هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

نشانه ها

بسم الله


چند وقتی هست که مبانی و اعتقادات مردم ایران مورد هجمه ی بیگانگان و خودی های از خدا بی خبر قرار گرفته است و در این راستا ما هر روز شاهد ظهور پدیده ای نو در ایران هستیم. 

یک روز شال ها کوچک می شوند. یک روز شلوار ها آب می روند. یک روز ...

اما اینها همه مقدمه بود. اینها اتفاقاتی هست که در حال حاضر در کشور در حال رخ دادن هست و ما این مسائل رو نه به عنوان نشانه که به عنوان مساله عینی می بینیم و به عبارتی دیگر نشانه ها رفته اند و هم اکنون مشکل نمایان شده است. حرف من سر مساله ی نویی هست که چند روزی ست که در رفت و آمدم توسط اتوبوس نظرم رو جلب کرده است.

قبل ترها اتوبوس ها مردانه و زنانه اشان جدا بود و اتفاقن خیلی هم رعایت می شد. یعنی اگه مردها له هم می شدند به قسمت خانم ها نمی رفتند و بالعکس. اما این چند وقته می بینم که خیلی راحت خانم ها در بخش مردانه ی اتوبوس حضور پیدا می کنند و حتی می نشینند! :) 

این مساله شاید خیلی چیز حادی نباشه و فقط الکی نظر من رو جلب کرده باشه. من فکر می کنم که این مساله سه (شاید بیشتر) نگاه بشه بهش کرد. 

۱ نظر

چرا هدهد؟

بسم الله


قولی بود که داده بودم در باب نوشتن توضیحی درباره ی هدهد.


هدهد در قرآن در داستان حصرت سلیمان علیه السلام آمده است. همان طور که احیانن می دانید هدهد درباره ی ملکه ی سرزمین سبا برای حضرت سلیمان خبر می آورد. این جا دقیقن همان چیزی هست که هدهد را متمایز می کند. هدهد جرات کشف حقایق را دارد و از چیزی خبر می آورد که کسی از آن باخبر نیست. 

شاید همین جرات هدهد در کشف حقایق در داستان قرآنی است که عطار در منطق الطیر خود از وی به عنوان راه بلد، برای رسیدن مرغان به سی مرغ استفاده می کند. منطق الطیر عطار داستان مرغانی را حکایت می کند که

هدهد
۰ نظر

آغار سخن

به نام خدا

منت خدای را عز و جل که سخن را به ما عطا کرد و شکر خدای را که قلم را مقدس نهاد و بدان قسم خورد.
اما بعد، 
چند وقتی هست که به دنبال فضایی برای نوشتن مغزنوشته های خودم بودم و ابتدا شبکه های اجتماعی رو انتخاب کردم و حالا هم کوچ کرده ام به وبلاگ. همین ابتدا خدمتتون عرض کنم که صحبت ارزشمندی مغز نوشته های بنده نیست و ادعایی هم نیست. آنقدر نویسنده های قهار و وبلاگ نویسان بزرگ در این سرزمین هستند که حتی ادعای نویسنده و یا وبلاگ نویس بودن هم گزاف هست. این مقدمه را گفتم که بدانید نه ادعایی هست نه واقعن هم چیزی هست! 
فکر می کنم به عنوان اولین پست وبلاگ باید درباره ی نام وبلاگ و علت نام گذاری و اینکه اینجا چه کاری قرار هست بکنم، صحبت بکنم.
هدهد
۰ نظر
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان