هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

ما کجای دنیا هستیم؟

بسم الله


چند روز پیش بود با یکی از رفقا صحبت می کردم راجع به اینکه ما برای موفقیت در دنیای حال حاضر در عرصه های مختلف باید چه کنیم؟

این رفیق ما قائل بود که ما تونستیم انقلاب رو به کشورهای خارجی صادر کنیم و ... اما به نظر می رسه علی رغم تمام تلاش هایی که می کنیم تا خودمون رو قوی نشون بدیم در تمامی عرصه ها با مشکلات عدیده ای رو به رو هستیم.

بزرگترین مشکلی که در حال حاضر بیش از هرچیزی کشور ما رو در عرصه ی جهانی ضعیف و ضربه پذیر کرده رسانه و افکار عمومی هست. تصور کنین که آمریکا بخواهد به کشوری حمله ی نظامی بکند. چنان با بازی رسانه ای خود را شاکی و کشور مورد حمله را متهم معرفی می کند که هیچ کس حتی به خود اجازه نمی دهد که فکر دیگری بکند!

اما در همین زمینه ما حتی نمی تونیم روی افکار عمومی خودمون تاثیر تام و تمامی داشته باشیم. از طرفی داشته باشید حذف رسانه های خارجی ما مانند پرس تی وی و العالم و الخ رو که خیلی راحت کابلشون رو از برق می کشند و تمام!

در این وانفسایی که گرفتار این قضیه هستیم ادعای صادرات و تغییر در موازنه ی قدرت ها رو نمی تونیم داشته باشیم. ما در قضیه ای مانند سوریه در حال خرج کردن از متخصصان جنگ خودمون هستیم و دائما این ها در معرض کشته شدن هستند درحالی که آمریکا تنها با بازی رسانه ای به راحتی دولت بشار را تحت فشار قرار داده است.

می خواهم کمی راحت تر به شما بگویم. ما در فضای رسانه ای رسمن دستمان خالی ست. صدا و سیما بدون توجه به ملزومات، مخاطبان داخلی خود را با بی برنامگی، از دست داده است و شبکه هایی مانند من و تو و فارسی وان و بی بی سی و الجزیره و ... جای آن را گرفته است. عموم مردم اخبار را از این شبکه ها یا به طور مستقیم یا غیر مستقیم می گیرند.( غیرمستقیم یعنی دوست شما بی بی سی را دنبال می کند و فردا از اخبار ناگفته توسط صدا وسیما پرده برداری می کند! بعد شما اعتمادت را به صدا و سیما از دست می دهی و همین طور روز به روز دیوار بی اعتمادی ات کم می شود تا وقتی که دیگر می شوی مشتری خبرهایی که فقط منبعشان بی بی سی باشد!)


با توجه به عدم اقبال و عدم توان ما در تاثیر گذاری حداکثری در افکار عمومی داخلی، عملن موضع ما در تقابل های جهانی بسته تر است. در چنین فضایی باید نشست و دید چه کار باید کرد؟ با این موضع پایین که به این راحتی ها بالا نمی رود و شاید همیشه پایین بماند. راه هایی مثل استفاده از پخش اینترنتی هم مدتی هست که امتحان شده. هرچند کمتر از شبکه ی تلویزیونی در دسترس است و هرچند هنوز هم نمی تونه کامل روی پای خودش بایسته اما حرکت مثبتی هست.( البته چند وقت پیش شنیدم تعدادی از ویدیوهای پرس رو یوتیوب از خروجی اش حذف کرده و بالاخره بازی در زمین گوگل هم اثر خودش رو نشون داده)


اگر زمانی خواستید برای صادرات انقلابمون کاری بکنید فکر کنین که چه طور می تونین ذهنهای عادت کرده به بی بی سی و امثالهم رو عادتش رو عوض کنین. برای شروع هم از ایرانی ها شروع بکنین.


والسلام

هدهد
۱ نظر

یک نظر درباره توافق بزرگ

بسم الله


این پاسخ رو یکی از دوستان زحمت کشیده و به صورت خصوصی برای من زدند. راستش بی سوادی من باعث شد متن رو کپی بکنم تا بتونم دفاعیات خودم رو اعلام کنم:)

==================================================================

ببینید، قبول مردم از فشار اقتصادی خسته شده بودند، خصوصا فشار دارو و کمبود منابع مالی، اما اتفاقی که در ژنو افتاد، هیچ کدام از این ها را محقق نکرد. مشکل مخالفین این عرصه، این است که شما همه چیز را نقد داده اید و کمی نسیه گرفته اید.
همین مردم هیچ وقت نمی خواهند سر ذلت فرود آورند در برابر ابرقدرت ها، اما متاسفانه تیم مذاکره کننده، ذلت را پذیرفتند.
جسارتا نمی دانم چقدر با زبان آشنایی دارید، بنده چند نکته از عین متن قرارداد ذکر می کنم:
1- دو جا در قرارداد آمده، یکی در مقدمه و یکی در انتهای متن که همه این توافق ها، تحت اصل:
where nothing is agreed until everything is agreed.
می دانید این جمله یعنی چه؟! می گویند هیچ چیز توافق نیست، مگر اینکه روی همه چیز توافق شود. یعنی تا توافق نهایی انجام نشود، ما روی هیچ چیز توافق نکردیم حتی همین قرارداد. این یعنی این توافق نامه کشک است...
2- یک جای دیگر ایران متعهد شده است که:

Ratify and implement the Additional Protocol, consistent with the respective roles of the President and the Majlis (Iranian parliament).

جناب سر تیم مذاکره کننده، از طرف رئیس جمهور و مجلس قول داده پروتکل الحاقی را تصویب کنند. ایشان نماینده دولت بوده اند، نه سیستم مقننه کشور. اصلا در محدوده اختیاراتشان نبوده که چنین قولی دهند. یعنی از طرف مجلس، شورای نگهبان، مجمع تشخیص قول داده که این معاهده مصوب شود... طبق حقوق بین الملل هم خلاف است و اگر نماینده خارج از چهارچوب اختیاراتش قول دهد، می توان معاهده را فسخ کرد.
3- دقت بفرمایید که طرف قرارداد کیست؟! همیشه می گوییم 5+1، اما در متن قرارداد گفته: E3/EU+3
«یعنی 3 کشور اروپایی، اتحادیه اروپا و 3 کشور غیر اروپایی» یعنی ما آمدیم یک آقابالاسر جدید برای خودمان درست کردیم، یکی سازمان ملل بود و شورای امنیت، یکی هم آژانس، و حالا یک ماهیت دیگر... ضمن اینکه موضوعیت 5+1، بودن اعضای دائم شورای امنیت بود، اما این ماهیت دیگر کاری به شورای امنیت ندارند، پس فردا همین آمریکا دبه دربیاورد که من به عنوان آمریکا امدم توی مذاکره، نه عضو شورای امنیت. راست هم می گوید.
4- در متن قرارداد آمده که این موارد موقت و بازگشت پذیر عدم تحریم، صرفا مواردی را شامل می شود که مربوط به تحریم درباره برنامه هسته ای ایران است.بنابراین موارد تحریمی به دلیل نقض حقوق بشر و... را دربر نمی گیرد. یعنی همین تحریم را که قرار است بردارند، اگر فردا روزی به عنوان نقض حقوق بشر اعمال کنند، در چهارچوب موافقتنامه عمل کرده اند.
5- حداکثر منابع مالی که آزاد می شود چیزی حدود8میلیارد دلار است و ما در صندوق ذخیره ارزی حدود 50 میلیارد دلار داریم. ضمن اینکه در این 6 ماه بیش از این منابع مالی در حساب هایمان وارد و بلوکه می شوند.ضمن اینکه راه دریافت منابع مالی نفت همچنان مسدود است.
6- موارد عدم تحریم شامل طلا، پتروشیمی، صنایع خودرو و هواپیماست، نه دارو که مشکل عمده ماست...
تعهدات ایران هم که آنقدر زیاد است که... دو طرف کفه باید تراز باشد...
ملتمس دعا
===============================================================

اما دفاعیات بنده
خب در واقع یکی از ویژگی های فضای مجازی این هست که ما نسبت به نویسنده ی متن و عقاید و موضع گیری هایش مطلع نیستیم. به همین دلیل گاهی با موضع گیری اولیه متنی رو می نویسیم. این دوست عزیزم فرض کرده اند که بنده از خیل طرفداران سینه چاک و چشم بسته ی جناب آقای رئیس جمهور هستم که در جایی اشاره می کنند که «شما همه چیز را نقد دادید و الخ» البته بنده از کسی که در موضع ریاست جمهوری قرار می گیرد دفاع خواهم کرد چون دفاع از ایشان را دفاع از تمامیت ارضی و حمایت از جمهوری اسلامی می دانم. فرقی هم نمی کند که چه کسی در این راس حضور داشته باشد. اما آنچه تفاوت دارد و خود را ملزم می دانم به رعایت آن، انتقاد از کارهای اشتباه و حمایت از کارهای درست رییس جمهور است.
۱) در بخش اول از یعنی به بعد را متوجه نمی شوم. از کجای جملات شما، به مقصود خود رسیده اید الله اعلم!
۲) خب این بخش واقعن جزو ایراد های اساسی هست که می توان وارد نمود و حرف شما کاملن صحیح است. ایشان حداکثر قولی که می توانند بدهند از جانب خود و قوه ی اجرایی کشور است. البته شاید هم این اشتباه از آنجا ناشی شده است که مقام معظم رهبری به تیم مذاکره کننده اختیار دادند!!
۳) اینکه ما همیشه چه می گوییم و واقعن چه هست را با هم ترکیب نکنید. تا پیش از این هم در تمام مذاکرات اگر اخبار خارجی را دنبال می کردید از لفظ ۵ + ۱ استفاده نمی شد. حداقل آنهایی که من دیدم این لفظ را به کار نمی بردند.
۴) یک اشکال دیگری که به توافق نامه وارد است همین قضیه است. البته باید دید که قوانین بین اللملی تحریم ها را به چه شکل اجازه داده اند و مثلن می توان تحریم نفتی را به خاطر نقض حقوق بشر ایجاد کرد یا نقض حقوق بشر تنها تحریم های مخصوصی را شامل خواهد شد.
۵) اولین و پایه ای ترین اشکالی که من به این توافق نامه وارد می دانستم این بود که تحریم دارو مورد بحث قرار نگرفته است و تحریم خودرو! اولویت داده شده است. البته در جایی خواندم که ظاهرن تلویحن دارو را هم از تحریم در آورده اند که راست و دروغش پای کسی که گفته بود. من تایید رسمی از جایی نشنیده ام.

در پایان هم بگویم. با شرایط باید سنجید و حرکت کرد. واقعن اگر ما خودکفایی خود را در زمینه ی مواد اساسی داشتیم یا حداقل توانسته بودیم هم پیمان خونی( که علی رغم تحریم ها در برابر آمریکا بایستد!) برای خود بیابیم آن وقت اول کسی که رای به عدم مذاکره می داد و مقاومت من بودم. شما انتظار دارید با لشکر چند صد نفره به جنگ دشمن تا بن دندان مسلح برویم؟

در پایان هم، اولن تشکر از اینکه وقت گذاشتید و نظر دادید. دومن اینکه من بدون نام نظر شما را منتشر کردم و امیدوارم از این بابت خرده ای به بنده نگرفته و رضایت داشته باشید. بنده با وبلاگ آشنایی محدودی دارم و برخی راه و رسم را چندان نمی دانم. و آخر اینکه مذاکرات لازم بود و توافق لازم تر، اما اینکه مفاد توافق چه باشد، نظرات متفاوت است و نظر تمامی دوستان محترم است. اما آنچه در نهایت رخ می دهد باید به نفع عموم مردم باشد و منافع حزبی و گروهی را شامل نشود.

محتاج دعای شما دوست عزیز.
و من الله توفیق
هدهد
۰ نظر

توافق بزرگ

بسم الله


اول سلام، بعد از مدت ها دلم برای وبلاگم تنگ شد و زمانی پیش اومد تا دوباره روش کار کنم.


اما بعد،

این روز ها صحبت از توافق هسته ای در تمام کشور ما هست و از کوچه و بازار بگیرید تا جلسات خصوصی بزرگان مملکتی همه به تحلیل آنچه رخ داد می پردازند. هنوز هم که هنوز است، تحلیل درست و جامعی در بین سیاسیون وجود ندارد که بتواند به طور کامل این توافق را بررسی نماید. شاید باید زمان بگذرد تا به طور کامل از آنچه رخ داد تحلیل جامعی بدست آورد.

در چند سال اخیر کشور ما تحت تحریم های بی شماری قرار گرفته بود که یکی از مهم ترین آنها تحریم دارو بود. تحریمی که فشارش را نه تمام مردم بلکه بیشتر مستضعفین جامعه متحمل می شدند. مستضعفینی که در بیمارستان های دولتی با امکانات نه چندان مطلوب درمان می شدند و برخی با مساله ی تامین دارو مواجه می شدند. تحریم های دیگری هم بود که به مردم فشار وارد می کرد. عدم ورود منابع مالی به داخل کشور، بی پولی نسبی دولت و .... که در اینجا مجال بحثش نیست.

اما باید گفت که مردم بیش از همه از این تحریم ها در فشار بودند. این فشارها تا حدودی هم در انتخابات اخیر خود را نشان داد و انتخاب آقای روحانی به عنوان کسی که شعار بهتر شدن اوضاع اقتصادی را می داد مهر تاییدی بود بر این تحمل فشار توسط مردم.

در این فضا توافقی انجام شد که برخی از تحریم های موجود را تعلیق و برخی را که همین اواخر ندای انجامش را در دنیا سر می دادند تصویبش را لغو کرد. اما هنوز مشکلات اساسی باقی ست. تحریم دارو هنوز به طور مشخص اعلام نشده که چه پایانی خواهد داشت؟

اما بعد از توافق، روزنامه ها و مخالفان سیاست های دولت شروع کردند به انتقاد و در برخی موارد هم که کار بالا می گرفت از انتقاد به اعتراض شدید اللحن تغییر می یافت.

در حال حاضر که این متن را نگارش می کنم تعداد زیادی از انتقادات و اعتراضات مخالفان سیاست های دولت را در فضای اجتماعی مطالعه کرده ام و تقریبن از فحوای کلام دوستان مطلع هستم اما باید ببینیم که واقعن چه مقدار از این اعتراضات و انتقادات وارد است؟

ما در دنیایی در حال زندگی هستیم که کشور ها به یکدیگر نیاز دارند و بخشی از نیازهای خود را از طریق واردات تامین می کنند در چنین فضایی وقتی ما بخواهیم فعالیت بکنیم و به بقای خود ادامه بدهیم دو راه بیشتر نداریم. اگر می خواهیم ارتباط خود را از دنیا قطع کنیم خود را در زمینه ی کالاهای اساسی نظیر گندم و برنج بی نیاز کنیم و یا اینکه با مذاکرات و ... سعی کنیم علاوه بر این که استقلال خود را حفظ می نماییم و با حفظ منافع ملی خود با دنیا ارتباط برقرار نماییم. با توجه به اینکه سال های سال است ما تنها به نفت تکیه کرده ایم و از خودکفایی در زمینه ی کالاهای اساسی سر باز زده ایم راهی به جز توافق نداشتیم. این مساله هم نه ربطی به این دولت دارد و نه دول قبلی به تنهایی! سیاست کلی تمام روسای جمهور این بوده که نفت بفروشیم و زنده بمانیم!

ابر قدرت هایی مانند چین، روسیه، آلمان، فرانسه، انگلیس و آمریکا منافع و نیازهای خود را با استعمار - استعمار هنوز نمرده است، تنها شکلش عوض شده- کشورهای ضعیف تر تامین می کنند و ما باید ببنیم که در پازل قدرتی دنیا چه می خواهیم؟


مخلص کلام اینکه، توافق در مذاکرات لازم بود و راهی جز این نبود. مقاومت را باید مردم بکنند که آنها هم نمی خواستند. اگر روزی خواستیم صحبت از عدم توافق و مقاومت و ... بکنیم باید ابتدا فکری به حال دژ محکم بودن کشور و امکان تامین نیازهای اساسی از درون کشور بنماییم.

زمان باید بگذرد تا عواقب توافق مشخص بشود اما آنچه هم اکنون می توان گفت این است که به نظر اصل توافق و توقف هرچند کوتاه تحریم ها اتفاق مبارکی بود.

هدهد
۱ نظر
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان