هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

توافق بزرگ

بسم الله


اول سلام، بعد از مدت ها دلم برای وبلاگم تنگ شد و زمانی پیش اومد تا دوباره روش کار کنم.


اما بعد،

این روز ها صحبت از توافق هسته ای در تمام کشور ما هست و از کوچه و بازار بگیرید تا جلسات خصوصی بزرگان مملکتی همه به تحلیل آنچه رخ داد می پردازند. هنوز هم که هنوز است، تحلیل درست و جامعی در بین سیاسیون وجود ندارد که بتواند به طور کامل این توافق را بررسی نماید. شاید باید زمان بگذرد تا به طور کامل از آنچه رخ داد تحلیل جامعی بدست آورد.

در چند سال اخیر کشور ما تحت تحریم های بی شماری قرار گرفته بود که یکی از مهم ترین آنها تحریم دارو بود. تحریمی که فشارش را نه تمام مردم بلکه بیشتر مستضعفین جامعه متحمل می شدند. مستضعفینی که در بیمارستان های دولتی با امکانات نه چندان مطلوب درمان می شدند و برخی با مساله ی تامین دارو مواجه می شدند. تحریم های دیگری هم بود که به مردم فشار وارد می کرد. عدم ورود منابع مالی به داخل کشور، بی پولی نسبی دولت و .... که در اینجا مجال بحثش نیست.

اما باید گفت که مردم بیش از همه از این تحریم ها در فشار بودند. این فشارها تا حدودی هم در انتخابات اخیر خود را نشان داد و انتخاب آقای روحانی به عنوان کسی که شعار بهتر شدن اوضاع اقتصادی را می داد مهر تاییدی بود بر این تحمل فشار توسط مردم.

در این فضا توافقی انجام شد که برخی از تحریم های موجود را تعلیق و برخی را که همین اواخر ندای انجامش را در دنیا سر می دادند تصویبش را لغو کرد. اما هنوز مشکلات اساسی باقی ست. تحریم دارو هنوز به طور مشخص اعلام نشده که چه پایانی خواهد داشت؟

اما بعد از توافق، روزنامه ها و مخالفان سیاست های دولت شروع کردند به انتقاد و در برخی موارد هم که کار بالا می گرفت از انتقاد به اعتراض شدید اللحن تغییر می یافت.

در حال حاضر که این متن را نگارش می کنم تعداد زیادی از انتقادات و اعتراضات مخالفان سیاست های دولت را در فضای اجتماعی مطالعه کرده ام و تقریبن از فحوای کلام دوستان مطلع هستم اما باید ببینیم که واقعن چه مقدار از این اعتراضات و انتقادات وارد است؟

ما در دنیایی در حال زندگی هستیم که کشور ها به یکدیگر نیاز دارند و بخشی از نیازهای خود را از طریق واردات تامین می کنند در چنین فضایی وقتی ما بخواهیم فعالیت بکنیم و به بقای خود ادامه بدهیم دو راه بیشتر نداریم. اگر می خواهیم ارتباط خود را از دنیا قطع کنیم خود را در زمینه ی کالاهای اساسی نظیر گندم و برنج بی نیاز کنیم و یا اینکه با مذاکرات و ... سعی کنیم علاوه بر این که استقلال خود را حفظ می نماییم و با حفظ منافع ملی خود با دنیا ارتباط برقرار نماییم. با توجه به اینکه سال های سال است ما تنها به نفت تکیه کرده ایم و از خودکفایی در زمینه ی کالاهای اساسی سر باز زده ایم راهی به جز توافق نداشتیم. این مساله هم نه ربطی به این دولت دارد و نه دول قبلی به تنهایی! سیاست کلی تمام روسای جمهور این بوده که نفت بفروشیم و زنده بمانیم!

ابر قدرت هایی مانند چین، روسیه، آلمان، فرانسه، انگلیس و آمریکا منافع و نیازهای خود را با استعمار - استعمار هنوز نمرده است، تنها شکلش عوض شده- کشورهای ضعیف تر تامین می کنند و ما باید ببنیم که در پازل قدرتی دنیا چه می خواهیم؟


مخلص کلام اینکه، توافق در مذاکرات لازم بود و راهی جز این نبود. مقاومت را باید مردم بکنند که آنها هم نمی خواستند. اگر روزی خواستیم صحبت از عدم توافق و مقاومت و ... بکنیم باید ابتدا فکری به حال دژ محکم بودن کشور و امکان تامین نیازهای اساسی از درون کشور بنماییم.

زمان باید بگذرد تا عواقب توافق مشخص بشود اما آنچه هم اکنون می توان گفت این است که به نظر اصل توافق و توقف هرچند کوتاه تحریم ها اتفاق مبارکی بود.

هدهد
محمد امین
۰۹ آذر ۰۶:۴۰
هنوز مشخص نیست توقف تحریم ها و بازگشت منابع مالی در ازای چه بوده؟!
پاسخ :
من هم به همین دلیل تنها لزوم تحریم رو مورد نظرم بوده، چون روزانه انواع و اقسام تحلیل ها در باره ی چه داده ایم و چه گرفته ایم مطرح میشه و هنوز کسی به یک جمع بندی کامل نرسیده است.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان