هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

دوران پساتوافق

بسم الله


بالاخره توافق شد.

اول تشکر که من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق. دست تیم هسته ای درد نکند. خدا ان شاالله عمر با عزت به آنها بدهد. ما ایرانی ها یک عادت بدی که چندی است پیدا کرده ایم این است که آدم ها را به خصوص در دنیای سیاست سیاه و سفید می بینیم. بنابراین و طبق همین عادت دکتر ظریف و تیم شان را که الحق تیمی بسیار متخصص است را منتهای سپیدی و تیم مذاکره کننده ی قبلی را منتهای سیاهی می بینیم. البته این عادت هم اکنون که بیشتر فکر می کنم عادتی جدید نیست و ظاهرن تا دوره ی دکتر مصدق و ... هم می رسد. زمانی که دکتر مصدق یک شبه خائن به ملت شدند و هم ردیف دشمنان قرار گرفتند یا قبل تر شیخ فضل الله نوری که یک شبه از رهبری مشروطه به خائن به مشروطه مبدل گشت. از این دست قضاوت های افراطی در مورد افراد بسیار انجام داده ایم و می دهیم که امری است بسیار مذموم. (برای دکتر شریعتی هم چنین قضاوت هایی رخ داده و این لیست هرقدر که بیشتر فکر می کنم پرتر و پرتر می شود!!) این سپید و سیاه دیدن آدم ها و قضاوت افراطی آنها و ندیدن انسانی با تمام ویژگی ها و توانمندی ها و نقص ها باعث می‌شود یک شبه آنها را قهرمان تاریخ کنیم و همان یک شبه هم خائن به کشور! امیدوارم برای تیم هسته ای و شخص شخیص دکتر ظریف هم این اتفاق نیافتد که ایشان و تیم شان انسان هایی متشخصی هستند.

و اما بعد،

توافق نامه‌ی هسته ای، کتابی ۱۵۰ صفحه ای است و بنده ترجیح می دهم تا جای خواندن این ۱۵۰ صفحه کتاب داستان یا شعری بخوانم! بنابراین در این جا صحبتی از مفاد و ... نمی کنم. در اینجا بیشتر آرزوهای خود را برای دوران پسا توافقی می نویسم که امیدوارم رخ بدهد.

در دوره ای که تحریم ها به این شدت اعمال نمی شد مدیرانی در کشور پرورش یافته بودند و بر سر کار بودند که شیفته ی جنس خارجی و واردات بودند. این مدیران جای اینکه وقت خود را با تولیدکننده‌ی به اصطلاح خودشان زبان نفهم داخلی سر کنند یک بلیط رفت و برگشت به کشور دوست و همراه! چین می کردند و هم سیاحت و گردشی می کردند و هم کالای مدنظر خود را از چشم بادامی ها خریداری می کردند و می آمدند. حالا که تحریم ها برداشته شده است امیدوارم این اتفاق رخ ندهد که بلیط اروپا و حتا آمریکا در ایران اختصاصی مدیران بشود!

امیدوارم هم چنان که ملتی به واسطه ی توافق شاد و خوشحال هستند، تمام ملت ایران شاد بشوند و این شادی به افزایش بهره وری انسان ها کمک کند و نه اینکه مردمی مصرف گراتر بشویم.

امیدوارم حالا که دولت یکی از کارهای خود را به سرانجام رسانده در باقی کارها هم خداوند توفیق خدمت رسانی به ما را به آنها بدهد.

امیدوارم حالا که هزینه ی پشت پا زدن دولت ها به خودمان را بارها چشیده ایم، این بار هوشمندانه عمل کنند و اگر قرار است وارداتی هم انجام شود به عنوان پیش شرط واردات، بخشی از تولید محصول به داخل ایران آورده شود. به این ترتیب اگر قرار است خودرو یا کالایی از یک شرکت اروپایی وارد ایران بشود(پژو) بخشی از خط تولید آن در ایران تکمیل شود. به این ترتیب شرکت ها می توانند در صورت دبه کردن طرف دیگر، جلوی این حرکت را بگیرند یا اینکه حداقل بخشی از ابزارآلات و ماشین های صنعتی آنها در ایران در گروی ما به عنوان غرامت بدقولی می ماند.


اینها بخشی از آرزوهای بنده و شاید برخی از دوستان بنده باشد در دوران پساتوافق.

و هم چنان امیدوارم فردا که عده ای نشستند و متن توافق را خواندند و انتقادی هم کردند، دکتر ظریف و تیم اش تبدیل به یزیدان زمان نشوند. چرا که این بندگان خدا، زحمت فراوان کشیده اند و سختی بسیار چشیده اند.

والسلام

هدهد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان