هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

ما دهه هفتادی ها، شما دهه شصتی ها

بسم الله


دلیل نوشتن این پست این بود که دوستان دهه شصتی مدت زیادی هست که در جامعه مجازی گوگل پلاس که عضو اون هستم، به متولد شدن در این دهه افتخار کردن و دهه هفتادی ها رو با عناوین مختلف مورد خطاب قرار دادند.

خب واقعن این مدل نگاه کردن دوستان شصتی مثل اینه که ملاک آدم ها به جای تقوا، رنگ پوست و ملیت و زمان تولد شده باشه.

اما چه چیزی هست که مایه افتخار ما باید باشه؟ 

دهه شصتی ها به چیزهایی افتخار می کنند که اصلن در اون نقشی نداشته اند. در جنگ و بمباران ها تمام آن چه که نصیب این رفقای شصتی ها شده کوپنی دست پیدا کردن به مواد غذایی بوده.

این دوستان به توپ پلاستیکی و کارتون های رنگ و رو رفته و فوتبال بازی کردن با سنگ و هزاران چیز دیگه افتخار می کنند که من هم که در میانه ی این دعوای هفتادی و شصتی متولد شدم اونها رو تجربه کردم.

دعوای دیگر این رفقا شده اینکه دهه هفتادی ها فلان ویژگی اخلاقی رو دارند و .... . هرچند این مساله رو نمی شه رد کرد که کودکانی که در بازه ی زمانی مشخص (من به نظرم حداکثر سه سال) متولد میشن به خاطر شرایط تقریبا یکسان زندگی اخلاق های مشابهی پیدا می کنند اما این رو نمی شه تعمیم داد به بازه ی ده ساله.

اما مایه ی افتخار ما به عنوان دهه شصتی و دهه هفتادی باید چه چیزی باشه؟

الان دیگه کم کم دوستان دهه شصتی باید در میانه راه رسیدن به رده های بالای شغل خودشون باشند و یا در اوایل اون باشن. باید دوستان شصتی کلاهشون رو قاضی بکنن و ببینن در تحولات کشور چقدر تاثیر گذار بودن؟ کدوم مشکل مملکت رو حل کردن؟ برای کدوم مشکلها فکر کردند و راه های حل کدامین مشکل ها رو هموار کردن؟

باید منصفانه بنشیند و فکر کنند که برای تربیت نسل بعدی خودشون چه قدر آماده هستن و چه کارهایی کردند و چه برنامه هایی دارند؟

اگر برای سوال های بالا پاسخ مناسبی داشتند، بسم الله. بگویند تا با هم به آن افتخار کنیم ولی اگر کاری نکرده بودند به جای تحقیر جوان تر جا باز بکنند تا شاید نسل بعدی ( دهه هفتادی ها) بتونه این مشکلات رو حل بکنه!

دهه هفتادی ها از رفاه نسبی بیشتری برخوردار بودن، سطح کیفی مدارسشون بالاتر بود و .... بنابراین باید به اندازه ی توانشون ازشون انتظار داشت و ازشون کار خواست. بچه های این دهه با این ویژگی ها باید بتونن قله های بلندتری رو فتح بکنن. انتظار ازشون همینه.


ختم کلام.


هدهد
.....
۱۸ شهریور ۰۰:۵۷
احسنت!
پاسخ :
نظر لطف شماست.
ناشناس
۱۸ شهریور ۰۸:۱۸
سلام
چه خوب کردید که توی وبلاگتون نوشتید. توی پلاس این قدر شلوغه که آدم خیلی از حرف ها رو نمیشه بزنه. واسه همین خلوت و اختیار صفحه وبلاگ برام بسیار جذاب تره.
این موضوع خط کشی دهه هفتاد و شصت به نظر خودمم هم خیلی چیز پسندیده ای نیست. اما خب گاهی واقعا وجود داره.
من متولد نیمه دهه شصت هستم و خواهرم اوایل نیمه دهه هفتاد.
خودم که با هم سنای خودم بالا اومدم و می شناسمشون و توی دانشگاه کارشناس دهه هفتادی ها بودم. پس اونا رو هم نسبتا خوب می شناسم.
شاید چیزی که باعث شده بچه های دهه شصت این قدر بخوان خودشون رو متمایز از بقیه بدونن، اینه که جدا سختی های زیادی رو متحمل شدن.
ساده ترین و بدیهی ترینش رو که تقریبا بین اکثر متولدین این دوره شایعه بگم، فشار دوران بارداری مادران این بچه هاست. به قول معروف ما بچه های موشک بارانیم! این فشار در برهه های مختلف زندگی خودش رو بروز می ده. 
فشار حاکم بر اعضای خانواده ، چه از قبیل سختی هایی خاص اون دوران ، چه نبودن اعضای خانواده کنار هم، چه نبودن امنیت و آرامش برای خانواده و خیلی چیز های دیگه
فشار سال های کنکور و دانشگاه قبول شدن! سر کردن و گذروندن دوران بچگی بدون امکانات...
البته این اقتضائاتیه که کسی در انتخابش نقشی نداشته.
من به همون میزان که دختر دهه شصتی می شناسم که دلم می خواد از بی بند و بازی خفه ش کنم، دخترای متولد هفتاد به بعد هم میشناسم که واقعا مهذب و کاربلد و توانمند هستند.
می خوام بگم اگر چه بودن یا نبودن رفاه و امنیت تاثیر فراوانی در نوع توانمندی و نگرش فرزندان خواهد داشت، اما اون چیزی که از همه بیشتر تعیین کننده س، سبک فرزند پروری خانواده هاست.
حقیقتش رو بخواید من با این که بچه های متولد هفتاد الان دیگه 22 سال رو دارن! برای خود من اصلا جا افتاده نبود که بتونم بهشون اطمینان کنم و مسئولیت پذیریشون رو امتحان کنم، تا این که بجهت جایگاه شغلیم توی دانشگاه و حتی آشنا شدن با یه سری از بزرگوارن در همین جامعه مجازی پلاس، متوجه شدم چه بسا متولدین هفتادی که بسیار توانمند و عاقل هستند. باز هم تکرار می کنم که این تیپ شخصیتی حاصل تربیت درست والدینه.
خوشحالم که اطرافیان دهه شصتی که می بینم، بحمدالله تونستن حایگاه های اجتماعی خوبی داشته باشند و امید فراوانی می ره که در انتخابان شورای مجلس اسلامی دوره آتی، تحولات عظیمی مشاهده بشه. چرا که بسیاری از دهه شصتیا به سن مجاز شرکت در انتخابات خواهند رسید.
و توقع شما هم کاملا صحیحه. 
اگر که از دهه شصتیا توقع 70 میره، از دهه هفتادیا توقع 90 میره. به جهت امکاناتی که برای رشد و بالندگی در اختیار داشتن.

خوبه که ما همه با نوع رفتارمون به همین دیگه بفهمونیم که زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست، هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود، صحنه پیوسته به جاست، خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد!

والسلام

ش . روحانی
پاسخ :
سلام
ممنون.
موافقم با نظراتتون. منتها به نظر می رسه همین عدم اعتماد شما به دهه هفتادی ها، به شکلی گریبان خودتون رو هم گرفته. به این شکل که دهه های بالاتری شما به شما آنچنان اطمینان نکرده و حاضر نیستند پست های کلیدی رو دست شما بدهند. به نظر لازمه این چرخه ی معیوب عدم اعتماد یک جایی شکسته بشه.

ص
۱۸ شهریور ۱۷:۱۰
به عنوان یه دهه شصتی که دو هفته بعد از فتح خرمشهر به دنیا اومدم به شما خبر میدم تجربه‌ی شنیدن صدای آژیر و بمباران و موشک و ترس و پناهگاه و دود و لرزیدن زمین و خون و ... رو دست کم نگیرید. این ها کم تأثیری در روحیه‌ و اخلاق و تربیت بچه های زیر هفت سال نمیذاره.
*
به نظرم دهه شصتی ها امروز فقط می توانند به این افتخار کنند که دهه هفتادی ها روی شانه ی آن ها ایستاده اند؛ اگر به درستی ایستاده باشند.
پاسخ :
سلام
اینها همه قبول. کسی منکر این قضیه نیست. ولی همه ی اینها هم دلیل نمیشه که دوستان دهه شصت بی اعتماد به دهه هفتادی ها باشند و یک کولونی درست کنند از خودشان و کسی از بیرون را به آن راه ندهند.
دوستان عزیزی که در دوره جنگ به دنیا اومدن یا در سال بعد از پذیرش قطع نامه می تونن از این تجربیاتشون بگن و اتفاقن از این تجربیات در جهت مثبت استفاده کنند ولی نمیشه که تنها به واسطه شنیدن صدای بمب و آژیر قرمز یک دهه ی بعد خودشون رو تحقیر کنند!
تمام عشق ما ایستادن در کنار شصتی ها برای ساختن مملکت هست و نمی خواهیم روی شانه ی رفقا بریم. منتها دوستان حتی کنار خودشون هم هفتادی ها رو نمی پذیرند.
ان شاالله بزرگانی از هر دو دهه ( متولدین شصت و هفتاد) جمع بشن و این معضلات رو حل و فصل بکنن.:)
مــ ــــازح
۲۰ شهریور ۱۸:۲۷
دهه شصتی هفتادی
نمی دونم. هیچ وقت راجع به این موضوع بحث نکردم. ولی نمی دونم چرا احساس خوبی نسبت به آینده و سرنوشت دهه شصتیا ندارم.از نظر من دهه شصتیا یه نسل سوخته هستند. یه نسلی که سوختند، فدا شدن. فدای سیاستهای غلط، روشهای تربیتی نادرست. سیاستی که باعث شد دهه شصتی های ما اکثرا مجرد باشن و دهه هفتادیامون متاهل. نمی دونم بتونید درک کنید یا نه
شایدم حرف من غلط باشه. ولی به نظر من ماها موش آزمایشگاهی بعداز انقلاب بودیم که تقریبا موندیم رو هوا. قرار بود جایگزین نسلی بشیم که تو جنگ از دست رفت. بدون هیچ برنامه ای دستور به آمدنمون دادن و بدون هیچ برنامه این دستور لغو شد
سالهاست که مارو با درس و دانشگاه الکی(غیر مفید) با مدرک بازیا مشغول کردن تا بگذره این دوران به امید اینکه خدا نگاهی می کنه ولی تا حرکتی نباشه برکتی هم نیست. ماها فدای بی برنامگی ها شدیم. دوست داشتم دهه شصتی وجود نداشت
پاسخ :
مجرد موندن شصتی ها رو خیلی به سیاست های غلط وابسته نمی دونم! اما می پذیرم که متاسفانه طرح های آزمایش و پرپرش (پر پر کردن طرح) زیادی در کشور اجرا شد که...
زهـرا ...
۰۴ آبان ۱۷:۱۷
کاملا موافقم ...
جای حرف دیگه ای باقی نمیمونه. کامل بود :)٢
مــــــــ. یــ.مــ
۲۰ دی ۲۲:۳۰
:(
چه افتخار پوچیه 
من هردوگروه رو درک نمیکنم...
حالا مثلا که چی خب:-/
پاسخ :
ما که بین دهه هفتادیها و دهه شصتی ها گیر کردیم و با هردو خاطره داریم.
این مساله هم بیشتر از سمت دهه شصتی ها شروع شده و اونا افتخار کردن به بلاهایی که سرشون اومده :)

مــــــــ. یــ.مــ
۲۱ دی ۰۰:۲۵
:)
اونا شروع کردن:)))
چه خوب بود این 
پاسخ :
مگه غیر از اینه؟ :)
مــــــــ. یــ.مــ
۲۱ دی ۰۰:۴۲
نه منظور چیز دیگه بود 
یادم به دعواهای بچگیمون افتاد میرفتیم جلوی مامان باباها میگفتیم کی اول شروع کرد:)
پاسخ :
:))))
ساجده قنبری
۲۶ خرداد ۱۴:۱۱
دهه شصتی بودن افتخار نداره. اتفاقا درد داره. درد نداشتن خیلی چیزها که نداشتیم. و مهمترینش این که تعداد بالای ما روزهای سختی در کنکور ها، بازار کار و خیلی جاهای دیگر برمون رقم زده.
پاسخ :
ما هم در این درد و رنج همراه شما بودیم به واقع،
از این جهت که هرقدر که از شما نمی تونستن و پشت دیوار کنکور می موندن روی سال های بعدی ترافیک انباشته ایجاد می کردن. رقابت بعد از دهه شصت تا دو سه سال بعدتر ش هم ادامه داشت
یک نویسنده
۱۸ آبان ۱۸:۵۷
نژادپرستی به کجاها کشیده شده. دیگه از حیطه رنگین پوستی خارج شده. همه ی ما در این جامعه زندگی می کنیم و بجای این تفرقه افکنی باید مسایلی رو پیش بکشیم که باعث ایجاد وحدت بشه تا مشکلات جامعه رو با هم بهبود بدیم. 

پاسخ :
سلام
من خودم طرفدار ایجاد اتحاد و هم بستگی هستم. این متن رو هم همون وقت ها نوشتم و خیلی هم تند و تیز هست. ولی به هر روی اتفاقی هست که رخ میده هر روز ولی واقعا چه چیز هست که آدم ها رو نسبت به هم برتری میده؟ در مسائل انسانی و حقوق اولیه انسانی هیچ. ولی وقتی به حوزه های خاص کشیده میشه تجربه و علم و ... می تونه اون ها رو با هم متمایز بکنه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان