هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

دردسرهای واقعی یک مجازآبادی

بسم الله


مقدمه اول. یکی از مسائلی که فضای مجازی برای مصرف کنندگان آن به وجود می‌آورد، بحث تصاویر ذهنی ست. پیشتر درباره ی تصاویر ذهنی نوشته بودم. مثالی که آوردم درباره ی گویندگان رادیویی بود که ما به واسطه ی صدایی که از آن‌ها می‌شنویم، چهره‌ای برای خود تصویر می‌کنیم که گاه ممکن است با واقعیت فاصله‌ی بسیار داشته باشد. به هر حال نتیجه ی این تصویر سازی ذهنی، ایحاد یک شخصیت مجازی برای فرد است که به احتمال زیاد با آنچه خود آن فرد هست تفاوت‌هایی خواهد داشت. در واقع این تصویر ذهنی آن‌چیزی است که ما دوست داریم از آن فرد ببینیم و نه خود آن فرد.

مقدمه‌ دوم. یکی دیگر از این مسائل امکاناتی است که این فضا در اختیار مصرف کنندگان قرار می‌دهد و برای کسانی که بیشترین کاربری را از آن دارند دردسر ایجاد می‌نماید. یکی از این امکانات محدود کردن (حلقه‌های دوستی) و حذف کردن (بلاک) افراد از فضای مجازی مورد استفاده‌ی آنهاست. این امکان گرچه در نگاه اول بسیار کاربردی و ضروری می نماید اما با توجه به اثرات جانبی باید در استفاده از آن دقت کافی صورت پذیرد.وقتی زمان زیادی از افراد در فضاهای مجازی و در گروه‌های بسته دوستی سپری می‌شود، دیگر وقتی برای مواجهه و سپری کردن اوقات با بخش دیگری از جامعه که هم فکر و هم شکل آنها نیستند نمی ماند. این مساله عملن باعث ایجاد تصور یک صدایی جامعه و عدم تحمل نظر مخالف می‌شود. در این شرایط وقتی در دنیای واقعی با این نظرات مخالف رو به رو می‌شود، به جای تحمل و تضارب آرا، تفکر مخالف را سرکوب می‌کنند. همین نگاه وقتی هم در تعاملات بین افراد در موقعیت های مختلف جریان میابد، باعث ایجاد مشکلاتی اساسی می‌شود. یکی از این مسائل در حوزه‌ی کسب و کار است. متاسفانه در این حوزه گاه بررسی تخصص و تقدم آن بر باقی ویژگی‌ها، نادیده گرفته می‌شود و وابستگی های جناحی و سیاسی و ... مبنای شروع کار قرار می‌گیرد.


اما دردسرهای واقعی ما،

همان‌طور که مطلع هستید، غیر از خواجه حافظ شیراز و چند بزرگوار دیگر، باقی خوانندگان این متون ظاهرن حداقل نام مرا می‌دانند! (هرچند که ترجیح این بود که بر عکس باشد و فقط همان خواجه شیراز بدانند و بس!) بنابراین برخی از این متون که در اینجا نگارش می‌شوند، بر آنچه در دنیای واقع رخ می‌دهد، موثر می‌افتد.

متونی که در اینجا در مورد موارد دینی نگارش می‌شود، مخاطبینش افراد درون دینی هستند. بنابراین این متون ممکن است به چیزهای استناد بکند که از نظر یک فرد غیرمعتقد، قابل استناد نباشد. هرچند برای استناد به این موارد نیز می‌توان توجیحاتی آورد و دلایل قابل قبول ارائه کرد، اما چون متون موضوعاتشان پس از پذیرش موارد اولیه در دین به وجود می‌آیند بنابراین جایگاهی در این پست‌ها نخواهند داشت.

موضوعات اجتماعی نیز با توجه به اصول قانون اساسی کنونی کشور که دین رسمی کشور را اسلام و مذهب شیعی عنوان می‌کند نگارش می‌شوند. اگر روزی این اصل از قانون اساسی حذف شود، آن وقت می‌توان مثلن در مورد موضوع حجاب از بعد اجتماعی و بدون دخالت دین سخن گفت ولی در حال حاضر، این موضوعات بر اساس اسلامی بودن قوانین است و وقتی قانونی تصویب بشود هرچند پراشکال، لازم الاجراست تا وقتی که قانونگذار آن را حذف کند(چون قانون است اتباع بیگانه و پیروان مذاهب دیگر نیز مجبور هستند آن را اجرا کنند.)

باقی متون هم یا دلی هستند یا برای خالی کردن ذهن. معمولن هم این متون کمتر خوانده شده اند و بنابراین چندان نیازی به توضیح نیست.

بنده به دلایل شخصی با هر دسته و رسته و طرز فکری، دوستی دارم و عمق این دوستی‌ها از یک سلام و علیک ساده تا دعوت به ناهار و شام، می باشد. با توجه به دو مقدمه ای که بالاتر گفتم برای قرار گرفتن در این گروه‌ها و دسته‌ها لازم است، بر روی نقاط مشترک کار شود. این به این معنا نیست که منافقانه و با تزویر شخصیت‌های متفاوتی از خود بروز بدهیم، بلکه منظور این است که به طور مثال وقتی هدف اجرای یک پروژه‌ی موفق است، تمرکز بر روی توانمندی‌های انجام پروژه توسط افراد باشد و باقی ویژگی‌ها معیار قرار نگیرد. در چنین شرایطی، ممکن است افرادی در این گروه ها باشند که به جای این روحیه بر روی نقاط افتراق تمرکز کنند و این مساله باعث می‌شود، گروه‌ها از هم بپاشند. در حضور چنین افرادی با توجه به اینکه در کنار یکدیگر قرار گرفتن و انجام کار مشترک مهم تر است، لازم است که کمتر مسائلی که دست‌مایه و محل اختلاف است، بیان شود.

در چنین فضایی برای اینکه نیازمند نوشتن دیدگاه‌های خود و به بوته نقد قرار دادن آنها، هستم، این فضا را برای نوشتن انتخاب کردم و مقدماتی که بیان کردم، باعث شده تا من این فضا و این نام مجازی را انتخاب کنم. لازم به ذکر است که این دیدگاه ها برداشت‌های شخصی هستند و پر از اشکال، بنابراین جای نقد منصفانه همواره وجود دارد.

نکته ی دیگر جدی بودن این فضا برای من است. برخلاف دنیای واقعی که سعی می‌کنم پذیرای شوخی‌های محترمانه و غیرمحترمانه ی دوستان باشم و سعه صدر داشته باشم،در این گوشه ی وبلاگی، ترجیح میدهم تا حرفهای جدی بزنم و حرفهای جدی بشنوم. بنابراین نه این دنیا را به آن دنیا پیوند بدهید و نه سعی کنید تصاویر متعدد ذهنی بسازید.

برای دوستانم؛

من دوستی را یک رابطه بر اساس نقاط اشتراک و اهداف مشترک می‌دانم. بنابراین تا وقتی که این نقاط مشترک وجود دارند، دوستی خود را پایدار می‌دانم و به تعهدات دوستی پایبندم. در ضمن، همواره تلاش کرده‌ام، خطوط قرمزی را برای خود ترسیم کنم و از همان نخست دوستی با کسانی که خطوط قرمز را رعایت نمی‌کنند تا سطح سلام و علیک یا با توجه به ادبیات سیاسی امروز، کاردار غیرمقیم! کاهش بدهم. این خطوط قرمز زیاد نیستند اما خیلی قرمز هستند. از شما هم تقاضا دارم که سعی کنید بر روی نقاط مشترک تمرکز کنید و از قضاوت من و نگاه بر روی نقاط افتراق بپرهیزید که همه‌ی ما حداقل در ملیت چه خواسته یا ناخواسته مشترک هستیم.(اگر این مورد هم نبود بفرمایید تا نقطه ی اشتراک را برای شما بشمارم!) من از تخریب دیوار دوستی‌های سلام علیکی واهمه دارم اما باکی نیست اگر کسی این روابط را یک طرفه قطع کند. منافع همیشه دو طرفه است و هر دو طرف از قطع کردن روابط متضرر می‌شوند.


ارادتمند دوستان مجازی و واقعی

والسلام

هدهد
حسین غفاری
۰۲ شهریور ۱۱:۵۳
چقدر خوب است که این چیزها را این قدر صریح و صادقانه می نویسی.
چقدر برای دوستان حقیقی ات خوب است که این جا را می خوانند.
الحمدلله.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان