هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

چرا این طوری شد؟


بسم الله

توضیح پیش از دستور: در تقسیم بندی‌های سیاسی بنده خود را مستقل و از جمعیت خاکستری میدانم که نسبت به آینده کشورش احساس مسئولیت می کند و دوست دارد که مشکلات داخلی را به روشهای دیپلماتیک و مشورتی حل و فصل کند نه با جنگ و دعوا. همین قدر فکر می کنم که برای وصل نکردنم به هرکدام از جریانات داخلی و خارجی کفایت کند!!


قبل از اینکه خبرگزاری ها و تحلیل گران اصولگرایی به اینکه چرا تهرانی ها اقبالی به لیست اصولگرایان نداشتند بپردازند، در حال تحلیل علل پیروزی اصلاح طلبان هستند. در حالی که از اول هم باید به دنبال علل شکست خود در خودشان و رفتارهایشان می گشتند.

چند اتفاق و رفتار هست که این گروه را از رسیدن به حتا یک صندلی از مجلس بازگذاشت.

اولین مساله، بحث گفتمان اصولگرایان است. شاید بحث دراین باره اساسن و از بیخ مشکل داشته باشد. چرا که عمومن این جریان حرف تازه ای ندارد مگر اینکه رهبری سخنرانی کرده و موضوع جدیدی را برای صحبت کردن در اختیار آنها قرار داده باشد. البته در جریان سازی و استفاده از همین سخنرانی ها هم اتفاقن موفق نیستند و راحت ترین راه که سبک ترین و کم اثرترین روش است را استفاده می کنند.

مساله دیگری که در رخداد چنین حادثه ای موثر بود، وارد شدن اصول گرایان در یک بازی از پیش باخته بود. جلسات مجلس برای برجام از تلویزیون پخش می شد و آنچه از تلویزیون مردم شاهد آن بودند، یکسری اصول‌گرایان بودند که تنها هدفشان را عدم تصویب برجام گذاشته بودند و برای تخریب برجام از «هر» روشی فروگذار نمی کردند. یعنی همه می دانیم که برجام آن چیزی نیست که باید می شد. همه هم می دانیم که یک چیزهای بدی را دادیم و همه هم می دانیم که راه بهبود شرایط اقتصادی مان تنها از مسیر برجام  نمی گذرد. ولی راهش این بود که پیش رفتند؟ نه خیر. گیرهای درست با روش غلط بیان شدند و جاهایی که دیگر واقعن گیری نداشت، گیرهای الکی دادند تا مردم که قاضی دعوای بین ظریف و تیم مجلس بودند، حق را به ظریف بدهند.

بعد هم در مورد جایگزین برجام پاسخی نداشتند. یعنی وقتی گفته می شد که خب برجام نه! شما پیشنهادتان چیست؟ پاسخ روشنی نداشتند. در حالی که ادامه دادن روند پیشین هم تقریبن بسیار سخت شده بود و شرایط تحریم از طرفی و انتظارات داخلی از سمت دیگر، اجازه ی ادامه دادن را نمیداد. یعنی راه حل جایگزینی باید مطرح می شد که نشد و نشد و نشد. تاجایی که برجام تصویب شد و بازنده این داستان شدند مخالفان برجام.

اصول گرایان قبل تر البته و از انتخابات ریاست جمهوری در زمین بازی اصلاح طلبان وارد شده بودند و اساسن خودشان زمینی برای بازی نداشتند. وقتی که جریان اعتدال-اصلاح طلبی در حال برنامه ریزی برای همکاری و ائتلاف بود اصولگرایان پشت هم را خالی می کردند و برای هم جفت پا می گرفتند. چرا که آن موقع هم فکر می کردند برنده نهایی خودشان هستند یا حداکثر اگر به دور دوم هم کشیده شود، یک مسابقه بین اصولگرایی و اصلاح طلبی نخواهد بود یا اگر باشد هم مشکلی در پیروزی پیش نخواهد آمد. آنجا هم سعی کردند ائتلاف برقرار کنند. ائتلافی که برعکس ائتلاف در مورد مجلس ناپایدار بود و وقتی بازی به جاهای حساس رسید از هم پاشید. می دانید نمود ائتلافی که پایدار نباشد آن هم وقتی تنها سه نفر عضو ائتلاف باشند چه معنایی دارد؟ 

اصولگرایان در بعد استفاده ی مطلوب از رسانه ها و شبکه های اجتماعی هم بسیار ضعیف عمل کرده اند. طرفداران اصول گرایی در فیس بوک و توئیتر یا غیرفعالند یا فقط در ایام خاصی از سال فعال می‌شوند. در تلگرام و ... هم چندان توانمندی مناسبی برای جریان سازی ندارند. بنابراین این فضاها که رقابت در آنها به نسبت صدا و سیما عادلانه تر است، را از دست داده اند. این بازماندن از جریان به حدی است که حتا در تبدیل گاف های اعتدالیون و اصلاح طلبان به فرصت هم خیلی ضعیف عمل می کردند. در نتیجه عملن در زمینه ی رسانه ای بسیار ضعیف عمل می کردند.

این موضوعات به نظر حقیر عللی بود که اصول گرایان بازی را در تهران به خودشان باختند. البته یک دلیل آخری هم دارد. الان چهره ی اول اصول گرایی چه کسی است؟ چه کسی هست که همه ی اصولگرایان حاضرند پشت سرش جمع شوند؟ (در انتخابات ریاست جمهوری نشان دادند که تقریبن ندارند همچین چهره ای را) آقای حداد تلاش فراوانی را کرده تا این نقش را ایفا کند ولی آرای اصولگرایان بسیار متفاوت است و آدم بزرگهای این جریانات هم حاضر نیستند که به جمله معروف «جذب حداکثری و دفع حداقلی» عمل کنند و با این وضعیت اصولگرایی یک جریان راکد خواهد شد.

در آخر اینکه اگر قرار باشد جریان اصولگرایی در انتخابات بعدی موفق شود به جای اینکه به دنبال مقصر خارجی بگردد و زمین و زمان را مقصر نشان دهد و یا با توجه به نتایج مجلس در شهرستان ها، در باد پیروزی بخوابد، به جایی نخواهد رسید. بهتر است کمی هم به مشکلات درونی جریان و گفتمان اصولگرایی فکر شود و برای بهبود آن چاره ای اندیشیده شود. (انتقادات دیگری هم هست که بماند تا یک وقت دیگر شاید)

والسلام

هدهد
خانم الف
۱۰ اسفند ۰۷:۵۳
اصولگرا ها خودشون باعث شدن..
تقریبا با همه ی پستتون موافقم..
اما بازم :

http://bayanbox.ir/view/2878440831550804512/IMG-20160229-074502.jpg
پاسخ :
میدونید مساله چیه؟
اینه که اگر می پذیرفتند این مشکلات رو دارند و براش برنامه ای می ریختن الان داستان فرق می کرد. همین الان هم این شکست رو قبول ندارن. بله شکست خوردن. هرقدر هم که از شهرستان اصولگرا بیاد وارد مجلس بشه، باز هم کسانی که شهره ی اصولگرایان هستند به مجلس راهی پیدا نکردند. مشهورترین چهره ی اصولگرایی که اتفاقن پارسال به دلیل مواضع ش از دایره اصولگرایان خارجش کردن! لاریجانی هستش. در سیاست گاهی اسم ها هست که کار می کنه. در غیاب بزرگان اصولگرایی نظیر حداد عادل و زاکانی و توکلی و ابوترابی که هرکدام برای خودشان حزبی دارند و اسمی و رسمی، باعث می شود در لابی زدن ها و ... اصلاح طلب ها موفق باشند و عملا هرقدر هم که از شهرستانها اصولگرا آمده باشد نتواند اندازه آدم معروف های سیاسی اصلاح طلب کار کند. قدرت سیاسی اش آنقدر نیست.
حالا اگر امروز هم این را نپذیرید در آینده می بینید که حتی در این شرایط که ۵۰-۵۰ هستش مجلس، باز هم شرایط به نفع اصلاح طلبی چرخیده.

بعد هم این عکس رو قبول ندارم. همون قدر که توهم اصلاح طلبا از اینکه بیشمار هستند یک توهم مزخرفه. از اون طرف توهم اصولگراها از اینکه اصولگرایی یعنی تمام ایران! هم مزخرفه و این کاریکاتور می خواد این رو برسونه که اصولگرایی مساوی ایران هست و اصلاح طلبی مساوی تهران که مقایسه اشتباهی هست.
خانم الف
۱۰ اسفند ۰۹:۵۶
کاملا حرفتونُ قبول دارم..
همین الانم خیلیا به تغییر فاحشِ فرهنگ ربطش میدن.. 
شاید بخشیش مربوط به این باشه که کمم نیست، اما کم کاری اصولگرا ها و استفاده ی اصلاح طلب ها از این فرصت نقش زیادی داشته.. بله.. این پراکندگی بین خودِ اصولگرا ها تو انتخابات ریاست جمهوری هم خودشُ نشون میداد..
خانم الف
۱۰ اسفند ۱۰:۰۶
الان داشتم پستای قدیمی تونُ میخوندم.. چند ماه پیشیا..
تغییر قلمتون واضحه :)
پاسخ :
تغییر قلم یعنی چی؟ به سمت خوب یا بد؟
تغییر موضع سیاسی منظورتون هست؟ (این سندرم انتخاباته برای افرادی که مثل بنده که ترجیح میدن حزبی به اطراف نگاه نکنن)

سجاد
۱۰ اسفند ۱۶:۰۸
چشم قربان!
وقتی دیدمشون حتما نظرات شما رو بهشون ابلاغ میکنم!

اخوی اگه اینا قرار بود درس عبرت بگیرن از انتخابات سال 92 همینطوری نمی نشستن تا امسال
به نظرت خودشون اینا رو نمیفهمن یا ...؟
متاسفانه این اتفاقات دلایل عمیقی داره؛تا حالا چنتا بچه حزب اللهی دیدی که بتونن باهم کار کنن!؟
پاسخ :
دستت درد نکنه. بگو شاید که پند گیرند...


نه دیگه از انتخابات ۹۲ به این ور یه پیشرفت داشتن. ائتلاف زدن بدون اینکه کسی بزنه زیر میز ائتلاف.
اما در هر حال:
جذب حداقلی و دفع حداکثری
شعار اکثر ماست... :)

حسن
۱۱ اسفند ۱۱:۳۷
با اینکه من هم انتقادات جدی به اصولگرایان دارم اما دیدگاهم با شما تفاوت داره:
چند سوال:
چرا میگوئید اصولگرایان حرف تازه ای ندارد؟ مگر اصلاح طلبان حرف تازه ای داشتند؟ تازه مگر پیگیری سخنان رهبری که بسیار به روز و جامع نگاه میکنند حرف نویی نیست؟
اینه میگوید گیر الکی به برجام میدادن میشه دقیقا بگید کدوم گیر؟ البته قبول دارم باید هنرمندانه انتقاد میکردند اما به نظرم اکثر انتقادات به جا بوده و باید انجام میشده
سوم اینکه چه کسی گفته راه حلی ارائه نشد. اتفاقا اقتصاد مقاومتی که طرح و برنامه اش هم نوشته شده به دولت پیشنهاد شده اما خودش این تفکر رو نداره
اینکه نتوانستند از شبکه های اجتماعی و رسانه بهترین استفاده را کنند را بسیار قبول دارم. نمیدانم خبر دارید یا نه ولی صدها کانال جک و و کاناب های مبتذل که یک سال فعالیت داشتند زمان انتخابات خبر های انتخاباتی میزدند. مطمئن باشید پشت سر اینها برنامه ریزی های فراوانی وجود داره.
من هم انتقادات جدی به این جریان دارم ولی مردم تهران دنبال جریان و.. نیستند رایشان بیشتر از اینکه سیاسی باشد به نظرم فرهنگی است.
مطلبی هم در رابطه با نتیجه انتخابت نوشته ام که دوست دارم نظر شما را بدانم

http://bayadkarikard.blog.ir/1394/12/09/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%B7%D9%84%D8%A8-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF

یا علی مدد


پاسخ :
با سلام و ممنون از حوصله شما؛

اما پاسخ های بنده برای سوالات:
--چرا میگوئید اصولگرایان حرف تازه ای ندارد؟ مگر اصلاح طلبان حرف تازه ای داشتند؟ تازه مگر پیگیری سخنان رهبری که بسیار به روز و جامع نگاه میکنند حرف نویی نیست؟

اصلاح طلبان اگر هم حرف نویی نداشته باشند، بلد شده اند همان حرفهای قبلی را یک طوری بزنند که جدید باشد یا اینکه کسانی که قبلا حرف را نمی فهمیدند آن را بفهمند. مثالش همین بحث لیستی رای دادن است که کلید واژه رهبری بود ولی فقط امسال خیلی رو آمد و اتفاقن گروهی که رو آوردندش همین اصلاح طلب ها بودند. بعد من صادقانه بگویم که در حرفهای اصولگرایان «پیگیری» حرف رهبری را نمی بینم! بلکه «تکرار» حرف رهبری را می بینم. فقط تکرار کلید واژه. آنقدر تکرار که دیگر شورش را در می آورند. ولی گسترش و ... نه. این داستان تا جایی تکرار می شود که به حوزه طنز می رسد و بعد رهبری دوباره ورود می کنند در موضوع و یک چیزهای بیشتری را می گویند. همین الان بحث نفوذ که داغ داغ است را پیگیری کنید. چقدر حرف جدید و گسترش حرف رهبری را اصولگرایان داشتند؟ و چقدر رهبری خودشان در باز کردن موضوع ورود کردند؟


--اینه میگوید گیر الکی به برجام میدادن میشه دقیقا بگید کدوم گیر؟ البته قبول دارم باید هنرمندانه انتقاد میکردند اما به نظرم اکثر انتقادات به جا بوده و باید انجام میشده

در جلسات برجام، پیش فرض برخی از نماینده ها این بود که اساسن این توافق «نباید» و «نمی تواند» شکل بگیرد «به هرشکلی و به هر عنوانی». بر همین اساس هم جلسات (من اکثر آنها را دیدم) پیشتر به جدل اختصاص داشت تا طرح مباحث علمی و تخصصی.

-- سوم اینکه چه کسی گفته راه حلی ارائه نشد. اتفاقا اقتصاد مقاومتی که طرح و برنامه اش هم نوشته شده به دولت پیشنهاد شده اما خودش این تفکر رو نداره

اقتصاد مقاومتی هم بیشتر مثل حرفهایی هست که رهبری گفته اند و اصولگرایان محترم منتظر هستند که ایشان در این باره بیشتر توضیح بدهند. چیزی که بنده به عنوان یک ناظر بیرونی از برنامه اقتصاد مقاومتی مدنظر برخی از بزرگان اصولگرایان فهمیدم این است که مردم یک چند سالی را با نان خشک و پیاز سر کنند(این را با گوش خود شنیده ام) تا شاید وضعیت بهبود پیدا کند. در حالی که با شرایط کشور ما و ماشاالله روز به روز اختلاس ها عملا این برنامه نشدنی است و مردم زیر بار نون خشک خوردن به قیمت اختلاس کردن برخی دیگر نمی روند. برای شروع شاید بد نباشد برخی از همین مسئولین خانه های چند صد متری خود را بفروشند و تشریف بیاورند در خانه های پنجاه متری وسط شهر بنشینند. بعد پول آن را بدهند تا تعداد جوان بتوانند سر زندگی بروند. آن وقت که کمی با مردم در شرایط مساوی قرار گرفتند می توانند از خوردن نان خشک و سختی کشیدن حرف بزنند.

نظرم درباره مطلب شما رو هم در وبلاگ خودتون میذارم ان شاالله.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان