هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

زنده باد وبلاگ


بسم الله


وبلاگ برای من تداعی کننده تلاش است. تلاش برای زنده ماندن در دنیای بی در و پیکر شبکه های مجازی. و من میخواهم به این تلاش احترام بگذارم.

دوستی دارم که به قدر چشمانم به وی اعتماد دارم و میخواهم وبلاگ بنویسد و او نمیخواهد وبلاگ داشته باشد. دغدغه ای هم دارد و آن هم مانند خود من بی نام بودنش است. بنابراین بخشی از سهام این وبلاگ را به وی دادم. حالا میتواند بنویسد و من بخوانم از روی دستش.

امیدوارم روزی وبلاگ خودش را بنا کند ولی تا آن وقت همین جا خانه می کند. شاید این طور وبلاگ ام هم زنده شد. هرچند که چه بگویم. دوستان من از من بدتر است و باید ببینیم یک وبلاگ را دو نفری میتوانیم بچرخانیم یا نه.

همین. گفتم نامی انتخاب کن. گفت هدهد برای من خوب است. گفتم خب امضای نوشته هایت باید با اسم من فرق کند. معتقد بود که هدهد نام اوست و من باید اسم عوض کنم و اختلافات داشت بالا می گرفت. تا آنکه من پیشنهاد سیمرغ را دادم. با توجه به اینکه هدهد در داستان عطار مرغان را به سمت سیمرغ راهنمایی می کند و من که هدهد باشم سیمرغ را برداشتم آوردم پیش شما خلاصه.

و چه کسی ست که از سیمرغ بدش بیاید. او هم خوشش آمد. این جور شد که من شدم هدهد و او شد سیمرغ. 

حالا هدهد و سیمرغ برای شما می نویسند.



این چند خط را سیمرغ می نویسد:

سلام

به حرفهای گفته شده در بالا دقت نکنید. من اساسا نمی خواستم نامی داشته باشم و حاضر بودم بی نام باشد. هدهد گفت باید فرق کنی با من و من هم مجبور شدم قبول کنم. وگرنه همان حرف زدن جای هدهد راحت تر بود. همه تقصیرها را هم می انداختم گردن هدهد. بله خلاصه سیمرغ متولد شد. باشد که رضایت خدا در این باشد.



والسلام (به سبک هدهد:) )

هدهد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان