هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

باورها


بسم الله


اینکه یک نفر باورهایی داشته باشد، خیلی خوب است. یعنی حداقل اش این است که معلوم است با خودش و دنیا و اطرافیانش چند چند است. همین قدرش خیلی خوب است. اشکال کار آنجا شروع می شود که فرد بخواهد باورش را به باور بقیه افراد گسترده و آنها را مجبور کند که به باور وی باور پیدا کنند. نه تنها موفق نمی شود که ممکن است چنان اثر معکوسی ایجاد کند که حتا اگر باور مذکور خوب هم باشد، کسی باورش نشود.

اما اگر غیر از مجبور کردن باشد، باور مذکور وقتی در برابر تفکرات انتقادی و تخریبی برخی دوستان قرار بگیرد باعث میشود اگر مشکلی داشته برطرف شود و اگر بر حق است، باقی بماند و رشد کند. یکی از اشکالاتی که حداقل مسلمان ها با آن رو به رو هستند این است که از اسلام باورهایی برای خودشان ساخته اند و آن را حفاظت می کنند در حالی که این باورها با دین فاصله ی از زمین تا آسمان دارند. گاهی این دفاع از باورهای خود ساخته چنان قوی می شود که حاضر به شنیدن حرف مخالف نیستند و در حالات قوی تر، مخالف را نابود می کنند. این مساله شیعه و سنی ندارد و به طور کل تمام جامعه ی مسلمین را تحت تاثیر قرار داده است. این در حالی است که اگر به درستی یک باور باور داشته باشیم، نه تنها نباید از ارائه آن بترسیم که باید آن را در برابر همه بیان کنیم و انتقاداتشان را بشنویم و برای آنها پاسخ درخور بیابیم.

اگر فرآیند ارائه ی باور و انتقاد از آن به درستی انجام شود و با آن برخورد ضربتی صورت نگیرد، آن وقت می توان امیدوار بود که اسلام واقعی از خرافات راهش را جدا کند و دست نخورده و عاری از هر باور اشتباه باشد.

برای مثال و پایان بحث، برادران اهل سنت ما، و ما شیعیان از یکدیگر باورهایی را در گوش و سینه ی خود راه داده ایم که کمتری نسبتی با طرف مقابل ندارد. به طور مثال، یادم هست که وقتی در حج بودیم به ما می گفتند وقتی که سلام آخر را دادید سرتان را به این طرف و آن طرف نچرخانید چرا که برخی از برادران اهل سنت ما این تصور را دارند که ما در این چرخاندن سر به اطراف لفظی جز الله اکبر را به کار میبریم و باورهای عجیب و غریبی در این مورد داریم. ما شیعیان هم باورهای عجیب و غریب کم از اهل سنت نداریم. به نظر می رسد که وجود گوشی برای شنیدن انتقاد بتواند همه ی ما را به سمت تقریب و نزدیکی مذاهب سوق بدهد و اسلام را خرافات خودساخته ی ما بزداید. خرافاتی که عمر برخی هایشان به اندازه خود ظهور اسلام است!

ان شاالله روزی برسد که مسلمان و غیرمسلمان بتوانند سخن یکدیگر را به آرامی بشنوند و بدون عداوت نسبت به آن سخنان واکنش نشان دهند.

یا علی.


هدهد
علی خلیلی
۲۰ آذر ۱۳:۴۰
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
با سلام
به نظر می رسد در طول تاریخ کسانی که توان علمی پاسخ گویی به شبهات را نداشتند بر کرسی نشسته اند ، و با توجه به ضعفشان از شناخت اسلام حکم کرده اند برای مثال **** ** **** **** **** ***** همواره در برابر پاسخ به تقابل ظاهر و باطن آیات قرآن کریم جمله معروف الکیفیت مجهول و سوال عنه بدعه را مطرح می کرد و ساءل را منحرف خطاب می نمود . در مقابل جعفر بن محمد الصادق(ع) بار ها با صوفیان و ملحدین جلسه بحث داشته است کتب فراوانی با عنوان الاحتجاج به شرح همین مسائل پرداخته اند . اما آن چه امروز شیعه و سنی روی آن توافق دارند فساد وهابیت و تکفیری گری است که باید حسابش را از اسلام جدا کرد . خلاصه این که تشیع و تسنن با هم همزیستی مسالمت آمیز و برادرانه دارند و وجود فتاوای حضراتی چون سیستانی و شیخ شلتوت گواه بر این مدعا است . با خارج از جهان اسلام نیز همواره علما در ارتباط بوده و پاسخگو بوده اند ولی پرده ای که برخی به چشم زده اند مانع دیدن نور الهی شده و مصداق آیه بکم امی فهم لایعقلون شده اند . سر آخر از شما که چنین مبحث مهمی را مطرح کردید ممنونم .
پاسخ :
سلام
ممنون بابت نظرتون.
با اجازه ی شما بخشی از متن رو حذف کردم، چون به نظرم، ممکن بود ایجاد بازخورد منفی (گارد گرفتن) بشه و بنده فکر کردم که شاید بهتر باشه بدون نام از این منش و روش برخورد صحبت بشه.
درباره ی زندگی مسالمت آمیز شیعیان و اهل سنت هم، به نظرم کمی اغراق شده، چون علی رغم فتاوای این بزرگواران هنوز هستند برخی ها که بر طبل اختلاف می کوبند و متاسفانه پیروانی هم دارند.
در آخر هم باید اضافه کرد که پرده را گاهی خودمان میزنیم به چشم مخاطبان اسلام و اتفاقن اگر بنده و امثال بنده نباشند، مخاطب اسلام بی پرده با آن رو به رو می شود.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان