هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

نور در تاریکی

بسم الله

«وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنادی‏ فِی الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ»

ما روزانه و شبانه در معرض تصمیم گیری هستیم. یعنی یکی از ویژگی های بزرگ شدن همین باز شدن مسیر تصمیم گرفتن هاست. تصمیم می گیری که چه ها بکنی و چه ها نکنی. تصمیم می گیری که چه کسانی را دوست خود بگیری و چه کسانی را دشمن بداری و خلاصه تصمیم و تصمیم و تصمیم. راستش اوایل این تجربه شیرین است ولی درست با شروع گرفتن تصمیمات سخت تر زندگی ات، تازه می فهمی که نه انگار شیرین که نیست بلکه تلخ است. هر تصمیم ات یک راه را جلوی پای تو باز می کند که نمی دانی آخرش به کجا خواهد رسید. تو را رستگار می کند یا گمراه. اصلا این قسمت بزرگ شدن را دوست نمی دارم. هی اختیار و تصمیم، اختیار و تصمیم، اختیار و تصمیم ..... این اختیار که هم نشین با تصمیم گیری شده و دردسرها را زیاد و زیاد کرده. آخر مگر می شود در تاریکی های دنیا، درست تصمیم گرفت و راه را درست رفت؟

 خدایا، من، بنده کمترینت، بیچاره و خاک نشین ترین بنده ات، پاهایم در تاریکی های دنیا گیر کرده خدا،
خدایا اگر نور تو در قلبم نباشد تاریکی های دنیا مرا به قهقرا می برد...
خدایا در تاریکی دنیا اگر نور تو نباشد چگونه باید تصمیم درست گرفت؟
خدایا یونس وار از درون تاریکی دنیا، در وسط شکم ماهی دنیا،
تو را به هر زبان می خوانیم.
که خدایا «لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ»
خدایا هدایت پذیرمان بکن و خلصنا!

التماس دعا
هدهد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان