هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

زن در اسلام


بسم الله


به بهانه ی روز جهانی زن،


کار به غرب و نگاه غرب به زن ندارم و نمی خواهم به آن بپردازم. (هرچند به نظرم ظلمی که غرب به زن می کند و کرده همانند ظلم هایی که به سیاه پوستان و ... کرده غیرقابل بخشش و چشم پوشی است. هرچند که امروز پرچم مبارزه با ظلم نسبت به زنان را آنجا بلند کرده اند و مدعی هستند که اسلام به زنان ظلم می کند!)

زن در اسلام را بزرگان بسیاری تحلیل کرده و کتاب ها در این باره به رشته ی تحریر درآمده اما این دلیل نمی شود که بنده هم نظرات کارشناسی خود را ننویسم. خدا را چه دیده اید یک وقتی شاید ما هم جزو بزرگان شدیم و همین نوشته را کتاب کردیم :) (همچنان شتر و خواب و پنبه و دانه و ...)


اما بعد،

مقام زن در اسلام را باید واقعن و به صورت مقام زن در اسلام ببینیم و تعریف کنیم. نه اینکه رفتار کنونی و مقام زن در مسلمانی برخی ها را ملاک قرار بدهیم. اگر این مساله را حل کنیم می توان در مورد گام بعدی به صحبت نشست. زنان علی رغم اینکه نه در سیره پیامبر و نه در قرآن نبوده که از حقوق اولیه محروم باشند، در برخی کشورهای اسلامی محروم هستند و این موضوعی قابل بررسی به طور جداگانه هست. اما برای آنکه نمونه ای از این حقوق اولیه مساوی را بدانید می توانید به ماجرای غدیر و بیعت زنان با امیرالمومنین مراجعه کنید که در آن هم پای مردان حاضر، زنان هم بیعت کردند و این گونه نبود که فقط مردان حق بیعت و انتخاب رهبر را داشته باشند. بگذریم. بنابراین نباید رفتاری که در برخی کشورها و توسط برخی مردان از نوع مسلمان نسبت به زنان می شود را گسترش بدهیم به اسلام و بگوییم این حرف اسلام است که این نیست واقعن.

خب اما مقام زن در اسلام، به این شکل تعریف می شود که در حقوق اولیه با مردان مساوی هستند و بعد با توجه به وظایف اجتماعی و فرهنگی که برای آنها متصور می شود، حقوق ثانویه ای تعریف می شود که این حقوق با مردان مساوی نیست و تفاوت هایی را با آنها دارد. حالا این حقوق ثانویه است که محل اختلاف قرار می گیرد و در واقع علت محل اختلاف قرار گرفتن آن هم اینجا ست که بستر ذهنی و فکری وظیفه محوری که برای زن در اسلام در نظر گرفته شده در اختلافات وارد نمی شود و تنها به گفتن نتیجه اکتفا می شود. یکی از این موارد، به طور مثال، بحث اجازه همسر برای کار کردن خانم ها و به طور کلی استقلال مالی زنان از همسرانشان هست. بحث عموما به این شکل مطرح می شود که چرا خانم ها نباید کار کنند و ... و به جیب شوهرشان وابسته باشند و چرا نباید از جیب شوهرشان مستقل باشند و ... . این طور مطرح کردن سوال و مساله، در واقع نادیده گرفتن مساله مهمی به نام خانواده در بحث هاست. بنیان خانواده به روش ها و متدهای مختلفی قابل تقویت و قوام گرفتن است و اگر قوانینی در اسلام مربوط به زندگی زناشویی مطرح شده با هدف تقویت و تحکیم این بنیان بوده. خانم ها در نظام اسلامی هم از شوهرشان استقلال مالی دارند و صاحب مال و ثروت هستند. این ثروت و به طور مشخص پول از حقوق اولیه ای است که خانم ها دارند و هر مردی موظف است نفقه همسرش را بپردازد. این نفقه حق خانم است و مرد هیچ حق دخل و تصرفی در آن ندارد. در واقع اسلام می خواهد اگر استقلال مالی هم قرار است برای خانم به وجود بیاید از طریق شوهرش باشد و منتی بر سر خانم نباشد و خانم مجبور به انجام کارهای طاقت فرسا که می تواند بنیان خانواده را تحت تاثیر قرار دهد، نشود.

جمع بندی کنم که مطلب طولانی تر نشود. خانم ها در اسلام حقوقشان محترم شمرده شده و با توجه به زندگی وظیفه محور خانم ها و متناسب با آن آقایان، این حقوق تعریف شده است. هدف نهایی هم علاوه بر ایجاد رفاه نسبی در زندگی دنیوی، توفیق در زندگی اخروی برای مردان و زنان بوده است و به طور مشخص بستر خانواده برای رسیدن به این دو هدف، طراحی و معرفی شده است. حال هرقدر که ما از اسلام بیشتر فاصله بگیریم این بستر را بیشتر به فراموشی می سپاریم و بیشتر از آنچه برای فلاح و رستگاری طراحی شده فاصله می گیریم.

در آخر، روز جهانی زن مبارک.

والسلام

هدهد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان