هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

دکترا گرفتن در ایران یا شیوه نامه نامزدی در انتخابات


بسم الله



قبل از نوشت: این متن یک متن فانتزی است و هرگونه تشابه اسمی و غیراسمی که به ذهن محترم خواننده برسد به نویسنده ربط ندارد و خواننده تمام مسئولیت آن را برعهده خواهد داشت.


پس از تلاش های بسیار و مقادیر قابل توجهی درد و رنج، دوره کارشناسی ارشد تمام و در انتظار شروع دوره دکترا نشسته ایم. در این اثنا و در حالی که کنکور دکترا درست یک هفته بعد از انتخابات برگزار خواهد شد، تصمیم گرفتم تا کمی درباره ی این موضوع و ربط آن با انتخابات بنویسم.

با تحقیقات بنده در مورد دوره دکترا در ایران مشخص گردید بر خلاف تمام دنیا که دانشجوی دکترا به دلیل اهمیت پژوهش آنقدر تامین مالی مناسبی می شود که تمام وقت به دنبال پژوهش باشد، در ایران دانشجوی دکترای بدون شغل یعنی ول معطل. یعنی یکی از هزاران بیکاری که بعد از دکترا به جمع افراد در انتظار کار پیوسته و تا مدت ها اعضای خانواده نسبت به وضعیت آنها سوال دارند.

بعله. حالا این دانشجوی دکترا می خواهد، کار پیدا کند که مثل قبلی نشود باید چه کند؟ هیچ. با توجه به قوانین دانشگاهی کار کردن وی غیرقانونی است و اساتید هم راه های جالبی برای جلوگیری از این اتفاق دارند. بنابراین از طرفی وی حتما باید پیش از اتمام دکترایش کار درخوری پیدا کند و از طرفی کار کردن وی غیرقانونی است. «غیرقانونی»

خب می رسیم به بحث انتخابات. در انتخابات پیش رو، هستند افرادی که از سالی که مدرک محترم کارشناسی را گرفته اند یا مدرک معادل حوزوی را، سر کار بوده اند. یعنی یا مجلس بوده اند یا سازمان و ارگانی به طریقی بهشان رسیده است. حالا این دوستان مدیر البته که خیلی مدیر هستند و مدیریت بلد ولی بالاخره ۲۴ ساعت ۲۴ ساعت است و اگر کسی برنامه ای را بخواهد در ۳۰ ساعت انجام بدهد از لحاظ عقلی و مدیریتی امکان پذیر نیست. حالا این عزیزان دانشگاه را کی رفته اند و کی مدرک دکترا را گرفته اند مساله ی بنده نیست. یعنی بود یک وقتی ولی به این نتیجه رسیدم که به ما چه! توانسته اند و گرفته اند. اما مساله ی بنده این است که کاش این عزیزان یک فرصتی را به ما بدهند که شرف حضور یافته و بفهمیم چه طور توانسته اند با در دست داشتن مدیریت یک شرکت و یا عضویت در مجلس دکترای خود را بگیرند. باور بفرمایید که ما عقلمان که هیچ، دلمان هم نمی خواهد سمت این مسئولیت ها برویم و احیانن نماینده مجلس بشویم. فقط می خواهیم زن بگیریم و در حین دکترا برای پر کردن شکم خود و همسرمان (و نه همسرانمان) پول بخور و نمیری کسب کنیم. همین!!

البته می توانید این را هم در نظر بگیرید که اگر احیانن نگویید که چه طور دکترا را به روش شما بگیریم، آن وقت مجبور می شویم که ما هم به رقابت های انتخاباتی وارد شویم. چرا که در حال حاضر تنها راهی که می دانیم کار می کند، نامزدی در انتخابات است. باور کنید این هم تهدید نیست. فقط گرسنگی ست که به پشت دروازه های عقل رسیده و چشم تقوا را کور کرده. همین. وگرنه که زبان سرخ جرات به باد دادن سر سبز را ندارد.


هدهد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان