هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

وایبر و جریانات وایبری

بسم الله


وایبر یکی از شبکه های اجتماعی هست که در روزهای اخیر به شدت خبر ساز شده است. خبر ساز که چه عرض کنم. بیشتر دردسر ساز شده است.
اصل خبر اینکه پیامک هایی با ساختار «امام این طور بودند این نشانه ی این ویژگی امام بود» دست به دست می شد.

این موضوع و پیامکهای به این شکل در حال رشد بود تا اینکه پیامی شروع به  گسترش کرد مبنی بر اینکه سپاه پاسداران به دنبال فیلتر کردن وایبر و یافتن خاطیان است.(ظاهرن این موضوع توسط وزیر ارتباطات رد شده است) به سرعت از جریان پیامک ها، کاسته شد تا اینکه طنازان! جمله ی بالا را به اوباما تغییر دادند. اینکه این جریان چه انتهایی خواهد یافت باید صبر کرد و حرکت آن را دید ولی با توجه به عدم فرهنگ سازی درست، می توان انتظار داشت که آینده ی مساعدی در انتظارش نیست.

نکته ای در این بین نادیده و کم دیده گرفته می شود که در ادامه بیشتر توضیح می دهم.

سال های سال است که جک هایی خطاب به دکتر شریعتی در فضای مجازی بین کاربران رد و بدل می شود. پیام هایی که در آن با نام دکتر شریعتی شوخی های خارج از عرف می شود. وجود چنین شوخی هایی با شخص دکتر شریعتی، هیچ گاه حسگرهای نهاد های فرهنگ ساز را به حرکت در نیاورد تا با اتخاذ یک تصمیم درست و مدیریت این موضوع، جلوی این گونه برخوردهای سخیف گرفته شود. نه اینکه برخورد دفعی و به صورت فیلترینگ رخ بدهد، نه! این برخورد باید به صورت پایه ای و فرهنگی باشد.
وجود و حضور به موقع نهادهای فرهنگی همواره از آرزوهای ما بوده است. اما همواره از خواب بودن نهادهای فرهنگی در کشور رنج برده ایم و همیشه وقتی بیدار شده اند که کار از کار گذشته است و آش آنقدر شور شده است که مردم خودشان به زبان آمده اند! این بار هم این قضیه استثنا نبود و وقتی موضع گیری های نهادهای فرهنگی شروع شد که داستان به شوخی با معمار کبیر انقلاب رسیده بود و اصطلاحن دیگر کار از کار گذشته بود و قبح برخی مسائل ریخته شده بود.

در حال حاضر مساله ای که بسیار حائز اهمیت است، آموزش هایی است که باید به طریق مناسب در اختیار کاربران اینترنتی قرار بگیرد تا بتوانند خود تصمیم گیرنده باشند. این روزها وزیر ارتباطات از اتصال روستاها به سیستم اینترنتی پر سرعت خبر می داد. اما آیا برای هدایت درست در جهت استفاده از اینترنت، فکری شده است؟ متاسفانه همراه با پیشرفت تکنولوژی در کشور، زیرساخت های فرهنگی آن رشد نمی کند و تنها کاری که نهاد فرهنگی بر عهده می گیرد و انجام می دهد فیلتر کردن سایت ها و ابزارهاست اما این روش نیز هیچ گاه به طریق مناسب فرهنگ استفاده از اینترنت را ایجاد نمی کند. معمولن هم وقتی قرار به آموزش می شود اولین حرکت ترساندن خانواده ها از اینترنت است که این اینترنت غولی است بی شاخ و دم که بنیان خانواده را از هم می پاشد و تنها استفاده ی آن یافتن مسائل جنسی و ... است و خلاصه هر کس که از آن استفاده کند خسر الدنیا و الاخره می شود!!

خلاصه اینکه امیدی به نهاد های فرهنگی نیست و باید گفت که مرا به خیر تو امیدی نیست، شر(فیلتر) مرسان! تنها امیدواری ی که می توان داشت این است که نسل بعدی ما، با این مشکلات مواجه نخواهند شد یا کمتر مواجه می شوند چرا که پدران و مادرانی خواهیم داشت که می دانند اینترنت موجودی بی شاخ و دم نیست و می شود از آن برای بهتر زندگی کردن استفاده نمود. کسانی که می دانند چه خطرات و چه منافعی می تواند از اینترنت به شخص برسد.


هدهد
حسین غفاری
۲۳ شهریور ۱۱:۵۰
سلام
باید کاملا به نهادهای فرهنگی امیدوار بود و آن ها را در انجام وظایفشان از جمله پالایش محتوای ناسالم اینترنتی (که به زعم شما شر رساندن است) کمک کرد. هر چند که همین وبلاگ نوشتن خودش از مصادیق کار فرهنگی است که به صورت شخصی انجام می دهی و خیلی هم خوب است!
امیدواری بیهوده ای داری به نسل آینده که پدر و مادرانشان ما هستیم. مگر پدر و مادرهای نسل ما که تلویزیون را می شناسند و می شناختند چقدر توانستند جلوی آسیب ماهواره را بگیرند؟ پدر و مادرهای آینده هم باید امروز آموزش ببینند. آموزش دادن و آموزش دیدن وظیفه ی همه ی ماست. (چه نهادهای فرهنگی و چه افراد حقیقی) بگو برای این کار چه پیشنهادی داری؟ بگو برای این کار چه کرده ای و چه خواهی کرد؟

پاسخ :
علیکم السلام

پالایش نظام مند فضای مجازی بد نیست. اما پالایش سلیقه ای میشود همین بلبشویی که می بینید. مثلن برخی سایت ها هستندکه تنها به این دلیل که تبلیغات مستهجن در کناره های سایت دیده می شود، فیلتر می شوند در حالی که به راحتی و با یک افزونه ی کروم می توان آن را حذف کرد. یا اینکه سایتی مثل یوتیوب که سایت به اشتراک گذاری فیلم است و کارکرد آن مشابه سایت های جست و جوست، فیلتر می شود به بهانه ی اینکه امکان دارد کسی در جست و جوی فیلم های با محتوای بد باشد! یا همین فیلتر کردن شبکه های مجازی! بهانه ها جای فیلترینگ نظام مند را گرفته اند. سلیقه ی شخصی، عدم تخصص در زمینه ی مورد نظر و ... همه و همه باعث می شود پدیده ای مثل فیلترینگ که می تواند در فرهنگ سازی یک ابزار به حساب بیاد بدتر و اثر سو داشته باشد. همین الان هم فیلترینگ در کشورهای خارجی توسط پدر ها و مادر ها انجام میشه با نرم افزارهای خاص.
با جلوگیری از دسترسی به اینترنت و تکنولوژی ها نمی تونیم انتظار برخورد عاقلانه با اون رو داشته باشیم. پیشنهاد من به طور مشخص این هست که دسترسی ها به اینترنت آزاد تر از اینی که هست بشه. اما در طرف مقابل در مدارس درس هایی تحت عنوان اینترنت و ... گذاشته بشه. (تعریف از خود نباشه اما) من آگاهانه تر از اینترنت استفاده می کنم و در خانواده وقتی کسی در زمینه ی این مسائل به مشکل برمی خوره معمولن از من راه حل درخواست می کنه.
البته به نظر خود من باید اون آموزش اینترنته و ... به دست کسانی باشه که حداقل دو سه سالی با اینترنت کشتی گرفته اند.
من تاجایی که توان و سوادم کمک بکنه به خانواده کمک می کنم که با اینترنت رابطه ی درست بتونن ایجاد بکنند و اینکه اگر تجربه ای قابل قبول وجود داشته باشه و قابل استفاده برای باقی افراد باشه، سعی می کنم در این جا منتشر کنم.
صدای ما تا این حد می رسه دیگه.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان