هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

چرا هدهد؟

بسم الله


قولی بود که داده بودم در باب نوشتن توضیحی درباره ی هدهد.


هدهد در قرآن در داستان حصرت سلیمان علیه السلام آمده است. همان طور که احیانن می دانید هدهد درباره ی ملکه ی سرزمین سبا برای حضرت سلیمان خبر می آورد. این جا دقیقن همان چیزی هست که هدهد را متمایز می کند. هدهد جرات کشف حقایق را دارد و از چیزی خبر می آورد که کسی از آن باخبر نیست. 

شاید همین جرات هدهد در کشف حقایق در داستان قرآنی است که عطار در منطق الطیر خود از وی به عنوان راه بلد، برای رسیدن مرغان به سی مرغ استفاده می کند. منطق الطیر عطار داستان مرغانی را حکایت می کند که به دنبال سیمرغ هستند تا با یافتن آن به رستگاری دست پیدا کنند. داستان با تعداد زیادی مرغ آغاز می شود و در هر مرحله مرغی از این سفر به سمت رستگاری بازمی ماند. (توصیه می کنم حتمن این داستان را بخوانید) علت بازماندن هر مرغ هم ناخالصی وجودش است. در این راه هدهد به عنوان کسی که راه را یکبار رفته و اصطلاحن راه بلد است مرغان را هدایت می کند.


این ویژگی های هدهد هست که باعث شد علاقه مند به هدهد بشوم و نام را بر اساس این معیارها که هدهد دارد، استوار کردم. 

باشد که رستگار شویم.

یا علی

هدهد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان