هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

روضه‌ی باز


بسم الله


اصطلاحی هست به نام روضه‌ی باز. در این نوع روضه، مداح همه چیز را به تشریح توضیح می دهد. مدل پزشکی اش می شود مکتوب کردن یک تشریح و بازخوانی شرح تشریح برای خانواده ی متوفا!

این مدل روضه چندی است که مورد اقبال برخی مداحان قرار گرفته و از آن برای افزایش غلظت گریه و آه دوستداران اهل بیت استفاده می کنند و نکته ی قابل توجه و جالبتر اینکه این دوستداران! با اشتیاق روز بعد از ترکاندن آن مداح نسبتن محترم یاد می کنند. باز برگردم به همان مثال و فکر کنید بعد از اینکه شرح تشریح برای خانواده ی متوفا خوانده می شود و آنها از شدت گریه از حال می روند و فردای آن روز از خواننده‌ی متن تشریح تشکر کنند که عجب کردی و عجب خواندی!

این نوع روضه متاسفانه تنها اثرش گریه های احساسی احساسی احساسی احساسی ست و نه در حین روضه و نه در بعد از آن تفکری صورت نمی گیرد. اینکه یک مداح، ساده ترین و سهل ترین روش را برای درآوردن گریه ی حضار استفاده کند نه تنها هنر نیست که ... ! هنر آن است که حادثه ی کربلا را بگویی و طوری بگویی که حضار از آن «ما رایت الا جمیلا» را ببینند. حضار جمال را ببینند، زیبایی را ببینند و برای از دست دادن چنین زیبایی مطلقی و چنین عشق بازی مجسمی گریبان چاک کنند.

حادثه‌ی کربلا، داستان تشنگی و خون و خونریزی نیست. داستان عاشقی است که به قربانگاه عشق می‌رود تا عهدی را که از الست با معشوق خود بسته به جا آورد. عاشقی که معنای عشق است. معنای مجسم آن چیزی است که عارفان سال ها ریاضت می کنند تا به گردی از آن برسند و آن «همه او شدن» است. او شدن و نماندن اثری از من، در کربلا من هایی بودند که «الیه المصیر» را تعبیر کردند و او شدند. حالا چگونه مداحی به سادگی از این همه زیبایی و جمال می گذرد و می گذرد و می رسد به سهل ترین تفسیر این عاشقی.

آرزو نمی کنم ولی خود را ملزم می کنم تا به پای سخنرانی و روضه و مداحی کسی بنشینم که عشق را فهم کرده و جمال و زیبایی کربلا را با پوست و گوشت خود دریافته، نه کسی که ساده انگارانه لهوفی به دست می گیرد و خط به خط، شرح خونخواری نسل بشر را می خواند. نسل بشر بیشتر از آنکه امروز نیازمند یادآوری خونخواری خود باشد نیازمند شناختن عاشقان واقعی ست. نیازمند شناختن «مصباح الهدی و سفینه النجاة» است.

والسلام

هدهد
negar .s
۲۳ مهر ۲۳:۲۳
من امشب یه جایی مجلسه امام حسین رفته بودم.. مداح انقدر بد میخوند که من بجای گریه خنده ام گرفته بود...
واقعا ما بجای دیدن هدف امام حسین فقط دردهای عاشورا رو دیدیم
پاسخ :
کلن که التماس دعا :)
امیدوارم کم کم این اتفاق بیوفته که مداحا بازگشت کنند به آنچه که در گذشته بودند...
maryam
۲۵ مهر ۱۲:۴۷
سلام.والا با تجربه ای که من داشتم تو مراسمای عزاداری آدم باید بادل خودش با اهل بیت ارتباط برقرار کنه و درس زندگی رو ازشون یاد بگیره و مراسم فقط میتونه فضا رو مهیاتر کنه و اصلا نباید به منتا وشعرایی که مداحان با ریتمای مختلف برای شورانگیزتر شدن مراسمشون میخونن توجهی کرد.... چون به قول شما اونا فقط ظاهر قضیه رو بیان میکنن.... التماس دعا
پاسخ :
خب میدونید چیه؟ مراسم های مذهبی نقش کاتالیزور رو دارند. ما باقی وقت ها هم باید این کارها رو بکنیم و ارتباط برقرار کنیم ولی بهترین وضعیت این هست که این جور وقت ها که همه جوره شرایط فراهم هست، با یه سخنرانی خوب و پر محتوا و مداحی و روضه ی درست و درمون، سرعت سیر بیشتر کنیم.
ضمن اینکه با دادن فرصت تفکر به آدم ها از طریق روضه ها و ... اثرات اونها رو موندگارتر می کنیم. هرچه قدر که مداحی و روضه سطحی تر و خالی از کنایه و استعاره و ... همون قدر هم ناپایدارتر و فراموش شدنی تر.
در نهایت اینکه التماس دعا:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان