هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

ریشو

بسم الله


هرجا لفظ ریشو دیدید، می‌توانید با چادربه سر جایگزینش کنید.


یک مساله ای که چند وقتی است که باب شده و بسیار بر روی اون مانور داده می‌شود، توسط ریشوها و چادر‌به‌سر‌ها، این هست که تلاش می‌کنند که نشان بدهند به جامعه که می‌توان ریشو بود و شاد زیست! می‌توان ریشو بود و کافی‌شاپ رفت . می توان ریشو بود و انواع و اقسام تفریحات سالم و ناسالم را انجام داد.

مساله این نیست که ریشو به پارک نروند یا ریشوها تفریحات سالم نداشته باشد. اصلن بحث این هم نیست که مثلن درحال حاضر کافی‌شاپ‌ها به دلیل عدم حضور اولیه‌ی ریشوها فضای جالبی ندارند. ( یک بار باید وقت گذاشت و فکر کرد که واقعن اماکنی که در نظام های غربی کاربردشان و کاربری شان مشخص شده آیا اساسن می‌توانند با مدیریت فرهنگی، روح شان تغییر کند؟ البته کافی شاپ ها لزومن در غرب هم کارکرد غیرشرعی ندارند و متاسفانه در ایران کارکردش معکوس شده!!) بلکه سوال اینجاست که این نشان دادن اینکه می‌توان مذهبی بود و خیلی کارها را کرد تا کجا می‌خواهد پیش برود؟

اینکه مذهبی باشی و شاد باشی خوب است بلکه واجب! که شادی مومن در چهره اش است.

اینکه مذهبی باشی خوب و مرتب لباس بپوشی هم.

اینکه مذهبی باشی و خوش تیپ باشی هم.

اینکه مذهبی باشی و وقتی را برای تفریح در نظر گرفته باشی هم.

اساسن اینکه مذهبی باشی و بتوانی در جامعه حضور فعال داشته باشی خوب است. اما برخی کارها و حرکات و وجنات و پوشش‌ها برای مذهبی ها نیست. اگر آن برخی ها را انجام بدهی دیگر شاید ریشو باشی ولی مذهبی نه!

می‌شود مذهبی بود و تفریح رفت ولی اسراف و عدم رعایت حقوق دیگران در هنگام تفریح برای مذهبی ممنوع است.

می شود مذهبی بود و سینما و تئاتر و ورزشگاه و ... رفت ولی نمی توان تمام اوقات را پر کرد از تفریح و وقتی را برای تنها شدن و تفکر نداشت.

می‌شود مذهبی بود و با همسر به جای جای شهر و کشور سفر کرد ولی نمی شود وسط خیابان عشق بازی کرد! یا سوار مترو شد و .... ( نمی‌شود مذهبی بود و این مساله اخیر را بیشتر باز کرد. حیا نمی گذارد بنابراین سربسته بماند. هدهد)

می شود مذهبی بود و مذهبی ماند و نگذاشت تا فرهنگ انحطاطی غرب با تمام وجنات و سکناتش تاثیر  منفی روی جامعه بگذارد. می‌شود نشان داد که مذهب باعث عقب ماندن از حریان‌های اجتماعی نیست و برای آنها برنامه دارد و می داند که چگونه رفتار کند.

مذهبی برای اتفاقاتی که در اطرافش می افتد فکر دارد و برایش از دین پاسخ پیدا می کند و این پاسخ یافتن قطعی است. چرا که اگر روزی برای مساله ای در زندگی اش دین حرفی نداشت باید آن را کنار بگذارد. دین آمده که برنامه ی حرکت بدهد و حرف برای لحظه لحظه ی زندگی داشته باشد.

مخلص کلام؛

۱- ریشو نباشیم و مذهبی باشیم. با کلاه خودمان بسنجیم عمل خود را که مذهبی است یا ریشو محور!

۲- اگر روزی دین پویایی خود را از دست بدهد و نتواند در اولین ثانیه های پیدایش پدیده‌های اجتماعی و فرهنگی پاسخ مناسب بدهد، آن وقت ریشوهایی پیدا می شوند که به فتوای خویش عمل می کنند و نام و نشان مذهبی ها را به یغما می برند.

۳- همین

والسلام

هدهد
بانوی بهار
۰۸ مرداد ۱۷:۳۱
دیگه این یکی را نشنیده بودم خداییش
انگار خیلی از دنیا عقبم
دنیا را آب ببره منا خواب میبره :((
داریم با دست خودمون مذهب و مذهبی را بدنام میکنیم
وقتی طلبه ی های ما ابرو برداشتن مرد را تمیزی بدانند نه آبرو ریزی ،ریشو بودن و مذهبی نبودن که جای خودش را دارد
نیلوفر
۰۸ مرداد ۱۷:۳۸
اگر همه می توانستند از استعدادهای خود به گونه ای درست بهره بگیرند، دنیا همان بهشت موعود می شد که همه می خواهند
maryam
۱۲ مرداد ۱۹:۲۶
متن عالی بود،ای کاش میشد اینو به کسایی که مثلا ادعای روشن فکری میکنن و هنوز خودشون هم نمیدونن روشن فکر واقعی یعنی چه،گفت. و به خیال  خودشون هرچی بی بندوبارتر باشن یعنی پیشرفته ترن و از بقیه افراد (مذهبی)جلوترن ولیکن زهی خیال باطل.....
پاسخ :
سلام
ممنون
زهـرا ...
۰۲ مهر ۱۶:۱۲
خیلی خوب نوشته بودید ... همینطوره :)
زهـرا ...
۰۳ مهر ۱۰:۲۴
شما خیلی لطف دارید اینطوریام نیست :)
ممنون از شما :)
پاسخ :
سلام
واقعیت رو گفتم و اغراق نبود‌:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان