هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

به نام انتخابات، به کام ملت


بسم الله


هربار که نزدیک انتخابات می شود، جریانات حزبی در ایران فعال تر می شوند و برای بیشتر نشان دادن خودشان و افزایش رای شان، دست به افشاگری های گسترده در زمینه مشکلات و مفاسد گروه مقابل می زنند. هر روز یک یا دو سند افشا می کنند که فلانی در فلان فساد اقتصادی و ... دست داشته یا خانواده فلانی فلان رانت را استفاده کرده اند. این افشاگری ها و گاه تهمت ها، برای احزاب دست مایه کسب رای و داغ کردن تنور انتخابات است ولی آنچه برای مردم دارد، بی اعتمادی به تمامی گروه هاست.

در دوران انتخابات اگر قوه محترم قضاییه حضور فعال داشته باشد، می تواند تمامی ریشه های فساد را شناسایی و آنها را منهدم کند. چرا که در این دوره هر گروه و جریانی، تمام تلاشش را به کار می بندد که افشاگری گسترده تری را رو کند و دست بالا را در سبد رای مردم داشته باشد. در همین موضوع هم اتفاقن قوه قضاییه می تواند ورود کند و بالاخره یکی از این دو جریان را به عنوان مجرم شناسایی کند و به مردم معرفی کند. چرا که اگر آن اتهامی که یک گروه به گروه دیگر زده، درست باشد، بنابراین لازم است با مدارک کافی قرار مجرمیت آنها صادر شود و اگر این موضوع قابل اثبات نباشد، گروه دیگر به دلیل نشر اکاذیب و دروغ مجرم خواهد بود. در هر صورت مردم محق هستند که بدانند کدام گروه راست ش را می گوید و به کدام گروه نباید دل بست. چه آنکه جرمش فساد بوده و چه آنکه جرمش نشر اکاذیب بوده است.

اتهامات دوران انتخاباتی به دلیل فعالیت گسترده تر رسانه ها و توجه بیشتر مردم، رسانه ای تر می شوند و پاسخگویی به افکار عمومی در آن دوره مهم تر از همیشه است. حال اگر اتهامی زده شود و پاسخ درخوری به آن داده نشود، اعتماد مردم به کارگزاران شان دچار خدشه خواهد شد. هرچند بسیاری از مردم به دلیل گوش سپاری به رسانه های جهت دار احزاب بدی حزب خود را عموما نمی شنوند اما اگر به دلایلی روابط این مردم با جریان مذکور دچار خدشه شود معلوم نیست که بتوانند دوباره زندگی سیاسی مجددی برای خود با آن حزب تصور کنند. (این جا را البته شاید بتوانند! چون مردم ما ثابت کرده اند کلن حافظه تاریخی ندارند)

اخلاق انتخاباتی و در رده ی بالاتر اخلاق انسانی و اسلامی ما را از اتهام زنی بدون داشتن ادله کافی منع می کند. بنابراین اگر چیزی می دانیم مسیر قانونی اش، مراجعه به قوه قضاییه است و اگر تنها سوظن نسبت به آنها داریم، باز مسیرش از رسانه ای کردن سوظن مان نمی گذرد. بردن صندلی مجلسین با دوز و کلک، شهوت قدرت است و مسیر تعالی انسانی نیست.

اخلاق مند باشید و اخلاق مند بمانید ان شاالله

هدهد
۶ نظر

الفاتحه


بسم الله


به نظر شما چند سال طول کشیده که ما به این نقطه ای که الان هستیم برسیم؟ یعنی کدام مسیر را در تعریف خود از جامعه و فرهنگ سازی و ... اشتباه رفته ایم که حالا و این شب ها، می شنویم از دخترهای فراری که معتاد شده اند. از بچه هایی که در سطح شهر فروخته می شوند. معتادینی که حالا راحت تر، در سطح شهر جولان می دهند. از تن هایی که شب ها، به بهانه های مختلف فروخته می شوند و ....


این اتفاقات شاید در تمام نقاط دنیا رخ بدهد، اما رخداد این حوادث در کشوری که مدعی اسلام از نوع شیعه است، یک فاجعه ی تمام عیار است. دست مریزاد به خبرنگاری که چند وقتی است این موضوع را دنبال می کند و شده است موی دماغ مسئولین تا بفهمد بالاخره مسئول این اتفاقات کیست؟ مسئول اتفاق فقط رئیس فلان سازمان و اداره نیست. الکی سر نچرخانید و به اطراف نگاه نکنید. من و شما هم در رخداد این فجایع اگر مستقیم دخالت نداشته باشیم هم، باز در تمام این وقایع مسئول هستیم. ما چه طور سر در برف کرده ایم و مدعی شده ایم که اسلام داریم و تازه اسلام را هم درحال صادر کردن هستیم درحالی که به شدت در کشور خود در زمینه های مختلف ضعف داریم؟


می ترسم از روزی که بشویم مصداق این آیه « إِن یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَیَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ، وَمَا ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِیزٍ» کارهایی می کنیم و نمی کنیم که کسان دیگری بشوند پرچم دار شیعه. کسان دیگری عامل به اسلام باشند و ما فقط نامی از اسلام برده باشیم. کار خدا و اسلام زمین نمی ماند، ما اگر عرضه ی نگه داری و پایبندی به آن را نداشته باشیم، قوم دیگری جای ما را می گیرد. به راحتی بستن و باز کردن چشم.

والسلام

هدهد
۲ نظر

منشور اخلاقی سازمانی

بسم الله


چند روزی است که به طور شدیدی درگیر کاری اداری شدم، متاسفانه به طور مزخرفی فرآیند اداری ما فشل است.

خدا نکند که کارتان به یکی از این ادارات بیافتد و گریزی از این مساله نباشد! از همین امروز تصمیم گرفته ام تا منشوری اخلاقی برای شرکتی که شاید در آینده تاسیس کنم، بنویسم.

استفاده‌ی منشور اخلاقی این است که اگر بندی در آن آمد، برای رعایت آن، خود را ملزوم به انجام یکسری اعمال و تنظیمات خواهیم کرد. برای نمونه، اگر در منشور اخلاقی سازمان من، بند حفاظت از محیط زیست، وارد شد، که قطعن، وارد خواهد شد، برنامه هایی برای کاهش مصرف کاغذها، کاهش رفت و آمدهای غیرضروری افراد، استفاده از خودروهای پاک و ... خواهم داشت.

ان شاالله این منشور اخلاقی را آرام آرام طی پست هایی بند بند اش را شرح و بست خواهم داد.

والسلام

هدهد
۲ نظر
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان