هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

روش اثر گذاری


بسم الله


اینکه ما تصمیم بگیریم چه طور روی محیط اطرافمون تاثیر بذاریم، روی شیوه زندگی مون و انتخاب هامون تاثیر میذاره. برای من و خیلی از امثال من که از اولین روزهای شکل گرفتن گوگل پلاس درش فعالیت می کردن، یک هدف مشخص وجود داشت. اینکه فضای تک قطبی که در اثر عدم حضور مذهبی ها در شبکه های اجتماعی قبلی یعنی فیس بوک به وجود اومده بود، پیش نیاد. حالا نه اینکه خودمون رو و خودم رو نماینده تمام مذهب بدونم و این ها. بیشتر صحبت این بود که فضای تک قطبی به دو قطبی تبدیل بشه و اگر بحثی هم صورت می گیره در همون جا باشه و جنگ ش به خیابون کشیده نشه. نمی تونم بگم که همه این طوری بودن ولی خیلی ها را من در آن فضا می دیدم که با این هدف آمده اند و واقعن و تا آخرین نفس برای این موضوع تلاش می کردن. (آخرین نفس یعنی هدف بلاک دسته جمعی قرار گرفتن و بسته شدن صفحه) هرچند بنده همان جا هم خیلی تند و تیز طرف داری از یک طیف سیاسی نمی کردم و سعی می کردم به جای نقد طرفدارانه فضایی به وجود بیارم برای نقد بی طرف و بی پیش زمینه سیاسی و ... . نا گفته معلوم هست که این طور نگاه کمتر طرفدار پیدا می کنه چون طرفداران دو آتشه هرکدام از دو گروه انتقاد از خودشون رو برنمی تابند. اما به هرحال با این وضعیت ادامه می دادم. بعدتر که دیگر آش گوگل پلاس زیادی شور شد از آنجا بیرون آمدم. چند اتفاق و تصمیم آنجا گرفته بودم که نتایجی داشت که در ادامه می آید.

اول اینکه به دلایلی با نام مستعار و عکس مستعار طور فعالیت می کردم. این تصمیم به خاطر دردسرها و ترس هایی بود که بعدتر هم البته به من برگشت و اذیت هایی بود که به دلیل داشتن برخی نگاه ها، توسط دوستانم می شد. من نمی خواستم قضاوت ها، قبل از صحبت ها بر اساس نام م صورت بگیرد. همین تصمیم باعث شده که اینجا هم مستعار بنویسم هرچند که اینجا هم احتمالن توسط برخی دوستان خوانده می شود که بعدتر تبعاتی خواهد داشت که از کنار این موضوع رد می شویم خیلی نرم:)

دوم این بود که با توجه به موضوع حلقه ها، آرام آرام با توجه به نوشته های عریانی که منتشر می شد، حلقه افراد اطرافمان محدود می شد. هرقدر که واضح تر می نوشتید آدم هایی که اتفاقن مورد خطاب شما بودند دورتر می شدند. شنیدن صحبت و نظرهای مخالف سخت تر و سخت تر می شد. آنها هم که به زور دنبال می کردی تا لااقل شنونده باشی اگر خواننده تو نیستند، بعد از مدتی با مسدود کردن همین یک راه، امکان کامنت دادن و نقد کردن نقطه نظرشان را هم از تو می گرفتند. این تجربه ای شد تا در لفافه تر بگویم حرف ها اگر نمی خواهم ترکیب دنبال کننده ها را تک قطبی کنم. از پلاس خارج شدم چون می دیدم که شده فضایی که هرکسی در هر گروهی حرف خودش را می زند بدون آنکه مخاطبان مورد نظر آن را بخوانند.


با این اوصاف من کوچ کردم به اینستاگرام، جایی که حواسم بود که حرف ها را کنایی تر بگویم و مستقیم نزنم. هرچند یک بار که خواستم ببینم چقدر فضا تغییر کرده و کسانی که مدتی دنبال می کردند حالا حاضرند حرف ها را بی پرده بشنوند چندان نتیجه مطلوبی نداشت. خلاصه اینکه اینستا هم داستان هایی دارد که شاید بعدن راجع به آن نوشتم. مطلوب این نوشته چیز دیگری بود که نشد به آن پرداخته شود. شاید آن هم یک وقت دیگر (این قسمت آخر را تقدیم به دوستی می کنم که این حواله به آینده روی اعصاب ش پیاده روی می کرد ؛)))‌، ارادت رفیق)

هدهد
۳ نظر

دنیای مجازی- آسیب ها- بخش دوم

بسم الله


در نوشته ی قبلی مقدماتی خدمت شما گفته شد من باب آسیب هایی که ممکن است بر اثر سوء مصرف فضای مجازی برای شما به وجود بیاید.

در بخش اول گفته شد که زندگی در عصر انفجار اطلاعات، باعث شده است که ما به طور ناخودآگاهانه ای ذهن خود را با اخبار و مسائل مختلفی روبه رو نماییم که بررسی و طبقه بندی آنها در ذهن، باعث عدم تمرکز ما و در نهایت کاهش کارآیی خواهد شد. این کاهش کارآیی را دانشجویان و دانش آموزان به طور محسوسی در هنگام تحصیل حس می نمایند. 

بگذارید یک تجربه ی بسیار نزدیک را خدمت شما بگویم تا موضوع کمی روشن شود. البته این مثال واقعی، جنبه های دیگری از آسیب را نیز در بر دارد که بعدتر به آنها اشاره خواهد شد ولی به طور ضمنی و مقدمه ای می توان به آن پرداخت:

چندی پیش با یکی از دوستان خانوادگی خود که فرزندی در کلاس اول دبیرستان دارد مطلع شدم که فرزندشان افت تحصیلی شدیدی داشته اند. در صحبت هایی که با فرزندشان داشتم، سعی کردم تا واکاوی علت این ماجرا را داشته باشم. پدر و مادر به علت اطلاع از مصرف پیش از اندازه ی فرزندشان از وایبر وی را از داشتن گوشی تلفن همراه محروم کرده بودند. این محرومیت نیز اثر نداشته و باعث نشده بود تا فرزندشان در امتحانات پیش رویش، نتایج لازم را کسب کند.

وقتی با فرزندشان به طور مستقیم وارد صحبت شدم، خودشان به این موضوع اشاره کردند که تمرکز کافی را در هنگام درس خواندن ندارند و نمی توانند در هنگام مطالعه ی دروس مانند زمان های قبلی تمرکز نمایند. از طرفی وقتی میزان مصرف ایشان از وایبر(فضاهای مجازی دیگری را نیز استفاده می نمودند، مانند اینستاگرام و ...) پرسیدم به این نکته پی بردم که به دلیل گروه هم کلاسی ها که در وایبر تشکیل شده است ایشان با دوستان و هم کلاسی هایش در خانه هم مراودات دوستانه را دارند. این موضوع به خودی خودی، اتفاق نادر و نامبارکی نیست. اما اگر کنترل مناسبی روی آن انجام نشود می تواند آسیب زا باشد. 

اشکالاتی که در موضوع ایشان به ذهن بنده می رسد به شرح زیر است:

- اولن به دلیل عدم کنترل مناسب پدر و مادر استفاده ی از این ابزار برای ایشان به صورت یک عادت درآمده است و نیاز ذهنی به آن پیدا کرده اند.

- اطلاعاتی از مدرسه در آن گروه بازنشر می شده است که باعث ایجاد دغدغه ی فکری برای ایشان می شده است. نظیر اینکه معلم در یک کلاس به داشتن امتحان در روزهای آینده اشاره کرده باشد یا اینکه تکلیفی توسط معلم گفته شده که کسی از آن باخبر نیست.

- قطع یک دفعه ای استفاده از وایبر در کوتاه مدت نه تنها باعث افزایش تمرکز نمی شود بلکه به دلیل همان نیاز ذهنی همواره بخشی از حواس معطوف اتفاقاتی است که در آن گروه در حال رخ دادن می باشد.


راه حلی که به ذهن بنده می رسد این است که ایشان و افرادی که به این مشکل برخورد کرده اند، می توانند با مدیریت استفاده مشکل به وجود آمده در زمینه ی تمرکز را حل نمایند.

به این شکل که با خود قرار بگذارند که در ساعت مشخص و محدودی از روز به وایبر سر می زنند. حتمن بعد از استفاده از وایبر زمان یک ربعی را برای سامان دهی ذهنی اختصاص بدهند. این زمان یک ربعی زمانی است تا شما و ذهنتان از تمامی بحث های انجام شده در وایبر خارج شود و بتوانید روی موضوع تازه ای تمرکز کنید.


ان شاالله ادامه دارد.

هدهد
۰ نظر

تولد یک سالگی

بسم الله


با چند روز تاخیر، امروز تولد یک سالگی وبلاگم رو جشن می گیرم :)

۲۶ مرداد (چه جالب که این هم ضریبی از ۱۳ هستش!! من زندگی ام بدجور به سیزده گره خورده و البته من ناراضی نیستم) اولین مطلب رو کار کردم و توضیح درباره ی اینکه چرا وبلاگ و بعد تر هم از هر دری سخنی گفتیم تا امروز.

اونها که تا امروز من رو تحمل کردن و مطالب من رو که گاه به زبان رسمی بود و گاه غیر رسمی و .... خوندن، امروز باید ( البته و صد البته این خواهش و درخواست دوستانه ای است) نقد یکساله ی فعالیت من رو بدن. من نمی دونم چرا ولی به شدت با نقد رفیقم و از شانس بد ما ( اوخ اوخ دوباره گفتم ما :) ) کسی حوصله ی نقد رو نداره :((

خلاصه اینکه کسانی که وبلاگ دارن و این حس رو مفهمن که هیچ.

اونایی که ندارن حتمن در اولین فرصت وبلاگ نویس شدن رو امتحان کنند. حس تازه ای داره و یه سر و گردن از شبکه های اجتماعی بالاتر قرار می گیره.

اینجا حرفها جدیتر هست و آدمها پیگیر تر  و دوست تر :)


همتون رو دوست دارم و از تک تک شما دوستان تشکر می کنم.

التماس دعا.

هدهد
۲ نظر

چگونه وارد یک محیط مجازی شویم؟

بسم الله


در راستای انتقال تجربیات کسب شده در مدت حضور در شبکه های اجتماعی تصمیم گرفتم یه سلسله پست هایی با عنوان کلی دنیای مجازی بزنم شاید به درد آیندگان بخورد. پستهای قبلی هم که در این موضوع بود را می توان در این موضوعات طبقه بندی کرد.


اما بحث امروز بنده در باب نحوه ی ورود به یک دنیای مجازی است.

ابتدا یک مقدمه باید به شما بگویم و سپس اصل ماجرا،

نحوه ی ورود به دو حالت تقسیم می شود. اولین حالت این است که رفقای واقعی فراوانی از شما در این فضا هستند که می توانند به محض ورود شما، اطراف شما را بگیرند و شما در این دنیای جدید هم تنها نباشید. حالت دوم اما متفاوت است. در حالت دوم شما پا به دنیایی می گذارید که آدم های آنجا شما را به اسم کاربری اتان می شناسند و جز معدودی شمای واقعی را ندیده اند. بحث اصلی من حول همین زمینه خواهد بود. در واقع وقتی در حالت اول باشید تقریبن شما نمی توانید روش و منش متفاوتی را داشته باشید و در واقع من دنیای واقعی تان بیشترین تاثیر را روی شما می گذارد و خط دهی می کند.

نکته ی دیگری که باید تذکر بدهم این است که تمام مطالبی که در اینجا به شما تذکر می دهم درباره ی ورود به شبکه ی اجتماعی و جمع ایرانیان هست. در واقع این نکات برای ورود به جمع خارجی زبانان کاربرد ندارد. علت این امر هم این است که موضوعات مورد علاقه ی ما و آنها متفاوت است و ما به موضوعاتی اهمیت می دهیم که از اساس برای خارجی ها موضوعیت ندارد! به عنوان مثال، خارجی ها( انگلیسی زبان ها) علاقه ای به موضوع سیاست و دنیاداری ندارند!


اما نحوه ی ورود به عنوان یک کاربر مجازی.

به دلیل عدم شناخت دیگران از شما، ایجاد یک ارتباط پروسه ی طولانی مدت تری را طی می کند. با توجه به مقدمه ای که گفتم، این شما هستید که با پست ها و همکاری هایتان در پست دیگران، مواضع و اعتقادات خود را نشان می دهید و با توجه به این موضوع جامعه ی اطراف خود را شکل می دهید. علی رغم اینکه ممکن است شما بخواهید تمام نظرات و گروه ها را در بین دوستان خود داشته باشید کاری سخت در پیش خواهید داشت. چون این جریان دوستی یک جریان دو طرفه است که اتفاقن امکان قطع کردن آن به صورت یک طرفه در اختیار یک نفر هست(با عنوان بلاک کردن مطرح است).

رعایت میانه روی در این دنیای مجازی کمی دشوارتر است. از آنجا که افراد در آنجا به نام واقعی شان شناخته نمی شوند در نتیجه بی پرواتر مباحثه می کنند و بی پرواتر کلمات را به کار می برند. این موضوع وقتی پای مسائل دینی به وسط می آید، کسی را که می خواهد با عقبه ی مذهبی به دفاع بپردازد به دردسر می اندازد. ( یادم باشد بعدتر درباره ی دعواهای فضای مجازی هم بنویسم) مراقبت از خود و حساب کشی می تواند به شما کمک کند.

در ابتدای ورود، هر شبکه ی اجتماعی به شما تعدادی افراد را پیشنهاد می دهد. به نظر نگارنده، بررسی پروفایل این افراد می تواند به شما در یافتن افراد مناسب برای قرارگیری در اطرافتان کمک کند. پس از انتخاب برخی از این افراد و اضافه کردن آنها به حلقه ی دوستان خود، می توانید از بین کسانی که در نوشته های آنها به صورت کامنتی، مشارکت می کنند دوستان جدیدی اضافه نمایید( حتمن در هنگام اضافه کردن آنها به حلقه هایتان پروفایل افراد را بررسی نمایید تا بدانید طریقه ی تفکر ایشان چگونه است و ...). هر قدر که افراد جدیدتری را به حلقه ی خود اضافه نمایید، امکان یافتن دوستان جدیدتر را برای خود بیشتر می کنید. این بخش دیگر به عهده ی خودتان و میزان وقتی که می خواهید در این فضا بگذرانید، است. هرقدر تعداد دوستانتان زیادتر باشند، جریان بیشتری از نوشته ها در صفحه ی خود خواهید داشت و این ممکن است کمی شما را اذیت کند.


در مرحله ی ورود سعی کنید با نوشته ای که در یخش about پروفایلتان می گذارید موضع و طرز تفکرتان را مشخص نمایید. توضیحاتی درباره ی علاقه مندی ها و ... همگی می تواند به شما در داشتن دنیایی آرام تر کمک کند. باید این را بگویم که افرادی که به صفحه ی شما مراجعه می نمایند، مانند شما، به بررسی شما می پردازند و معمولن بی پروا شما را به حلقه های دوستان خود اضافه نمی کنند. پس در نوشتن پست ها و توضیحات درباره ی خودتان دقت نمایید.

این مرحله ی ورود بود. فکر می کنم دوستانی که پیش از این وارد فضای مجازی شده اند همگی از این حرفها آگاه هستند و کسانی که جدید هم می خواهند به این دنیای مجازی پا بگذارند از این موضوع آگاه خواهند شد! ( یادگیری از طریق تجربه) منتها به نظرم رسید که انتقال تجربیاتی از این دست شاید بتواند به افرادی که دوست دارند پند بگیرند! مفید باشد:)
ان شاالله اگر عمری باقی باشد ادامه خواهم داد.


هدهد
۰ نظر
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان