هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

از وطن غریبه

بسم الله


در مدتی که آمریکا و تحریم هایش عرصه را بر مردم تنگ کرده بود، پستی در اینستاگرام منتشر کردم که احساس درونی خویش را در آن نوشته بودم. از اینکه مذاکره با کسی که دنیا را با قانون جنگل اداره میکند عاقلانه نیست. حداقل عاقلانه نیست اگر شیر آن جنگل نباشی و شیرهای جنگل تو را خرگوشی بازیگوش ببینند که در میانه شیرها در حال دویدن است.

وقتی این حرفها را می نوشتم عمیقا احساس می کردم میهنم را دوست دارم و برایم تک تک اتفاقاتی که در آن می افتد مهم است. من در این مدت که حرف نزدم بیشتر خوانده ام. مقالات روزنامه های آمریکایی و نوع برخوردشان با موضوع ایران. آنها ایران را طوری نمی بینند که ما خودمان را می بینیم و در نوشته اینستاگرامی خویش به دنبال نشان دادن این موضوع بودم. شاید بد نباشد خود متن را بگذارم همین جا:

«مسیر روابط خارجی ما هیچ گاه هموار نبوده،
اما حضور ترامپ یک نعمت بزرگ بوده و هست. کسانی که فکر می‌کردند آمریکا برای نجات ایرانیان خواهد آمد، با تفکر عریان آمریکایی مواجه میشوند که آمریکا تنها و تنها به دنبال منافع خودش است و اینکه جایگاه خویش به عنوان ابرقدرت را حفظ کند. آمریکا در این مسیر به هیچ کشوری رحم نکرده. از کانادا و مکزیک گرفته تا چین و اروپا.
این تفکر عریان آمریکایی ست. خود-محور و دیگران-برده‌بین. آمریکا از ابتدای تاسیسش، تنها مدل برده داری خویش را تغییر داده ولی هیچگاه دست از برده‌داری و برده دیدن باقی کشورها برنداشته. تصویر پر زرق و برق این سالهایش هم با خراش های ترامپ پاره شده و برافتاده و حالا باید کور بود تا ندید.
در برابر کسی که تفکرش برده‌داری ست هم باید ایستاد و محکم بر دهانش کوبید تا تصور ارباب رعیتی از سرش بیوفتد!.»


بعد از این پست، بحث هایی در گرفت که مذاکره خوب است یا بد و ... و در اثنای همین بحث بود که یکی برگشت و به من حرفی را زد که خیلی وقت پیش خودم به کسانی که از کشور گریخته بودند و ساز مخالف با نظام ساز می کردند می گفتم. راستش برای من کسانی که از کشور گریخته بودند و از دور نسخه برای کشور میپیچیدند، انسان های قابل اعتمادی نبودند و نظرات قابل اعتنایی نداشتند. اما من هیچ گاه خویش را گریخته و بریده از کشور نمیدانستم و قسمت دردناک ماجرا این بود که من گریخته و بریده به نظر می رسیدم.

راستش حالا حق میدهم به آنکه در ایران است و چنین حرفی را به من میزند و حق میدهم به آنکه از بیرون به ایران می نگرد. هر دو حق دارند. اولی حق دارد چون او کسی ست که به طور مستقیم با نتایج هر اتفاقی در ایران باید دست و پنجه نرم کند و حق میدهم به آنکه از بیرون از ایران به مسائل مینگرد و حرفی میزند که شاید چون در ایران نیست و اثری بر روی وی نمیگذارد، از نظر دیگران کم اهمیت باشد. هر دو حق دارند و هر دو باید حرف بزنند. 

مسئولیت ما برابر همه حرفهایی که درباره ایران و برای ایران و برای سرنوشت ایران زده می شود مشخص است. همه مردم ایران چه آنها که ساکن ایران هستند و چه آنها که در ایران سکونت ندارند حق اظهار نظر دارند و باید نظراتشان را شنید و آن را با عقل خویش سنجید و بهترین شان را برگزید. نه باید کسی را از سخن گفتن محروم کرد و نه سهم کسی را در سرنوشت کشور نادیده گرفت. ما همه در این سرنوشت سرزمینی مشترک و همراه هستیم و امان از روزی که برخی از ما، برخی دیگر را کمتر محق بداند در ایرانی بودن و ایرانی زیستن.


والسلام

هدهد
...
۲۵ تیر ۱۵:۵۰
سلام
من به نظرم با این اوضاع کشور و گریختن همه به خارج از کشور و تلاش برای مهاجرت مخصوصا نخبه ها باعث شده که همه فکر کنن بعد از مدتی ایران به کشوری تبدیل میشود که ادم باهوشی در آن باقی نمانده و ادم های سرمایه دار هم سرمایه شان را به بیرون برده اند و این بزرگ ترین سرمایه یعنی سرمایه ی انسانی است که جوان ها در حال رفتن هستن و برای دیگری کار میکنند و برای خودمان نه.
من یکی از همکلاسی هام که از نخبه ها بوده رفته تا مرحله پست داک هم در دانشگاه MIT خونده و الان برگشته و داره تلاش میکنه بتونه تاثیر مثبتی تو کشور بذاره و برای کار جوون ها حتی تلاش میکنه.

پاسخ :
علیکم السلام

تلاش های همگی ما برای پیشرفت کشور ایران مهم هستش و این نباید با حضور فیزیکی مقایسه بشه. حضور فیزیکی عامل ارجحیت یک نظر بر دیگری نیست،‌ وزن ش رو بیشتر میکنه ولی این جور نباید باشه که کسی که از ایران بیرون مونده نظرش درباره ایران فاقد اهمیت باشه 
...
۲۶ تیر ۱۴:۳۰
درسته ولی کسی که بیرونه در خدمت کس دیگه ست. شاید اثارش کمی تا قسمتی محو برسه به مردم کشورش اون هم شاید اون هم شاید سالیان بعد. ولی برابر با کسی نیست که اومده برگشته داخل و در خدمت مردم و کشور خودش هست و شرایط سخت رو از نزدیک لمس میکنه و تحمل میکنه و جهاد میکنه.
نظرش مهم تر هست و گاهی شاید کاربردی ولی در عمل فکر نمی‌کنم...
نخبه های کشور ما دوست ندارن شروع کننده تلاش کننده جهادکننده و سختی کش باشن. دوست دارن اماده و حاضر براشون مهیا بشه همه چیز. نمیخوان برگردن ایران و دغدغه ندارن واسه ساختن واسه مردم. نمیخوان بیان دستگیر کسی باشن فکر میکنن خودشون محتاج اند.
پاسخ :
یک ایرادی هم همیشه گرفته شده به دانشجوهای خارج از کشور این بوده که این دانشجوها دوست دارند که آماده و حاضر باشه همه چیز براشون.
اما من به این استدلال اشکال وارد میدونم و به نظرم درست نیست.
دانشجوی خارج از کشور یک استعدادی داره و یک چیزهایی بلد هست. حالا این فرد اگر شرایط براش فراهم باشه میتونه توانایی ش رو استفاده بکنه. وگرنه با همه استعداد و توانمندی ش باید بره درگیر کارهای اداری بی سر و تهی بشه که نهایتا به میل یک مدیر یا معاونی، کارش امروز و فردا بشه و نهایتا بعد از ماه ها تلاش تازه برسه به نقطه ای که بتونه کاری که بلده رو انجام بده.
انتظاری که از دانشجوی خارج از کشور دارند این مدلی هست که خب تو که خارج بودی خوش گذرونی کردی حالا باید بیای از هیچی معجزه بکنی! اگر مثلا بلدی آزمایشگاه پیشرفته ای رو مدیریت بکنی، باید ساختمونش رو خودت بسازی! و تک تک دستگاه های اون آزمایشگاه رو خودت بسازی (چون به هر دلیلی نمیتونی بخری) و تازه وقتی رسیدی به نقطه ای که میخوای از آزمایشگاه بهره برداری بکنی، باید کلی مجوز بگیری و آخرش هم معلوم نباشه که مجوزها رو میتونی بگیری یا نه.
من مخاطب درد دل خیلی از همین دانشجوهای خارج از ایران بودم. توی ایران کار کردن، انتظارات عجیب و غریبی رو پیش روی آدم ها میذاره. حالا البته موضوع این نبود.
همه دوست دارند به کشورشون کمک بکنن. همه دوست دارند ایران پیشرفت بکنه.
اما مرز بندی بین آنها که ماندن و آنها که رفتن کمکی به این داستان نمیکنه و سرعت پیشرفت رو گاهی کند میکنه.
...
۰۸ مرداد ۱۴:۰۶
خوب الان باید چیکار کرد؟
تنهایی شاید نشه کاری کرد.
نباید همشون با هم جمع شن صداشون و درخواست هاشون رو به گوش بقیه یا مسئولین برسونن؟
سختی اش رو نمیتونن تحمل کنن؟
بعد مدتی از ایران دیگه چیزی نمی مونه.
پاسخ :
نمیدونم راستش دیگه.
یک وقتی مدعی بلد بودن بهترین پاسخ بودم. اما حالا سردرگمم. خیلی دیر دارم جواب میدم و علت اصلی ش همین موضوع هست که صبر کردم تا شاید جواب قابل قبول و جهان شمولی داشته باشم اما نداشتم. 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان