هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

نقوش متکاثر


بسم الله


این روزها با آدم هایی که از قبل می شناختم رو به رو می شوم که حالا در یک نقش جدید رفته اند و به نظرم جالب بود که حالا در این نقش جدید نوع تعاملات ما هم باید تغییر کند.

یکی از دوستان ما که از قضا انسان شوخ و فعالی بود حالا روحانی شده و لباس روحانیت پوشیده. چند وقت پیش که جمع شده بودیم با دوستان هیئتی، ایشان هم بودند و خب بزرگترها و ما که ایشان را پیش از ملبس شدن دیده بودیم کمی با حاج آقای جدید و نقش جدیدشان طول می کشید تا آداپته بشویم. البته خب من خیلی نسبت به این موضوع حساسیت دارم و سعی میکنم که سریع تر شرایط جدید را درک و تغییرات لازم را بدهم.

یکی از دوستان به تازگی ازدواج کرده و خب حالا و امروز دیگر نمی شود با وی شوخی های دوران پیش از ازدواج را کرد. یعنی خب نقش جدید ش جدی تر شده و حالا باید به دنبال نقاط مشترک گشت و تعاملات را جدی تر کرد.

یکی دیگر از دوستان هست که حالا پدر شده و خب حالا دیگر واقعن نمی شود با وی مثل دانشگاه برخورد کرد. می شود ها. شاید خودش هم ناراحت نشود یا کم ناراحت شود ولی خب چرا عاقل کند کاری...


این نقش ها که به مرور به آدم ها اضافه می شود، نوع تعاملات ما با آنها را تحت تاثیر قرار می دهد و دیگر ما نمی توانیم و نباید به روند قبل ادامه بدهیم. شاید در جمع دو نفره هنوز بتوانیم ها ولی در جمع ادامه دادن روند قبلی درست نیست. حالا در این روابطی که ما با آدم ها می سازیم به مرور باید بتوانیم این تغییر نقش ها را بشناسیم و بتوانیم خود را با آنها هماهنگ کنیم وگرنه به مرور از زندگی آن آدم هایی که می شناختیم حذف می شویم و تمام.

این مطلب امروز و با آمدن یک آشنای تازه ازدواج کرده به ذهنم رسید و گفتم که از آن بنویسم. البته باید این را هم اضافه کنم که امیدوارم هیچ کسی در موقعیتی قرار نگیرد که افراد نقش وی را درست نمی شناسند و به روند قبلی با وی رفتار می کنند. چون جز خجالت مقادیری اعصاب خوردی و خود خوری هم دارد. خلاصه هم رعایت کنید و هم رعایت شوید ان شاالله.

والسلام

هدهد
سُـرور
۲۵ فروردين ۰۰:۱۳
نقش جدید؟!
پاسخ :
نقش های مثل همسر، پدر، مادر، روحانی، پزشک، استاد و ....
آرزوهای نجیب (:
۲۵ فروردين ۰۰:۵۳
بنده از همین تریبون  مخالفت خود را اعلام می کنم. ما باید همون رفتار قبل رو باهاشون داشته باشیم، اصلا مشکل خودشونه رفتن تو نقش جدید :D
پاسخ :
من همچنان با تشکر رو باید بگم :) ولی جدی فردا روز شما چهل سالتون بشه بعد یکی مثل بچه ها باهاتون برخورد بکنه ناراحت نمیشید؟ :|
آرزوهای نجیب (:
۲۵ فروردين ۱۰:۵۳
خب اینا دوستامون هستند و مشکلی پیش نمیاد ، مثلا فکر کنید توی چهل سالگی من و دوستم ، مثل همون بیست سالگی با هم رفتار کنیم اشکالش چیه ؟
پاسخ :
والا دوستا تو جمع های قدیمی که باشن مشکلی نداره ولی اگه مثلن جلوی بچه ی طرف شوخی های زمان دبیرستان رو بکنید فکر نکنم خوشش بیاد ها. نمی دونم والا.
شاید بیشتر این چیزی هست که خودم ترجیح میدم اتفاق بیوفته
نه چیزی که باید انجام بشه. شاید نمی دونم :) :(
.. بانو ..
۲۵ فروردين ۱۸:۰۱
البته اینی که میگین در تمام مواقع صادق نیست.
و از مسائلیه که گاهی اذیتم میکنه. خوبه ها.. اما نه خیلی!
مثلا اینکه یکی از دخترای اقوام که خیلی با هم صمیمی بودیم بعد ازدواج کلا رفتارش تغییر کنه. اصلا خوب نیست.
پاسخ :
کدوم یکی ؟‌ :) ؛؟
رفتار بزرگونه تر نشون دادن خوبه که. نشون میده نقش جدید و اقتضاعاتش رو می دونن ولی دیگه اینکه یک شبه این قدر تغییرات بکنه یه نفر رو خیلی دوست نمی دارم خودم هم.
آرزوهای نجیب (:
۲۵ فروردين ۱۹:۱۰
احساس می کنم یکم سخت گیر هستید (:
پاسخ :
منم بعد از این گفت و شنود ها همین حس رو دارم. :)
.. بانو ..
۲۵ فروردين ۲۰:۵۲
تا رفتار بزرگونه تر چی باشه... درسته مثلا با متاهل شدن خب نمیشه خیلی حرفا رو زد اما خـیـــــلی از رفتارا هم نباید تغییر کنه!اتفاق عجیبی نیفتاده. اصولا با آدمایی که در این مواقع زیاد تغییر پذیر نیستن رابطه م خوبه.. و بالعکس البته..

پاسخ :
بله خب. تغییر در برخی زمینه ها فقط باید صورت بپذیره.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان