هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

درک مطلب


بسم الله


امروز و دیروز داشتم کار یک اصطلاحن مهندس رو درست می کردم. زحمت کشیده بود لپ تاپ یکی از اهالی فامیل رو درست کرده بود( سعی کرده بود درست بکنه) بعد خب نه اینکه خیلی خراب و داغون کرده باشه ها. نه تلاش ش رو کرده بود. خلاصه با تلاش فراوان و کلی زحمت، بالاخره تونستم خراب کاری ایشون رو در طول دیروز و امروز اصلاح کنم و لپ تاپ رو بار دیگر به دنیای دیجیتال برگردونم. (بدون تعویض ویندوز و در واقع کار ایشون رو از بیخ نابود نکردم)

این حادثه یک نتیجه ی اساسی داشت و من تازه این موضوع رو درک کردم که چرا پزشکان دست به کار قبلی همکارشون نمی زنن. :)

فی الواقع پزشکان به مرور احتمالن یاد گرفتن که همکار قبلی ممکن است خراب کاری هایی کرده باشد که در بدن بیمار هنوز وجود داشته باشد و به دلیل اینکه فرد نباید از اسرار پزشکی مطلع باشه، توی پرونده ی بیمار هم نیست. بعد پزشک بعدی اگر بخواد دست به کار همکارش بزنه ممکنه خودش رو به دردسر بندازه.

بنده هم زین پس تصمیم گرفتم که دست به کار نصفه ی کسی نزنم. چون معلوم نیست طرف چه کارهایی کرده و چه کارهایی نکرده و چه فرضیاتی وارد کرده و نکرده و خلاصه دردسرش از شروع یک کار جدید بیشتر هست. و من به شما هم توصیه می کنم که دست به کار نصفه و نیمه ی کسی نزنید که ازش بلا خیزد...

والسلام

هدهد
زهـرا ...
۲۹ آبان ۱۴:۴۰
هووم نکته ی جالبی بود :)
دقت نکرده بودیم :دی
الان درس عبرت شد برام :))
پاسخ :
جلسه ی بعدی کلاس کلید اسرار ... :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان