هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

صدای بی سیما


بسم الله


چند وقتی هست که صدای بی سیمای ما تعداد بی شماری شبکه را به مجموعه شبکه هایش اضافه کرده. کاری که در نگاه اول بسیار مغتنم است. چرا که تغییر و تحول و تنوع جز جدایی ناپذیر انتظارات مردم از رسانه هاست. اما وقتی نگاهی به شبکه ها و تولیداتشان در یک روز می اندازی متوجه می شوی که نه! انگار یک چیزی را کم دارند.

در حال حاضر نزدیک به ۲۰ شبکه در تهران و کل ایران پخش می شوند. شبکه هایی مانند مستند، نمایش، نسیم و ... . اگر شما هم مثل من باشید که نگاهتان هر از گاهی به تلویزیون می افتد متوجه شده اید که این شبکه های محترم تقریبا چیز جدیدی نشان نمی دهند. این تقریبا هم برای آن است که هر ده هزار سال یکبار یک سریالی چیزی هم تولید می کنند ولی در کل تولیداتشان متوقف است. در واقع با اسم گذاشتن روی مردم ایران که آدم های نوستالژی دوستی هستند، تمام تولیدات سی ساله اشان را بار دیگر به نمایش می گذارند. از شبکه ی نمایش که فیلم و سریال های قدیمی که در آن بزرگان هالیوودی بچه بوده اند را نشان می دهد تا شبکه ی سوم که سریال گروه تجسس را برای بار چندم پخش می کند. یا حتی شبکه ی پویا که پویایی خاصی ندارد و هنوز هم سریال فوتبالیست ها را نشان می دهد. لااقل می توانستند البته این فوتبالیست ها را با کمی تغییر پخش کنند تا دلمان را نسوزانند. مثلن در نسخه اصلی فوتبالیست ها دو ساعت طول می کشید تا به ته زمین برسند یا وقتی می پریدند یک هفته روی هوا بودند، ولی می شد حالا و وقتی برای کودکان دوره جدید می خواهند پخشش کنند، این زمان را به مقدار کمتری برسانند.

در هر حال به نظر می رسد، ته دیگ بودجه ی رسانه ی ملی درآمده و نمی توانند دخل و خرجشان را جفت و جور کنند. در چنین شرایطی به نظر بنده مسیری که رسانه های غربی می روند قابل استفاده در ایران هم هست. به این شکل که شبکه ها کل یک سریال را خریداری نمی کنند و تنها چند قسمت اش را خریداری می کنند و اگر واکنش های مثبتی نسبت به این سریال دریافت کردند به تولید ادامه آن بودجه اختصاص میدهند. به این ترتیب بودجه ها برای سریال های کم مخاطب تلف نمی شود. از طرفی مخاطب هم نظرش محترم شمرده می شود و حق انتخاب بیشتری خواهد داشت.


در آخر آنچه صدای بی سیمای ما نیاز دارد نه بودجه که تغییر رفتار است تا بتواند اعتماد مردم را بازسازی کند و بتواند دوباره خانه های ایرانی را با معیارها و ملاک های اسلامی پر کند ( چیزی که امروز واقعن خیلی محدود در خود دارد.)

هدهد
۷ نظر

یک الگو برای افتخار


بسم الله


کشور ما و جوان های ما، کم الگوی فوتبالی و بازیگر سینمایی ندارند. آقای صدا و سیما هم در راستای معرفی کردن این الگوها کم موثر نیست. حالا در بین همه این الگوهایی که در این سال ها توسط رسانه به جوان ها معرفی شده اند، یکی دو تا آدم حسابی بودند و باقی بعد از مدتی از دور خارج شده اند و اتفاقن از دور خارج شدنشان چشم و چال ما را هم درآورده به شدت!

از باشگاه های فرهنگی- ورزشی ما اخبار خوش خرم هر روز درز می کند. صرف نظر از اینکه این کار، یعنی پخش کردن بی ادبی های یک نفر، اصلن خوب نیست، نفس کار هم مناسب نیست و اگر هدف از نشان دادن ورزشکاران معرفی یک الگو برای جوانان است، این الگوها با الگوی اسلامی زمین تا هوا فاصله دارند. در بین همه ی این ورزشکارها حالا یکی ظهور کرده که به نظر من الگوی خیلی خوبی ست برای جوان و پیر این مملکت. کسی که امروز شنیدم پرچم جمهوری اسلامی را در المپیک در دستانش خواهد داشت. خانم زهرا نعمتی. اصلن بحث نشستن ایشون روی صندلی چرخدار نیست. اساسن ایشون طوری زندگی نکردن و به امید خدا نمی کنن که نگاه ها بهشون از سر لطف باشه.

زندگی شون واقعن می تونه الهام بخش خیلی ها باشه. کسانی که شکست هایی به زعم خودشون بزرگ می خورن و فکر می کنند که دیگه نمیشه پا شد و دیگه راهی نمونده. ایشون ولی بعد از اتفاقی که براشون میوفته برمی گردند و اتفاقن پرقدرت تر برمی گردن و اتفاقن آرزوهایی رو در سر می پرورونن که شاید قبل از اون اتفاق، حتا فکر هم بهش نمی کردن. و حالا شدند اولین زن ایرانی که هم المپیکی میشه و هم پاراالمپیکی. از همین الان دارم دعا می کنم که در مسابقات طلا بگیرن. شب و روز:) چون خوشحالی و موفقیت شون رو دوست دارم ببینم و می دونم که میتونن یه نمونه ی موفق و خیلی خوب بشن برای جوون های ایرانی. نه تنها ایرانی که خارجی ها هم. حالا المپیکی ها هم یک جامعه ی رقیب جدید پیدا خواهند کرد.

پرچم دار هرکشور در المپیک، نمادی از تفکرات غالب یک کشور هست و این فوق العاده است که کسی از طرف ایران انتخاب میشه که نماد مبارزه برای نشان دادن توانمندی هاش هست و این پرچم داری بعد از مدت ها از پرزورترین نفر کاروان ایران به مبارزترین اونها رسیده. امیدوارم این پرچم دار جدید افتخار آفرینی هاش رو همچنان ادامه بده و سقف آرزوهای ما رو یه تکون خوبی بده.



پی نوشت: اگر خیلی نامرتب به نظر اومد واسه اینه که حاصل نوشتن های پراکنده بوده و وقت نشد که از این پراکندگی دربیاد.

هدهد
۰ نظر

ما کجای دنیا هستیم؟

بسم الله


چند روز پیش بود با یکی از رفقا صحبت می کردم راجع به اینکه ما برای موفقیت در دنیای حال حاضر در عرصه های مختلف باید چه کنیم؟

این رفیق ما قائل بود که ما تونستیم انقلاب رو به کشورهای خارجی صادر کنیم و ... اما به نظر می رسه علی رغم تمام تلاش هایی که می کنیم تا خودمون رو قوی نشون بدیم در تمامی عرصه ها با مشکلات عدیده ای رو به رو هستیم.

بزرگترین مشکلی که در حال حاضر بیش از هرچیزی کشور ما رو در عرصه ی جهانی ضعیف و ضربه پذیر کرده رسانه و افکار عمومی هست. تصور کنین که آمریکا بخواهد به کشوری حمله ی نظامی بکند. چنان با بازی رسانه ای خود را شاکی و کشور مورد حمله را متهم معرفی می کند که هیچ کس حتی به خود اجازه نمی دهد که فکر دیگری بکند!

اما در همین زمینه ما حتی نمی تونیم روی افکار عمومی خودمون تاثیر تام و تمامی داشته باشیم. از طرفی داشته باشید حذف رسانه های خارجی ما مانند پرس تی وی و العالم و الخ رو که خیلی راحت کابلشون رو از برق می کشند و تمام!

در این وانفسایی که گرفتار این قضیه هستیم ادعای صادرات و تغییر در موازنه ی قدرت ها رو نمی تونیم داشته باشیم. ما در قضیه ای مانند سوریه در حال خرج کردن از متخصصان جنگ خودمون هستیم و دائما این ها در معرض کشته شدن هستند درحالی که آمریکا تنها با بازی رسانه ای به راحتی دولت بشار را تحت فشار قرار داده است.

می خواهم کمی راحت تر به شما بگویم. ما در فضای رسانه ای رسمن دستمان خالی ست. صدا و سیما بدون توجه به ملزومات، مخاطبان داخلی خود را با بی برنامگی، از دست داده است و شبکه هایی مانند من و تو و فارسی وان و بی بی سی و الجزیره و ... جای آن را گرفته است. عموم مردم اخبار را از این شبکه ها یا به طور مستقیم یا غیر مستقیم می گیرند.( غیرمستقیم یعنی دوست شما بی بی سی را دنبال می کند و فردا از اخبار ناگفته توسط صدا وسیما پرده برداری می کند! بعد شما اعتمادت را به صدا و سیما از دست می دهی و همین طور روز به روز دیوار بی اعتمادی ات کم می شود تا وقتی که دیگر می شوی مشتری خبرهایی که فقط منبعشان بی بی سی باشد!)


با توجه به عدم اقبال و عدم توان ما در تاثیر گذاری حداکثری در افکار عمومی داخلی، عملن موضع ما در تقابل های جهانی بسته تر است. در چنین فضایی باید نشست و دید چه کار باید کرد؟ با این موضع پایین که به این راحتی ها بالا نمی رود و شاید همیشه پایین بماند. راه هایی مثل استفاده از پخش اینترنتی هم مدتی هست که امتحان شده. هرچند کمتر از شبکه ی تلویزیونی در دسترس است و هرچند هنوز هم نمی تونه کامل روی پای خودش بایسته اما حرکت مثبتی هست.( البته چند وقت پیش شنیدم تعدادی از ویدیوهای پرس رو یوتیوب از خروجی اش حذف کرده و بالاخره بازی در زمین گوگل هم اثر خودش رو نشون داده)


اگر زمانی خواستید برای صادرات انقلابمون کاری بکنید فکر کنین که چه طور می تونین ذهنهای عادت کرده به بی بی سی و امثالهم رو عادتش رو عوض کنین. برای شروع هم از ایرانی ها شروع بکنین.


والسلام

هدهد
۱ نظر
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان