هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

دنیای مجازی- آسیب ها- بخش دوم

بسم الله


در نوشته ی قبلی مقدماتی خدمت شما گفته شد من باب آسیب هایی که ممکن است بر اثر سوء مصرف فضای مجازی برای شما به وجود بیاید.

در بخش اول گفته شد که زندگی در عصر انفجار اطلاعات، باعث شده است که ما به طور ناخودآگاهانه ای ذهن خود را با اخبار و مسائل مختلفی روبه رو نماییم که بررسی و طبقه بندی آنها در ذهن، باعث عدم تمرکز ما و در نهایت کاهش کارآیی خواهد شد. این کاهش کارآیی را دانشجویان و دانش آموزان به طور محسوسی در هنگام تحصیل حس می نمایند. 

بگذارید یک تجربه ی بسیار نزدیک را خدمت شما بگویم تا موضوع کمی روشن شود. البته این مثال واقعی، جنبه های دیگری از آسیب را نیز در بر دارد که بعدتر به آنها اشاره خواهد شد ولی به طور ضمنی و مقدمه ای می توان به آن پرداخت:

چندی پیش با یکی از دوستان خانوادگی خود که فرزندی در کلاس اول دبیرستان دارد مطلع شدم که فرزندشان افت تحصیلی شدیدی داشته اند. در صحبت هایی که با فرزندشان داشتم، سعی کردم تا واکاوی علت این ماجرا را داشته باشم. پدر و مادر به علت اطلاع از مصرف پیش از اندازه ی فرزندشان از وایبر وی را از داشتن گوشی تلفن همراه محروم کرده بودند. این محرومیت نیز اثر نداشته و باعث نشده بود تا فرزندشان در امتحانات پیش رویش، نتایج لازم را کسب کند.

وقتی با فرزندشان به طور مستقیم وارد صحبت شدم، خودشان به این موضوع اشاره کردند که تمرکز کافی را در هنگام درس خواندن ندارند و نمی توانند در هنگام مطالعه ی دروس مانند زمان های قبلی تمرکز نمایند. از طرفی وقتی میزان مصرف ایشان از وایبر(فضاهای مجازی دیگری را نیز استفاده می نمودند، مانند اینستاگرام و ...) پرسیدم به این نکته پی بردم که به دلیل گروه هم کلاسی ها که در وایبر تشکیل شده است ایشان با دوستان و هم کلاسی هایش در خانه هم مراودات دوستانه را دارند. این موضوع به خودی خودی، اتفاق نادر و نامبارکی نیست. اما اگر کنترل مناسبی روی آن انجام نشود می تواند آسیب زا باشد. 

اشکالاتی که در موضوع ایشان به ذهن بنده می رسد به شرح زیر است:

- اولن به دلیل عدم کنترل مناسب پدر و مادر استفاده ی از این ابزار برای ایشان به صورت یک عادت درآمده است و نیاز ذهنی به آن پیدا کرده اند.

- اطلاعاتی از مدرسه در آن گروه بازنشر می شده است که باعث ایجاد دغدغه ی فکری برای ایشان می شده است. نظیر اینکه معلم در یک کلاس به داشتن امتحان در روزهای آینده اشاره کرده باشد یا اینکه تکلیفی توسط معلم گفته شده که کسی از آن باخبر نیست.

- قطع یک دفعه ای استفاده از وایبر در کوتاه مدت نه تنها باعث افزایش تمرکز نمی شود بلکه به دلیل همان نیاز ذهنی همواره بخشی از حواس معطوف اتفاقاتی است که در آن گروه در حال رخ دادن می باشد.


راه حلی که به ذهن بنده می رسد این است که ایشان و افرادی که به این مشکل برخورد کرده اند، می توانند با مدیریت استفاده مشکل به وجود آمده در زمینه ی تمرکز را حل نمایند.

به این شکل که با خود قرار بگذارند که در ساعت مشخص و محدودی از روز به وایبر سر می زنند. حتمن بعد از استفاده از وایبر زمان یک ربعی را برای سامان دهی ذهنی اختصاص بدهند. این زمان یک ربعی زمانی است تا شما و ذهنتان از تمامی بحث های انجام شده در وایبر خارج شود و بتوانید روی موضوع تازه ای تمرکز کنید.


ان شاالله ادامه دارد.

هدهد
۰ نظر

دنیای مجازی-آسیب ها

بسم الله.


چند وقت پیش در تلویزیون تحت عنوان برنامه ی شوک با یک رهاشده از بند اعتیاد صحبت می شد. این آقا در جایی از مصاحبه گفتند: «تمامی اون چیزهایی که درباره ی مواد مخدر شما به صورت حرف می گید رو من تجربه کردم...» از این جای برنامه به بعد من طور دیگری به حرف های ایشان گوش می دادم چون می دانستم مسیری را رفته و تجربه ی تلخی را لمس کرده که حالا از آن مسیر و اتفاقات آن برای من می گوید.

حالا ماجرای ما و فضای مجازی هم همین است. شاید پدر و مادرها وقتی حرفی را بزنند به مذاق بچه ها خوش نیاید. چون بچه می داند که آنها شاید حتا کار کردن در آن فضا را تحربه نکرده باشند. حتا صحبت های یک روان شناس مسن هم گاهی در باره ی شبکه های مجازی قابل شنیدن توسط کاربران نیست. چرا که آنها می دانند وی حتا برای لحظه ای و حداقل جایی هم چون وایبر و ... فعالیت نداشته است.
من امروز به عنوان کسی می خواهم درباره ی فضای مجازی و آسیب های آن بنویسم که آن را لمس کرده ام. برخی آسیبهایش را خودم لمس کرده ام و برخی آسیب هایش هم دامن دوستان واقعی ام را گرفته و آنها بعد تر برایم از تجربیاتشان گفته اند. بنابراین اگر فکر می کنید که دوست دارید گاهی درباره ی آسیب های این شبکه ها هم اطلاعات کسب نمایید و با دید بازتری درباره ی این شبکه ها، در آنها فعالیت کنید، ادامه ی این پست را بخوانید. البته فکر می کنم که آسیب ها در چند بخش ارائه شوند.

اما بعد.
شاید بد نباشد که به سابقه ی فعالیت در شبکه های مجازی خود نیز اشاره کنم. این نه از این باب است که خدایی ناکرده بخواهم فخرفروشی بنمایم یا نشان بدهم که چیز زیادی می دانم. تنها از این باب که بدانید با یک مشاور و روان شناس که خود را معتاد جا زده طرف نیستید :) . نزدیک به ۳ سال در گوگل پلاس و ۲ سال در اینستاگرام به صورت فعال بوده ام و شبکه هایی مثل فی.س بوق :) و تانگرام و چند شبکه ی کمتر آشنا را هم تجربه کرده ام. البته به دلیل جاذبه ی پایین آنها طبعا ادامه ندادم. فعالیت ام در گوگل پلاس شامل صفحه شخصی ام و یک انجمن عکس از ایران می شود که خب هنوز کم و بیش زنده است و انجمن به لطف خدا به خوبی در حال رشد است. اما در مورد نرم افزارهای ارتباطی هم باید بگویم که با توجه به اقبال عمومی به وایبر از آن استفاده می کنم. باز در اینجا هم چند نرم افزار دیگر هم هستند که استفاده شده اند یا هنوز هم می شوند. این خلاصه ی خیلی مختصری ( !! حالا مختصرش این بود!! :) ) بود از آنچه بر من گذشته.
هم اکنون که در حال نگارش این مطلب هستم هنوز دسته بندی دقیقی از آسیب های مد نظر خود ندارم. بنابراین آسیب هایی که در طول نگارش بخش های مختلف این مطلب نظرم می رسند را می نویسم و در نهایت احتمالن در بخش جمع بندی به آنها اشاره خواهم کرد.

بخش اول :
«انفجار اطلاعات»
ما در دوره ای زندگی می کنیم که اگر در کوچک ترین ده کوره ی کوچک ترین کشور دنیا کوچک ترین اتفاقی بیافتد به ثانیه ای نمی کشد که از آن با تمام جزئیات مطلع می شویم. این موضوع باعث شده تا به این دوره این نام یعنی دوره ی انفجار اطلاعات اطلاق بشود. این موضوع تنها به واسطه ی اینترنت به وجود آمده است و تا اینجای بحث پای شبکه های مجازی به وسط نیامده است. اما شبکه های اجتماعی و لوازم ارتباط جمعی مجازی نظیر وایبر و تلگرام و بیسفون و ... چه نقشی را در این بازی ایفا می کنند؟
مغز ما انسان ها در  طول روز اطلاعات را از منابع مختلف دریافت می کند و کار طبقه بندی و سامان بخشیدن آنها را به زمانی موکول می کند که فعالیت های دیگر مغزی کاهش یافته است و اصطلاحن ما در خواب هستیم! حال ما در دنیایی در حال زندگی هستیم که دسترسی به هر گونه از اطلاعات با یک کلیک امکان پذیر است و میزان دسترسی به اطلاعات در دوره ی ما بسیار ساده شده است. با توجه به زمان محدود خواب در شبانه روز و هم چنین تغییر زمان های خواب انسان های کنونی! مغز با انبوهی از اطلاعات طرف است که باید در طول خواب مرتب سازی کند و آن ها را به طبقه و رسته ی خاص خود بفرستد.
در چنین شرایطی کسی که بدون هیچ مرز و قیدی به استفاده از اینترنت مبادرت می ورزد، چشمه ی جوشان اطلاعات را می چسباند به ذهن مبارکش و این گونه است که اطلاعات از هر نوعی بدون هیچ فیلتری(البته فیلترهای دوستان عزیزمان هست ها) به ذهن می رود. وایبر و تلگرام و ... هم به این اتفاق کمک می کنند و اگر خدایی ناکرده خبری را ندیده باشید به لطف آن می توانید از آن هم با خبر بشوید.
نتیجه ی این ورود بی حد و مرز اطلاعات به ذهن، مشوش شدن آن است. ذهن در مدت زمانی که در حال بررسی و طبقه بندی اطلاعات است، نمی تواند روی موضوع ثانوی تمرکز کند. بنابراین افرادی که به استفاده ی بی رویه از این اطلاعات مبادرت می ورزند، در فعالیت های عادی متوجه عدم تمرکز خود می شوند. این مساله در دانشجویان و دانش آموزان باعث خواهد شد که نتایج امتحان و سطح درسی کاهش یابد. میزان این کاهش البته رابطه ی مستقیمی با توان مدیریتی افراد و سطح درگیر شدن آنها با خبر خواهد بود. درباره ی این موضوع در بخش های بعدی توضیح بیشتری خواهد آمد.



با توجه به طولانی شدن این موضوع، اجازه می خواهم تا در بخش دیگری به ادامه ی این مطلب بپردازم.


هدهد
۳ نظر

خودتو چند می فروشی؟

بسم الله


تا به حال فکر کردید به اینکه آدم ها چقدر ارزش دارند؟ با چه خط کشی می توان قدر آنها را سنجید؟

خب یکی از روش هایی که گفته شده این است که ببینید آن آدم خودش و اعتقاداتش را چند می فروشد. یعنی با چقدر پول حاضر می شود اعتقاداتش را زیر پا بگذارد، با چقدر پول حاضر است خودش را بفروشد؟

این ها که می گویم با اتفاقات پیش و پس از کرب و بلا هم کم و بیش مرتبط است. از آن به عنوان نمونه، مثال و شاهد می آورم اما روی صحبتم مسائل روز کشوری است.

یکی از مشکلاتی که همه ی ایرانی ها می دانند و احتمالن فقط جناب خواجه حافظ شیرازی بی خبر باشد بحث گرفتن رشوه و زیر میزی ها در شرکت هاست. این پدیده ی شوم سالیان سال است که همچون علفی هرز در تمامی ادارات ما ریشه دوانده و آن قدر ریشه اش درشت و تنومند شده است که گاه حتا پایش به میز دادگاه ها و شوراهای حل اختلاف هم می رسد. مسائل مختلفی درباره ی این موضوع می توان مطرح کرد. اما آنچه امروز می خواهم بیان کنم کمی نگاه متفاوت تری را خواهد داشت.

در حادثه ی کربلا، همه جور آدمی آمده بود. از قاری قرآن تا حافظ قرآن، از والی شهر تا رفتگر شهر، از رومی رومی تا زنگی زنگی! هر کدام هم با هدفی دور حکومت فاسد یزید جمع شده بودند. روی صحبت م امروز کسانی نیستند که از ترس جان و مال و ناموسشان به یاری امام عصرشان نشتافتند. این افراد که هم دنیایشان را باختند و هم آخرتشان را. رو در روی امام زمانشان ایستادند. بیشتر می خواهم نگاهی به آنها بکنم که به زعم خودشان زرنگی کرده بودند و با پول و وعده ی حکومت به میدان آمده بودند. آنها که اتفاقن خودشان را ارزان نفروخته بودند و برخی شان اتفاقن بهترین قیمت دنیایی را روی خودشان گذاشته بودند. عمر پسر سعد، قیمت اش به قدر حکومت ری می ارزید. شمر هم هم چنین. اینها قیمتی ترین اجناس یزید بودند. 

خب برمی گردم به بحث اصلی خودم. مردم کشورم، میهنم ایران، برای انجام کوچک ترین کارها نیاز مند پرداخت رشوه و زیرمیزی هستند. ثبت نام مدرسه می خواهی بکنی باید دم مدیر را ببینی. بیمارستان می خواهی بستری بشوی باید دم دکتر را ببینی. کار به جایی رسیده که در مرده شور خانه هم اگر بخواهی کارت سریع تر پیش برود باید زیرمیزی بسلفی! ( این یکی تا آنجا که می دانم در تهران کمتر رخ می دهد. البته اگر به بهشت زهرا کار برسد ممکن است قضیه فرق کند!)

این ها که برای انجام وظیفه یشان از مردم مطالبه ی پولی خارج از روند عادی کار می خواهند هم دارند بر سر دینشان معامله می کنند. آنها که با دو تومن و سه تومن( از نوع هزاری اش) کار راه بنداز هستند ارزان ترین آدمها هستند. این آدم ها همان قدر دو سه هزار تومن می ارزند. بیشتر از این اگر بهشان احترام بگذاری اسراف کرده ای( و خدا اسراف کاران را دوست نمی دارد!) اما آنها که گران تر هستند. آنها هم هر قدر که گران تر خود را و اعتقاداتشان را به فروش گذاشته باشند، باز هم قدر و منزلتی ندارند.


اما کوتاه کلام. این روزها بین مردمان من، آنچه به قیمتی ارزان در حال خرید و فروش است، نفس(به سکون فاء) است. آدمی است. شاید همین ها که به این ارزانی خود را و دین شان را به عرضه ی فروش گذاشته اند اگر در کربلا بودند با چند سکه حاضر می شدند در برابر خوبی مطلق بایستند. در لشکر یزید.

این برای خودم و آنهاست که محرم گذشته را سعی کردند حسینی باشند. اگر حسینی هستیم، نه قیمتمان آنقدر کم است که به چند سکه ی سیاه خود را بفروشیم. نه قدرمان آنقدر کم شده که بخواهیم کسانی را که اعتقاداتشان را معامله می کنند بخریم.

باید آزاد بودن را و آزاده بودن را تمرین نماییم.

در امان خدا.

هدهد
۱ نظر

دنیای مجازی چه بر سر ما (می) آورده است!!

 بسم الله


به زودی اگر کارهای خلق الله در دنیای واقعی بگذارد، راجع اثرات دنیای مجازی و اثرات آن خواهم نوشت.

درست که ما درس ش را نخوانده ایم اما به قول معتادها دردش را کشیده ایم.

این نوشته از زبان و به قلم یک معتاد تمام عیار به فضای مجازی و خوره ی اینترنت نوشته خواهد شد. پس خواندن آن را به تمامی پدر و مادرهای تازه معتاد به وایبر و فرزندان معتادترشان به دیگر فضاهای مجازی توصیه می کنم.

باشد که عبرت بگیرید. :)

والسلام


هدهد
۰ نظر
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان