هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

با ریش تو از بیخ بود مشکل بنده!

بسم الله


من معمولن با ته ریش کوتاه روزگار می گذرانم. بنابراین اگر با ملاک ریشی بخواهیم بسنجیم من در میانه ی رو به پایین طیف قرار می گیرم. اما مدتی از قضای روزگار ریشی به هم زده بودم به غایت کافی! البت که این قضای روزگار، با فرهنگ هم تنیده و فی الواقع قضای روزگار شاید بی کاره بوده در این داستان و فرهنگ عدم اصلاح محاسن در غم فراق آشنایان بیشتر اثر کرده بود، هرچه بود، آن چله نشینی، محاسن ما را به قدری بلند کرده بود که در آن طیف، به سه چهارم نهایی رسیده بودم! هرچند رقابت در انتهای طیف بسیار شدید می‌شود و به این راحتی نمی توان در جدول بالا رفت.


فرهنگ عامه ی ما این روزها دچار دگردیسی های شده که زندگی را برای انسان های معتقد کمی سخت کرده است. نمونه ی این دگردیسی ها در تغییر نگاه مردم به چادر به عنوان حجاب برتر و ریش مردان بوده است. این تغییر محسوس را بیشتر توضیح می دهم. با توجه به اینکه موضوع ریش است، در اینجا چادر را کوتاه اشاره می کنم. چادر در اکثر زمان هایی که در ایران مرسوم بوده، به عنوان حجاب برتر شناخته می شده و هم اکنون هم شناخته می شود. اما پوشیدن چادر توسط برخی افراد و انجام برخی اعمال توسط چادری ها نگاه عامه به این نوع از پوشش را با شک و تردید همراه ساخته است. به عنوان مثال باید گفت که پوشیدن چادر با توجه به دشواری هایی که به همراه دارد، نیازمند اعتقاداتی محکم هست. بنابراین مردم چگونه باور کنند که فرد چادری با اعتقاداتی محکم با «نمایان نکردن آرایش و زینت ها برای دیگران» آشنا نباشد؟ و مردم چگونه باور کنند فردی را که چادری باشد و ... . این اتفاقات و پیش آمدها باعث شده تا به مقام والای چادری ها خدشه ای وارد شود. این چادری ها هستند که باید فکری به حال این رفتارهای خارج از عرف در لباس چادر باشند.


مشابه آنچه در مورد چادر گفته شد در مورد ریش آقایان هم مطرح است. در فرهنگ عامه ی مردم آدم ریش دار، اگر جوان باشد بسیجی و اگر میان سال باشد، در دوره ی گذار و اگر مسن باشد مذهبی است. (البته بسیجی هم مذهبی هست ولی کارهایی بیشتر از مذهبی خالی انجام می دهد!) اگر این نگاه را در بازه ی پس از انقلاب مورد بررسی قرار بدهیم می بینیم که علت پدیدار شدن این نگاه، دوره ی جنگ تحمیلی و حضور جوانان در جبهه های جنگ بوده است. این نگاه البته که نگاه بدی نیست. اما با اتفاقاتی که طی این سال ها افتاده، کمی جایگاه ریش متزلزل شده است. بحثی به نام «ریش با ریشه» و «ریش بدون ریشه» نگاهی به همین موضوع دارد. ریش های قدیمی ریشه هایی به قوت درختان چند هزارساله داشتند چرا که تنیده شده بودند با تقوا و خداباوری از ابتدای جوانی. اما عده ای ریش دار هم پیدا شده اند که به خاطر مزیت های نسبی ریش دار بودن این مدل را انتخاب کرده اند. مزیت هایی مانند گرفتن کارت فعال و کاهش دوره ی سربازی موضوعاتی بوده اند که پای افرادی را که شاید تقوا و خداباوری شان شکل جدی به خود نگرفته و تنها جنبه های مادی ریش مد نظرشان است، به ریشدار بودن باز کرده است.


این مدل رفتارها چه در زمینه ی چادر و چه در زمینه ی ریش را منافقانه ی ضعیف (ضعیف از این جهت که منافق در فرهنگ ما بار منفی زیادی دارد) می توان نامید. چرا که لباس و تشابه به انسان های مذهبی وجود دارد ولی اساس و پایه های درونی انسان های مذهبی وجود ندارد. به نظر می رسد که شاید با حذف یا تغییر ساختارهایی که مزیت نسبی برای این انتخاب ایجاد می کنند، به افراد کمک کند تا رفتارهای متزورانه ای از خود بروز ندهند و شاید مجبور نشوند تا نقابی از مذهبی بودن را به چهره بزنند.


این ماه، ماه دعاهای مستجاب به لطف خدای رحمان و رحیم است. برای هم دعا کنیم که خدا ما را برهاند از بلایای فرهنگی که خانمان براندازند و از درون ریشه ها را می سوزانند.

والسلام

هدهد
فهیمه
۰۱ تیر ۱۸:۳۱
خیلی خوب بود مثل قبلی ها
پاسخ :
لطف دارید. نظر دلگرم کننده بود مثل قبلی ها.
سپاس
mahsagharaeian
۰۲ تیر ۰۹:۵۷
سلام. 
با نظر دوست قبلی موافقم. 
خیلی خوب بود :-) 
پاسخ :
سلام
سپاس
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان