هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

دفاع مقدس

بسم الله

بسم رب الشهدا والصدقین

هفته دفاع مقدس گرامی. در هفته ی دفاع مقدس تلویزیون بخشهایی از جنگ رو به تصویر می کشه تا آدم های رفته با زمان امروز یاد دیروزشون بیافتند.

داشتم کلیپ آزادی خرمشهر رو می دیدم که یک لحظه فکر کردم عجب لذتی داشته برای تمام رزمنده های سرزمینم، وقتی تونستن با موفقیت خرمشهر رو آزاد کنند. یک لحظه پر شدم از حس غرور و آرزو کردم کاش من هم بین اونها بودم. بین اونها بودم و منم با حضورم و تلاشم می تونستم سهمی در این افتخار و غرور داشتم. تا هروقت یاد اون موقع می افتادم سرم رو بالا بگیرم و بگم: « آره ما بودیم که دست تو دست هم دادیم و تلاش کردیم و لطف خدا شامل حالمون شد تا بالاخره خرمشهر رو پسش گرفتیم»
فکر کردم و فکر می کنم که خب! حالا که اون موقع نبودیم، نمی تونیم هم سهمی در اون پیروزی داشته باشیم چه کار باید بکنیم؟ چه کاری می تونیم بکنیم که در حد و اندازه ی اون کار باشه و موندگار بشه و فردا روز که فرزندانمون به کلیپی در بارش نگاه کردن غرق غرور بشن؟ واقعن هیچ ایده ای درموردش ندارم. نمی دونم واقعن می تونیم اصلن کاری در اون حد و اندازه پیدا بکنیم یا نه؟

اگر ایده ای دارید بسم الله. توی کامنت ها بنویسید تا ما هم شاید راهی به سوی افزایش غرور ملی و افتخار آفرینی برداریم.

والسلام

هدهد
محمد امین
۰۴ مهر ۰۸:۳۳
آنان که رفتند ... آنان که ماندند ...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان