هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

سلام خدا بر تو ای حسین علیک السلام


بسم الله


سلام خدا بر خوب خوبان. سلام خدا بر کشتی نجات. سلام خدا بر مصباح هدی.

سلام تو را من و خانواده و مال و جان و دار و ندارم به فدا.

سلام آقا جان.

دلتنگ می خواهی آقا. دل شکسته می خواهی آقا؟ اینجاست همه اش.

می شود به هیئت تک نفره من سر بزنی آقا؟

روضه می خوانم آقاجان.

روضه غریبی و بی کسی و تنهایی.

روضه می خوانم و با هر کلامش جانم به آتش میوفتد.

آقاجان،

حالا یتیمی و کوچه گردی و تنهایی را نه که بفهمم، کمی فقط لمسش کردم

که من کجا و کودکان یتیم و زنان و فرزندان شما کجا؟

که آنها در مجلس...

بماند آقاجان.

بماند که من و تنهایی و توفیق نداشته ام، حالا همراه هم شده ایم.

آقا جان، آنقدر نیامده ام نیامده ام که حالا ترس آمدن دارم.

روزی که اولین بار رفتم مکه، گفتند وقتی اولین بار نگاهتان به کعبه افتاد سه خواسته بخواهید و مستجاب می شود ان شاالله. همان روز و همان لحظه که سجده کردیم تا وقتی سر از سجده بالا می آوریم کعبه را ببینیم، از دلم گذشت که بخواهم که همان جا بمیرم. در پاک ترین لحظه عمرم پس از کودکی. ولی جرات نکردم آقا. جرات نکردم که حتی این را بخواهم. از دلم گذشت ولی آنقدر شجاعتش را نداشتم که به زبان بیاورم. حالا هرچه قدر هم که فکر می کنم از خدا چه خواسته ام یادم نمی آید.

آقاجان لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیه از رسیدن به بین الحرمین از رفتن به بالای تل زینبیه تا رسیدن به حرم و قدم گذاشتن به حرم را در ذهنم مرور کرده ام. بارها و بارها فکر کرده ام که چه می کنم. می دانم برسم پایم یارای همراهی نخواهد داشت. می دانم که شده سینه خیز و کشان کشان خودم را خواهم رساند به حرم. تا دمی و نفسی در حرم شما باشم. که باور کنم که رسیده ام....

می رسم؟


پ ن: دست من کوتاست یا ایها الناس. ای دوستان و رفقای هیئتی، این محتاج و فقیر را فراموش نکنید. دعا کنید رفقا.

پ ن۲: من زنده ام هنوز ولیکن محرم، عاشورا، بی مولا، بی سرور، بی دیدن روی امام، این چه زنده ماندنست که اوف بر تو ای دنیا...

هدهد
آرزوهای نجیب (:
۲۰ مهر ۲۲:۲۰
اونجا که گفتید: " به هیئت تک نفره من سر بزنی آقا" اشکم در اومد
ایشالا از همین هیئت تک نفره به بهترین ها برسید (:
عاقبت بخیر شید به حق پنج تن (:
پاسخ :
ان شاالله
ان شاالله
شما هم ان شاالله عاقبت بخیر بشید
د‌ل‌باخته ..
۲۱ مهر ۱۷:۰۹
ما بر جای بودیم...
پاسخ :
...
مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
۲۱ مهر ۱۸:۰۶
میدونید خیلی خوب بود خیلی:)
هیئت تک نفره منو یاد ماجرای تابلوی. عصرعاشورای استاد فرشچیان انداخت:)
پاسخ :
:'( نشستم و این ها اومد و نوشتم، بی سانسور...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان