هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

تقـ.......وا

بسم الله


« این متن طولانی است ولی لطفن بخوانید و اگر خوب بود دعا کنید. اگر بد بود هم»


امروز یک چیز را فهمیدم.


می دانید فرق داریم ما با آدم های واسته و عارف. آنها را به چشمه برده اند و بسیار دیده اند و دم نزده اند و ما تا نفحاتی از آن علم لایزال و حکمت می یابیم لب باز می کنیم و فاش می گوییم. نه اینکه ما چیزی شده باشیم ها. نه! بنده ی گنه کاری هستیم که گه گاه به واسطه‌ی نه های نصفه و نیمه ای که به گناهی می گوییم حرف درگوشی به ما هم می گویند. ما هم  باز هم می گویم و اصرار دارم که نشود داستان نوشته ای که دوستی اعتراض کرده بود به استفاده از لفظ «ما» به جای «من» که بنده همان من هم نیستم اصلن هیچم. لطفن در این ضمائر ناچسبناک نمانید.


خدا ما را آفریده و به ما از خود ما آگاه تر است. ولی این گونه نیست که آگاهی را برای خود و مخصوص خود نگاه دارد که در وجود ما نیز قرار داده است. اما نکته ای که وجود ما در این بدن دنیایی با آن مواجه است بحث رشد و نمو است و متاسفانه ما علی رغم روح بزرگی که از جانب خدا در بدنمان دمیده می شود، روحی که قالوا بلی را گفته و حالا می آید تا در محدودیت مغزی یک روزه قرار بگیرد، نمی دانیم و رفته رفته به علممان افزوده می شود و توامند می شویم. حال در این شرایط باز خداوند متعال ما را تنها نگذاشته و با مبعوث ساختن پیامبران و معجزه ی قرآن، ما را و علم ما را سعی کرده است تا سریع تر پیشرفت دهد.

اما مقدمه ی طولانی را گفتم تا به اینجا برسم که در این شرایط که ماییم و خواهیم بود، یک نکته در کتاب خدا و سخنان بزرگان بسیار تکرار شده است. تقوا، تقوا، تقوا.

برای تقوا بسیار گفته اند و بسیار شنیده اید و بیش از هدهد شما دوستان همراه می دانید. اما این را هدهد تجربه کرده است. با سلول های وجودش درکش کرده است. امروز آن را می نویسم تا هم برای خودم مایه ی یادآوری باشد و هم اگر کسی خواست استفاده کند، دعای خیری برای هدهد بی توشه کند.

عزیزان، دوستان!

تقوا یعنی همان اولین بار که هم گناه را نکنی. یعنی آنچنان زندگی کنی که ذلت گناه را نچشی. خب این را که شما هم می دانستید حتما! بنده ی حقیر نیز این تعریف از تقوا را می دانستم اما تجربه کردم. نه اینکه گناه نکنم و لذت تقوا را بچشم. نه خیر این همان فرق بنده با عرفا و علما و اعزا و بزرگان و شما دوستان است. بنده گناهی را مرتکب شده ام و متاسفانه مرا رهایی از آن نیست یا حداقل اینکه هنوز موفق به رها شدن از این رذیلت اخلاقی نشده ام.( به دعای خیر شما محتاجم) اما امروز همین رذیلت به یاد من آورد که اگر من اولین بار این کار را نمی کردم چنان که در مورد برخی از رذایل همان یک بار را هم نکرده ام، امروز می توانستم از شر آن هم در امان باشم.

دوستان من!

گناه نه اینکه لذتی نداشته باشد که دارد. اما علت تحریم آن،‌ محروم ساختن ما از لذتی بزرگتر و برتر است. چنان که برخی از کارها و فعالیت ها حالت مکروه و مستحب و ... دارند. گناه ها مثل اعتیاد هستند. اولین بار اگر نکردی مقاومت در برابرش بیشتر است و همین طور که هربار تکرارش می کنی، مقاومتت کم تر و کم تر و توان مورد نیاز برای ترکش بیشتر و بیشتر می شود.

خداوند متعال وقتی امر کرده است که ای انسان تقوا را پیشه کن، از آن چهت بوده است که اگر رفتیم و گناه کردیم، آن وقت ترک آن سخت تر و سخت تر می شود. من مطمئن هستم که به کودکم خواهم آموخت که اولین بار هم تجربه نکند رذائل اخلاقی را. امیدوارم کودکم این را از من پرگناه بپذیرد.

گناه اولین بارش را اگر نکنی، اگر خودت را در معرض اش قرار ندهی، اگر دیدی بساطش را و خود را از آن دور کنی، آن وقت متقی می شوی. باور کنید، قسم جلاله می خورم که گناه نکردن اولین بارش سهل تر از بارهای بعدی ست. دفعات بعد، نفست زورش بیشتر می شود.

خدایا،

این بنده ات، در سرزمین حکمرانی تو، طغیان کرده، عصیان کرده، نادانی کرده، در ضلالت گمراهی و گناهان خویش فرو رفته، نادان است این بنده‌ات

خدایا،

این بنده‌ات می خواهد ولی زورش نمی‌رسد. می خواهد ولی نفهمید و اول بار گناه را کرد و حالا شاخه ی خاری که در بدنش کاشته چنان ریشه‌ای دوانده که توان کندش را ندارد.

خدایا،

توانمان ده که برپاخیزیم و متقی شویم.


دوستان دعا کنید که دعای شما خوبان، نفس شما حق است.


هدهد
maryam
۲۸ تیر ۱۴:۴۲
سلام.
باز هم مثل همیشه پرمعنا و دل نشین. حرف شما کاملا درست که گناه نکردن بار اول خیلی راحت تر از دفعات آتی است ولی گاهی شیطان و نفسه اماره بر ما غلبه میکنند که آن درست لحظه ایست که ما از یاد خدا غافل مانده ایم و خب انسان جایزالخطاس... و خداراشکر که همیشه یه راه بازگشتی برای ما هست و این بخش از زندگی یه پاک کن دارد که بتوان دوباره از اول شروع به نوشتن کرد.انشالله که دست حق همیشه همراه ما باشد و ما را پیش خودش روسفید کند و مسلما خواستن توانستن است ،پس حال که خواسته اید حتما میتوانید، فتوکل علی الله......
پاسخ :
سلام

خدا راه بازگشت را باز گذاشته است. اگر بنده بتواند بازگردد. مساله این است که گاهی ما می شویم مصداق این شعر که:
« توبه بر لب، سبحه بر کف، دل پر از شوق گناه
معصیت را خنده می آید ز استغفار ما»
چون ترک گناه از نرفتن به سمتش راحت تر است و این را بنده ی گناه کاری می گوید که امید رحمت الهی را دارد.
ان شاالله خدا توفیق دوری از گناه را به ما بدهد.
ممنون
حرف تو
۰۶ مرداد ۰۹:۱۷

سلام، با تشکر از شما

"تقوا"

با آدرس:http://www.harfeto.ir/?q=node/44429


در سایت "حرف تو" انتشار یافت.

چشم به راه مطالب خوب شما هستیم.

هدیه سایت حرف تو  به شما: مجنون از روی سجاده کسی رد شد، مرد نماز شکست و گفت: مشغول عبادت بودم چرا این رشته بریدی؟ مجنون گفت: عاشق بنده ای هستم، تو را ندیدم، تو که عاشق خدایی، مرا دیدی؟!

 

یا علی

پاسخ :
سلام
تشکر بابت هدیه
یا علی
mahsagharaeian
۰۷ مرداد ۱۵:۲۶
" گناه نکردن اولین بارش سهل تر از بارهای بعدی ست " به شدت موافقم. 
به نظرم در مورد همین موضوع که نوشتید باید برای همدیگه دعا کنیم تا ایشالا زودتر حل بشه. 
من برای شما، شما برای من، همه باید دعا کنیم. 
تو این بک مورد به نظرم شدنیه، امکانپذیره، برخلاف فکر که نمیشه آزادش کرد، رها کرد. 
ایشالا موفق باشیم :-) 
پاسخ :
سلام
ان شاالله
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان