هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

ناف بعضی را با ... بریده اند


بسم الله


یک ضرب المثل مشهور و معروفی است با این مضمون که ناف کسی یا چیزی را با چیز دیگری بریده باشند. یعنی از بس معروف است که هر ترکیبی از این ضرب المثل را که در اینترنت جست و جو کنید خواهید یافت. در ادامه بررسی های ضرب المثلی و با توجه به نزدیکی به دهه فجر( از هر طرف همسایگی متقارن دهه فجر را می توان نزدیکی به آن دانست) همین طور که داشتم راه می رفتم به این فکر می کردم که ناف مردم ما را با چه چیزهایی ممکن است بریده باشند؟!

اولین چیزی که به ذهنم آمد، بریدن ناف با مخالفت بود. یعنی از صد در صد مردم ما، صد و بیست درصد مخالفند. با چه چیزی؟ خب اوایل معلوم بود با چه چیزی ولی حالا خیلی معلوم نیست. برخی با دولت مخالفند. برخی با مجلس. برخی با هر دو. برخی با همان برخی های دیگر مخالفند. برخی با هر حرفی که هر کسی بزند مخالفند. برخی هم منتظرند برخی دیگر حرفی بزنند بعد بگویند که آهان ما با همین مخالفیم. برخی آنقدر شور مخالفت می گیردشان که امروز حرف هایی را می زنند که به طور مشخص نشان دهنده مخالفتشان با حرف های دیروزشان است. برخی خاطراتی دارند که با خاطرات قبلی شان مخالف است و خلاصه مخالفت ها اساسن به هیچ چیز و هیچ جا و هیچ زمانی محدود نیست. اصلن بحث درستی و غلطی مخالفت ها نیست فقط این بار که خواستید در جامعه بچرخید با دقت به اطراف نگاه کنید و این مخالفان را به دقت رصد کنید. در ادامه همین دسته بندی مخالفت ها هم می توان به صحبت های از جنس درون تاکسی، زیر دست آرایشگر و ... اشاره کرد که در آن مردم به طور کل با تمام اجزا و اعضا و جوارح بقیه مخالفند. بعد حالا اینکه مخالف باشند بد نیست ها. خب بالاخره نمی شود که همه ی کشور را به شکل کره شمالی اداره کرد و همه را یک شکل کرد. اما کار آنجا بیخ پیدا می کند که لازم است در مواردی بین مردم یک توافقی به وجود بیاید. توافق ها بر اساس مخالفت ها شکل می گیرد، بعد رای دادن ها براساس مخالفت ها شکل می گیرد. بعد کلن همه چیز بر اساس مخالفت تشکیل و هویت پیدا می کند. رک به تمام دوره های انتخابات مجلس و ریاست جمهوری(در ادامه و در حال و هوای انتخابات یک پست مرتبط خواهم گذاشت به شرط حیات)

یکی از دیگر از مواردی که ناف مردم را با آن بریده اند، زرنگی است. باز از صد در صد مردم، بخش عمده ای از آنها فکر می کنند که خیلی زرنگ هستند و بقیه نمی فهمند. شکل ابتدایی این موضوع خود را در جاده ها و در هنگام ترافیک نشان می دهد که یک آدم زرنگی از شانه خاکی جاده سو استفاده می کند و با تجاوز از حریم جاده، خودش را دو تا ماشین جلو می اندازد. از این موارد زرنگی در ادارات و شرکت ها و ... کم نداریم. طرف در یک شرکتی مشغول به کار است بعد فکر می کند که زرنگی می کند اگر کارتش را در شرکت اولیه بزند و برود بیرون اداره به کار دوم یا سومی مشغول شود(دیدم که میگم) و....

مورد دیگر از بریدن ناف، بریدن ناف با حرص و طمع است. این روزها کم آدم اطراف ما نیست که می خواهند یک شبه پولدار شوند. یا یک شبه رئیس شوند. یا یک شبه خانه شان از میدان راه آهن به میدان تجریش برود. این حرص و طمع شدید برای رشد یک شبه بلای جان مردم شده این روزها. یعنی مثلن آقا ۲-۳ میلیون درآمد دارد ولی چون به فکر رسیدن به خانه و ماشین آن چنانی است شب ها خوابش نمی برد و آرامش ندارد. خلاصه اگر نافتان را با این مورد آخری بریده اند، سعی کنید خود را اصلاح کنید تا زندگی تان از حالت زهر هلاهل به زهرهای با اثرگذاری کمتر تبدیل شود.

اما غیر از اینکه ناف را می برند گاهی هم ناف را نمی برند. یعنی ای کاش با این موارد می بریدند. مثلن چه می شد اگر ناف مردم را با کتاب می بریدند؟ بعد آن وقت مردم می نشستند دو تا کتاب تاریخی خوب می خواندند و دیگر گول ظاهر کشورهای چماق و هویج به دست را نمی خوردند و .... یا اصلن ناف مردم را با کار می بریدند. که دیگر ساعات کار مفید ادارات ما از هشت ساعت کمتر نباشد و کسی وسط کار مردم یاد خواندن زیارت عاشورا و دعای ندبه نکند و ... این آخری که آرزو می کنم مربوط به شیوه ی بریدن است و شاید در قالب ضرب المثل جور درنیاید. ای کاش ناف مردم را با لبخند می بریدند. یعنی آن کسی که می برید هم اگر لبخند می زد شاید خوب می شد. تحمل چهره ی آدم هایی که با اخم روزگار می گذرانند واقعن سخت است. فکر کنید صبح اول وقت خودتان سرحال باشید ولی برای رفتن به اداره وقتی سوار تاکسی و اتوبوس و مترو می شوید همه اخمو و خواب آلود جلوی شما نشسته باشند. اگر بتوانید همچنان سرحال بمانید کارتان خیلی درست است همین طور ادامه بدهید.

خلاصه اینکه لبخند بزنید و کتاب بخوانید و
مراقب برش ناف توسط بدی ها و کج خلقی ها و ... باشید.
هدهد
خانم الف
۲۳ بهمن ۱۵:۴۶
با مورد اول موافقم :)
خندم گرفت تا خوندمش :))
پاسخ :
:))) مخالف نیستید یعنی؟! :))
سجاد
۲۳ بهمن ۲۱:۱۶
میخواستم بگم که جا داره از کسانی هم که نافشون بریده نشده یادی کنیم که الحمدلله در قسمت آخر یه اشاره کوچیکی شد!
پاسخ :
خیلی سخت بود.
هرچی خواستم بنویسم به نظرم بی ادبی اومد. یعنی تاحالا به ناف با این دید نگاه نکرده بودم که ممکنه حرف بی ادبی باشه. خلاصه اینکه باید از کسایی که نافشون بریده نشده بترسی. چون اونا مال خودشون نیستن. وابسته ان به اونایی که نافشون بهشون وصله. نمونه عملی اش هم همین کشور پرجمعیت و پر طمطراق جیبوتی بود. :)
خانم الف
۲۳ بهمن ۲۲:۰۱
نه الحمدلله موافقم :))))
پاسخ :
الحمدلله
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان