هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

شطحیات


بسم الله


ما به قدری عاشق می شویم که ظرف دلمان را از هرچه غیر اوست خالی کرده باشیم. این را همه کس فهم نکردند و همین شد که وقتی میان خود و معشوق شان فاصله افتاد آن را آن چنان که باید درنیافتند و در رثای دوری معشوق خود آن چنان که شاید، نگریستند و موی خود آشفته نساختند.

قیل و قال دنیا، حالت عاشق را آشفته نسازد هرقدر هم عمیق و پر رنگ و لعاب باشد. عاشق، وقتی آشفته موی می شود و آشفته حال که بیند ذره ای، گردی، خاکی برخاسته و قصد نشستن بر شانه ی معشوق ش دارد. و آن وقت این عاشق، تمام عالمی را به هم می ریزد تا نگذارد خاطر نگارش را ذره ای خاک مکدر سازد.

عاشق ظرف دلش را خالی کرده تا به هنگام وصل، خود را از او پر کند. آن قدر خالی که دیگر بیم جانش نیست و دادن سر در راه وصل را سهل می داند.

چه خوش خیالم که هنوز ظرف دل را در دست گرفته ام. عاشق آن را هم فدای قدم های معشوق ش کرده و در انتظار است که فرصتی یابد و او بشود. در انتظار است که قطره ای به دریا بپیوندد و دریا بشود.

در انتظار است تا نغمه ی «انا الحق» خویش را در گوش تا گوش هستی، طنین انداز کند.

در انتظار است...



هدهد
زهـرا ...
۱۲ آبان ۲۰:۱۷
احسنت به قلمتون :))
سلامت باشید ...
پاسخ :
ممنون:)

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان