هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

گذشت ممنوع

بسم الله


مقدمه:

این روزها کمپین های حمایتی زیادی برای آزاد کردن زندانیان از زندان ایجاد شده اند. کمپین هایی که یکی از حوزه فعالیت هایشان درباره ی زندانیان اعدامی می باشد.

مقدمه دو:

علی دایی بالاخره پس از چندین سال و چندین بار محکومیت آقای مایلی کهن این بار گذشت نکرد و ایشان به زندان اوین منتقل شدند! اما ماجرا به این جا ختم نشد و تمامی فوتبال یک صدا شده اند که علی دایی باید گذشت می کرد!!

مقدمه سه:

در قانون جزای اسلامی و غیر اسلامی، برای کسانی که جرمی را مرتکب می شوند و شاکی خصوصی دارند، حکمی را صادر می کند که متناسب با جرم فرد مرتکب شونده است. در ایران اگر شاکی خصوصی در این موارد رضایت خود را اعلام بکند، فرد مجرم از اجرای حکم صادره مصون می ماند. در دیگر کشورها هم لابد چنین حکمی باشد. البته اگر علاوه بر جنبه ی خصوصی جرم فرد عمومی نیز باشد آن وقت حکم خاص خود را خواهد داشت.


اما بعد:

سکانس یکم:

خیلی وقت بود که می خواستم درباره‌ی مجازات ها و قصاص اعدام برای قتل نفس ( نه اعدام برای موارد دیگر) بنویسم اما دیگر امروز با خواندن واکنش ها به مجازات آقای مایلی کهن به نظرم آمد باید نوشت. (هرچند برد صدای ما در این وبلاگ اندازه ی فریاد هم نیست ولی از نگفتن بهتر است.)

متاسفانه با زندان رفتن آقای مایلی کهن، عده ای به راه افتادند و برای گرفتن رضایت از آقای دایی تلاش کردند. این درحالی بود که اطرافیان آقای مایلی کهن و ظاهرن خود ایشان از به زندان رفتن استقبال هم کرده اند!! حرف همه ی آنها هم که به دنبال گرفتن رضایت بوده اند، این بود که آقای دایی باید به حرمت مربی گری ایشان در سال های قبل فوتبال رضایت بدهند. برخی ها هم بودند که آمدند و از اساس آقای دایی را مقصر دانستند و ....


سکانس دوم:

یک شخصی مرتکب قتل نفس می شود. بعد تمام بازیگران و نهادهای داخلی و خارجی، می افتند به صرافت گرفتن رضایت از خانواده ی مقتول. گاهی هم در مواردی آن قدر آش را شور می کنند که خانواده ی مقتول را به قصاص مصر می کنند. در این زمینه حتا خود مسئولان قوه قضاییه هم گاه پیش قدم می شوند برای گرفتن رضایت از خانواده ی مقتول.


اما حرف بنده؛

هدف از نوشتن حکم قصاص، یا مجازات های اسلامی برای جرمها و مجرمها، جلوگیری از جرم است. هرقدر که جرم سنگین تر، مجازاتش هم سنگین تر می شود. اساس قوانین هم همین است. یعنی کسی که می خواهد جرمی را مرتکب شود، بفهمد، یادش بیافتد که مجازاتش چیست و منصرف شود.

با این جریان فزاینده ای که در زمینه ی گرفتن رضایت از شاکیان در حال رخداد است و با این همه تبلیغاتی که برنامه ای مانند ماه عسل می کند، نمی توان انتظار داشت که نقش بازدارندگی این مجازات ها همچنان باقی بماند!!

حالا این روزها کسی که می خواهد دست به قتل بزند خیالش راحت است. طبق آمارها از هر چند تا اعدام تنها یک چندمش انجام می شود و باقی آنها با رضایت خانواده ی مقتول حل می شود! حالا حتا قاتل خیالش راحت است که هم به هدفش می رسد و هم خانواده ی مقتول که محق هستند در قصاص وی، آنقدر تحت فشار قرار می گیرند تا رضایت بدهند. بعد اگر رضایت هم ندهند ده ها فحش نثارشان می دهند که فلان است و فلان!

من از تمام مردم ایران، از قوه ی محترم قضاییه و هر کسی که شاکی است، درخواست عاجزانه دارم نبخشند.

نبخشند تا کسی که اشتباهی مرتکب می شود بداند تاوان آن را پس خواهد داد.

نبخشند تا بدانند که آدم هایی که در حق کسی خطایی را مرتکب می شوند در قبال آن شخص مسئولند نه طلبکار.

نبخشند تا یادمان بیاید که حق برای شاکی است. مجرم حقی را ضایع کرده. اگر دلمان به حال مجرم می سوزد نباید و حق نداریم محق را به آزار و اذیت بکشانیم. نباید محق از حق خود به خاطر فشار افکار عمومی بگذرد!

نبخشند تا یاد بگیریم خود را کنترل کنیم. تا یاد بگیریم حقوقمان و آزادی هایمان تا کجاست.

تا یاد بگیریم کظم غیظ و تقوای الهی چیست.

نبخشند.

نبخشید.

نبخشید.

لطفن مدتی نبخشید.

هدهد
۱ نظر

یه کم اسید بپاش روشن شیم!


بسم الله


این روزها نیمی از جهان قربانی نادانی فرد یا افرادی شده است و روزها و شبهای زنان و دختران سرزمینم با غم و اندوه و ترس گره خورده است.

حادثه ای بس دردناک و عذاب آور، که هنوز باعث و بانی آن مشخص نشده است. اما همانند بسیاری حوادث طبیعی و غیرطبیعی که در ایران رخ داده است، و رسانه های خارجی از آن سرسره ای برای بازی با روح و روان ملتم ساخته اند، امروز نیز این حادثه دست مایه ی آنها شده است.

زلزله در ورزقان آمد، مردم غیور خطه ی آذربایجان آسیب جدی دیدند و رسانه های خارجی، به جای کمک نمک زدند به زخم این خطه.

بعدتر زلزله ای در خراسان نیز آمد که آن هم زخمه ای بر پیکره ی این مردم وارد آورد اما دریغ از پوشش نصفه و نیمه ای از آن در همین رسانه ها به دلیل عدم سود این منطقه از لحاظ اختلافات قومی و قبیله ای!

امروز اما همین رسانه ها سردمدار شده اند برای آنکه حادثه ی اسیدپاشی به دختران سرزمینم را به نهی از منکر و اسلام گره بزنند. وجود برخی تجربیات تلخ گذشته ی مردمان این سرزمین البته در توفیق آنها در این مورد هم بی تاثیر نبوده است.

من مسلمان و ایرانی ام. تا انجا که در اسلام خوانده ام، نهی از منکر و امر به معروف در هیچ مقطع و سطحی آسیب رساندن را مجاز نمی داند. اسلام من اسلام شمشیر نیست. اسلامی نیست که برخی ها پس از فوت پیامبر صلی الله علیه و آله سعی در معرفی آن داشتند. حال من اعاده ی حیثیت می کنم از همه آنها که این حادثه را به مسلمانان نسبت می دهند. کدامین آنها با ادله و مدرک این نسبت نابه جا را می دهند؟

مسئول محترم این روزها باید بیشتر تلاش کنی. دعای خیر ما پشت و پناهت. ما را از این شماتت های گناه ناکرده برهان.

دختران سرزمینم، زنان سرزمینم.

شما را به خدا، مراقب خود باشید.

و شمایی که جای درمان، زخم ها را بیشتر می کنید و کینه می کارید به دل مردم،

هیهات از روزی که حیله تان بر ملا شود که آن روز دیگر در دل مردم جایی ندارید.


خدایا، برای مردمان سرزمینم آرامش ابدی می خواهم.



هدهد
۳ نظر
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان