هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

سیاست فرهنگیٍ ایران خودرویی


بسم الله


داشتم فکر می کردم راجع به سیاست های کلی فرهنگی کشور و از اونجا که به دلایل مختلف با ساختار ایران خودرو بیشتر آشنا هستم. دیدم که چقدر ما سیاست مان در قبال ایران خودرو با سیاست هامون در قبال فرهنگ مشابه است.

در زمینه ی خودرو برای اینکه امکان رقابت با شرکت های خارجی خودرو سازی فراهم نشده است، دولت مردان مرزهای کشور را به روی واردات خودروهای خارجی با اعمال مالیات ورودی سنگین بسته اند و به این ترتیب فرصتی را برای خودروسازها فراهم کرده اند تا با خیالی راحت از رقابت با خارجی ها، با یکدیگر رقابت کنند و هرگاه تهدید شدند که کیفیت را بالا ببرند چماق تعداد بالای کارمندان و شرکت های وابسته را بلند کنند و دولت عقب نشینی کند. به این ترتیب نه تنها کیفیت تولید بالا نرفته است بلکه روز به روز از صنعت دنیا عقب تر رفته ایم. البته مدیران این صنایع هم الحق در خبرسازی و تبلیغات کم نگذاشته اند و خودروی ملی یی تحویل خلق الله داده اند که هنوز که هنوز است قطعات یدکی اش را نتوانسته اند درست و درمان تولید کنند و برخی قطعات خودروی خودمان را ندارند!! (ما خودروی ملی داریم و درد کشیده ایم!! ) البته منظور هدهد این نیست که بلایی که بر سر صنعت پارچه کشور آمد را سر خودروسازها هم بیاوریم اما می شود با ایجاد یک فضای رقابتی سالم تر رخوت موجود در بین خودروساز را از بین برد.

بگذریم. بحث بر سر فرهنگ است.

حال این چه ربطی به فرهنگ دارد؟ روش مدیریتی مسئولان در بخش خودرو و مسئولان بالاتر به نحوی پایش به حوزه ی فرهنگ نیز کشیده شده و مسئولان و تاثیرگذاران فرهنگی همین روش مدیریتی را در قبال فرهنگ در پیش گرفته اند. به عنوان مثال ببینید:

مسئولین درها را بسته اند اما درها در این جا با درهای مرز فرق دارند. این درها درز دارند. آنچه از درهای فرهنگ می آیند از جنس موج هستند. امواج الکترومغناطیسی که گاهی به واسطه ی پارازیت مغشوش می شوند ولی متوقف خیر!!

درهای فرهنگی کشور بسته نمی شوند و این را اتفاقن دشمنان دوست نما خوب می دانند. آنها فهمیدند باید خوراک خوب برای مردم فراهم کنند. راه ش را در قطع رابطه ی مردم با رسانه ی ملی و ایجاد ارتباط با ماهواره یافتند. از یک طرف برنامه های تولیدی رسانه ی ملی و سینمای کشور افت کردند و از طرفی رسانه های ماهواره ای با سرمایه گذاری مناسب مردم را جذب کردند.

سریال های خارجی جای خود را در بین خانواده های ایرانی باز کردند. سریال های ایرانی با داستان های تکراری و بی هیجان هی تکرار شدند و هی تکرار شدند و ... ( رک به نحوه ی تولید پیکان که سی و خورده ای سال تولید شد بدون هیج پیشرفتی و بعد پراید که در کره پیشرفت کرد و در داخل فقط باز تولید شد و ...)

اینترنت پیشرفت کرد و جوانان ما حالا بسیار راحت تر به خوراک های فرهنگی خارجی دسترسی پیدا کردند. فیلمی که خود خارجی ها هم ممکن است به اکران اولیه اش نرسند، مفت و مجانی به ایرانی ها رسید. سریالی که خارجی ها با کلی دردسر از تلویزیون های خود می بینند به راحتی در دسترس جوان ما قرار می گیرد. سریال هایی که انصافن برای همه جور سلیقه ای خوراکی دارند!! 

در این آشفته بازار فرهنگی وقتی حتا بازیگران خودمان، داستان نویسانمان و ... چشمشان به دست نویسنده ی خارجی باشد. صدا و سیما آنقدر پویایی نداشته باشد و فقط داستان های یکسان امکان تولید داشته باشند وضعیت بدتر و بدتر خواهد شد.


متاسفانه یا خوشبختانه سیاست ایران خودرویی در فرهنگ پاسخگو نمی باشد و اگر مسئولان تصمیم گیرنده به این روش ادامه دهد از پشتوانه ی مردمی فرهنگی چیزی نمی ماند. باید در این حوزه رقابت کنند و از دزدان فرهنگ کشور بازی یک طرفه ای را ببرند.

ان شاالله به حق این ماه عزیز، خدا مسئولانی را برای اعتلای فرهنگی کشور تلاش می کند را یاری کند. بازیگری را که در مسیر درست گام برمی دارد را زیاد کند و خلاصه اینکه هرچه دعا کنیم یک جورهایی برای خودمان است.

پس خدایا موفق بگردانشان آنها که دغدغه شان فرهنگ این مرز و بوم است.


والسلام.

هدهد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان