا علیه السلام به ما رسیده که  دیدم همه از این چه ها دارند و حوصله ها نمی کشد که بیشتر روده درازی بکنم.

ایرانی ها یک امام در بین شان بود و الحق شایسته از امام خودشان حمایت کردند و می کنند.

ان شاالله این عشق و شور وشعور ادامه یابد و به حکومت جهانی امام زمان عج الله تعالی فرجه متصل شود.

در این ساعات پایانی و روز پایانی صفر التماس دعا دارم.

برای ظهور دعا کنید و شفای مریضان و بخشش درگذشتگان.

هدهد
۱ نظر

واقعی شدن مجازی ها

بسم الله


در حالی که زندگی خیلی از جوون ها از جمله خود بنده به این داستان دنیای مجازی گره خورده، متناسب با اون مسائلی به وجود اومده و زندگی رو از اینی که هست پیچیده ترش کرده.

یکی از مسائلی که وجود داره، تلاش برای واقعی کردن رفاقت های مجازی هستند. ( در باب اینکه دوستی های اینترنتی بین دو جنس مرد و زن چه مشکلاتی به وجود آورده که حرف زیاد زده شده و مساله الان من این قضیه نیست) یکی از درگیری های اساسی من همیشه همین بوده و در شرایط مختلف که پیش میومده که یک سری از مجازی ها بودن و قرار بوده من هم برم، نتونستم با خودم کنار بیام و این قرار رو حاضر بشم.

اول مقدمه بالا رو گفتم تا بدونین که هم چین هم بی خبر از دنیای مجاز نیستم و عمری رو اینجا تلف کردم. :)

اما بعد:

هدهد
۱ نظر

چه کنیم؟

بسم الله


ایام شهادت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و امام حسن مجتبی علیه السلام و امام رضا علیه السلام را خدمت دوستان تسلیت عرض می کنم.

ان شاالله از سفره ی پربرکت آخرین فرستاده ی الهی و ائمه ی معصومین بی بهره نمانیم به برکت صلوات بر محمد و آل محمد



این نوشته کاملن نظر شخصی است و ممکن است شامل اشکالات فراوان باشد. اشکال از نویسنده است و به گیرنده ها دست نزنید.


چند وقتی هست که به دنبال راهی برای آماده شدن برای آخرت می گردم. البته نه به طور جد. اصلن نمی دانم که گفتن هم چنین چیزهایی درست است یا می شوم مثل آنکه تا سری دانست نمی تواند آن را مانند پروانه نگه دارد.

به هرحال، ما را هنوز دهانمان ندوخته اند پس چیزی نمی دانیم.

اما حرف من،

از نماز های ظهر و عصر و مغرب و عشا و حتی صبح که ما ( خودم را می گویم) هول هولکی و بدون توجه می خوانیم جز رفع تکلیف و تحویل یک شبه نماز چیزی در نمی آید. اگر دنبال رشد باشیم و اگر بخواهیم در سیر الی الله کاری کرده باشیم باید بیشتر کار کرد. فعلن آنچه ما درک کردیم این شده که باید به نماز شب اهتمام ویژه داشت. البته باید با مخلفات باشد کلن. یعنی قرائت قرآن هم باشد و کمی تفکر و استغفار.

این را هم بگویم که این نماز شب و قرائت قرآن و .... یک شبه به وجود نمی آید و اگر قرار باشد که بشود عادت و اراده ی انجام ایجاد شود باید آرام آرام شروع کرد. فعلن با یک دو رکعتی شفع و یک رکعتی وتر بعد تر اگر بیشتر حالی بود اضافه کردن نمازهای دو رکعتی شب.


راستش اگر منصفانه ببینیم این راه رو که بریم تازه به اندازه ی انگشت کوچک یکی از بزرگانی همچون شیخ طوسی و میرداماد و ... می شویم ( قیاس با این بزرگواران هم البته بسیار بسیار بسیار خوش بینانه است و اگر برسد به مقایسه با یاران نزدیک پیامبر و ائمه ما به طور رسمی هیچ نیستیم.)

کاش خدا به ما امکان رسیدن و ظرفیت رشد کردن را بدهد و خلاصه ظرفیت کاسه ی ما را برای ریختن باران رحمتش بیافزاید.


سرتان را درد آوردم. دعا کنید که مگر دعای به حق هم دیگر ما را نجات بدهد.

هدهد
۰ نظر

یادداشتی درباره ی هیس دخترها فریاد نمی زنند

بسم الله


بالاخره فیلمی که مدت های مدیدی از آن تعریف می شد رو دیدم.

«هیس! دخترها فریاد نمی زنند»


نکاتی که به ذهنم می رسد را یادداشت می کنم.

۱) تم زمینه ی این فیلم مانند باقی فیلمهای خانم درخشنده، فمینیستی بود. البته در جایی فاش و عریان این بحث را مطرح کردند. جایی که خانم زارعی(در نقش وکیل مدافع) در دادگاه در حال دفاع از متهمه! ( خوب جالب است که ایرانیم و کلمات عربی در دادگاه های ما استفاده می شود) برمی گردند و حرفی به این مضمون می زنند که همیشه دخترها و زنان ما باید ساکت باشند و یاد می گیرند ساکت باشند و ....

بعدتر درباره ی فمینیست هم چیزی خواهم نوشت.


۲) داستان این شکلی که معضلی اجتماعی رو مطرح می کنند این سوال رو به ذهن متبادر می کنند که اول تخم مرغ بوده یا مرغ. یعنی به عنوان مثال در یک کشور یک ناهنجاری اجتماعی اساسن رخ نمی دهد ولی فیلمی درباره وجود آن در لایه های پنهان جامعه ساخته می شود و بعد تاثیرات فیلم باعث تشدید مساله می شود، یا اینکه فیلم ساخته می شود و واقعن در لایه های پنهان جامعه این ناهنجاری وجود داشته است و این فیلم به کشف موارد آن کمک کرده است؟

البته به نظر بنده، معضلات از قبیل آنچه در این فیلم اشاره شده، بیشتر به مورد دوم شبیه است. دلایل مختلفی هست که بشود حدس زد که واقعن در لایه های پایینی جامعه این معضل وجود دارد و این فیلم تنها قصد دارد تا حساسیت جامعه را نسبت به این مساله بالا ببرد. دلیل عمده ای که در این مجال می توان به آن اشاره کرد، وجود ماهواره و سریال های بی اخلاقی که در شبکه های ماهواره ای پخش می شود در خانه های عمده ی ایرانیان اشاره کرد.

شاید باید پذیرفت و تاسف خورد و تلاشی در این جهت کرد. باید تفکری کرد که چه گونه جامعه ای اسلامی می تواند به اینجا برسد؟ کدامین حلقه ی گم شده ای را باید جست و جو کرد؟


۳) این فیلم بدون دیدن پایان قطعی به پایان می رسد. چند وقتی است که این مدل پایان برای داستان ها در سینمای ایران مد شده است. پایانی که بیننده برای آن تصمیم می گیرد. بزرگ این کارگردانان که این چنین پایانی را برای فیلم هایشان بر می گزینند جناب اضغر فرهادی است که در فیلم های گذشته و جدایی نادر و سیمین این مساله را نشان داده اند. این حربه برای درگیر نگه داشتن بیننده حتی تا بعد از فیلم بهترین راه است، حتی برای راضی کردن بیننده هم بهترین نتیجه را می دهد. هرچند در نهایت نمی توانید تصمیم بگیرید که خود کارگردان چه نظر قطعی درباره ی موضوع دارد؟


۴) واقعن کار قضاوت و دادرسی از عهده ی هر کسی بر نمی آید. از عهده ی من خارج است. چرا که قاضی باید تنها باید بر اساس ادله ی موجود قضاوت بکند. بنابراین ممکن است فردی واقعن مجرم نباشد اما تمام ادله علیه او باشند و همین وی را مجرم نماید. در این موارد و به خصوص در موارد مشابه آنچه در فیلم شاهد آن هستیم کار قاضی پرونده سخت ترین کار می شود. همین جا هم بگویم واقعن آن لطافت طبع و احساسی بودن باید در قاضی کم رنگ تر بشود تا بتواند دقیق و حساب شده قضاوت کند. همین مساله هم هست که شاید باعث شده اجازه ی قضاوت از خانم ها گرفته شده تا خانمی مجبور نشود تا با درون خودش به مبارزه برخیزد.


۵) نیم نگاه خانم کارگردان به وظایف پدر و مادر و مسئولیت آنها هم نباید از یاد برود. در مورد مسائل مشابه موضوع فیلم بیشترین تقصیر به گردن والدین است و نه جامعه و نه فرهنگ مرد سالار جامعه. نیم نگاه و تشری در آخرین سکانس ها به مرد بازاری و نوع تعامل او با اتفاق رخ داده برای دخترش را می بینیم که نشان دهنده ی توجه به نقش والدین است.


۶) نکته ی آخری هم در واقع دغدغه ای است که بسیاری از افراد به آن اشاره کرده اند. چادری که البته همیشه به سر مجرمان بوده و در حالی که مجرمان قبل از ارتکاب جرم چادر به سر نکرده اند. شاید قوه ی محترم قضاییه بتواند در مورد این مساله تجدید نظری بنماید تا بیش از این وهن در باره ی چادر به وجود نیاید.


والسلام

هدهد
۱ نظر
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان