هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

سفر، فرهنگ و محیط زیست


بسم الله


هرسال آمار خیره کننده ای را پلیس راه و ... از مسافرت های نوروزی منتشر می کنند و بعد افتخار می کنند به اینکه امسال چند صد در صد به تعداد مسافران اضافه شده و ...

اما واقعیت این است که اگر مسافر این ها هستند که در ادامه می نویسم می خواهم صد سال سیاه به آمار مسافرت ها اضافه نشود!

مقصد اولیه مسافرت ما، شمال ایران و به طور دقیق تر شهر نوشهر بود و پس از آن ساحل به ساحل عبور کردیم تا آخرین ساحل یعنی آستارا را ملاقات کردیم و از گیلان خارج و به شهر اردبیل رسیدیم. غیر از برخی سواحل که ملاقات با آنها مایه ی افتخار و مباهات بود و مشعوف می شدیم از بودن در آن ها بسیاری از سواحل ما از کیسه های زباله و آشغال میوه و تخمه و ... پر شده است. یک استدلال دائمی هم که برخی برای این رفتار زننده ی خودشان می آورند این است که خب میوه و تخمه که کود می شود و برای طبیعت خوب است و ...

وضعیت پخش شدن کیسه های زباله در طبیعت دیگر از حالت عادی خارج شده است. سواحل فقط پر از کیسه های نایلونی نبودند. همه جا و هر جا پای انسان به آن رسیده و نرسیده، پر شده از زباله هایی که به امید تبدیل شدن به کود در روی خاک رها شده اند. اطراف جاده ها، تا چند صد متر آن طرف تر از آنها، کیسه های زباله ای دیده می شوند که توسط باد و طوفان به آن جا رسیده اند. تقریبا در مسیر جاده ای که طی می کردیم در این چند وقت، جز مناطق معدودی که چندان امکان ساکن شدن وجود نداشت، همه مناطق آلوده بودند.

خب این قسمت بصری ماجرای آلودگی بود. اما قسمت های بدتری هم دارد. همین قدر که بدانید این زباله ها علاوه بر چشمان شما قادر است غذای شما را آلوده کند. گوسفندانی که در مناطق روستایی در محیطی تغذیه می شوند که پر از زباله است چه گوشتی قرار است به بدن بزنند که بعدش ما کبابشان را به بدن بزنیم؟

واقعیت این است که ما فرهنگ مان همانند بسیاری نقاط دیگر در این زمینه و زمینه حفظ محیط زیست با سرعت تغییرات، تغییر نکرده و عقب مانده شده. یک فرهنگ معلول ذهنی که هرجا دست می گذاری و انتظار یک هم اندیشی جمعی از مردم را داری، هرکسی ساز خودش را کوک می کند و هرکسی یک آهنگ برای خودش می نوازد. این مردمی که در تعطیلات مختلف از خانه های غارگونه اشان بیرون می آیند و از انسان های نخستین در برخورد با آثار تمدن، بدتر برخورد می کنند از کجا می آیند؟

واقعیت تلخ تری هم اینجا هست. متاسفانه یا خوشبختانه به دلایلی به هتل مدرسه ( که در اختیار فرهنگیان قرار می گیرد!) مراجعه کردیم و یک شب را در جمع معلمان و خانواده هایشان گذراندیم. اما متاسفم بگویم که ای کاش معلم های ما را درست انتخاب می کردند. ای کاش برای انتخاب افراد برای شغل شریف و مقدس معلمی فیلترهای سختگیرانه می گذاشتند. ای کاش بچه ها را در کلاس های پنجاه شصت نفره و سه نفره و چهارنفره روی یک نیمکت می نشاندند و این افراد را که ما دیدیم معلم نمی کردند. وقتی یک نفر آداب اجتماعی نداند نهایتا می تواند افراد نزدیک به خود را آزار بدهد ولی معلم می تواند یک نسل را نابود کند که متاسفم که بگویم که می کنند و کرده اند.

آلودگی محیط زیست مختص کشور ما نیست ولی آنچه مختص کشور ماست موجوداتی فروزمینی هستند که عادت به ایجاد کثیفی در روی زمین پیدا کرده اند. این موجودات در برابر هرگونه تذکر جفت پا می اندازند و توسنی می کنند. امید است در سال میمون و مبارک ۹۵ این موجودات که باعث انقراض موجودات با ارزشی شده اند، رو به انقراض بگذارند و هم چنین مسئولین محترم اگر توانستند یک فکری به حال محیط زیست بکنند. باور بفرمایند که راه دوری نمی رود. در گوشی اینکه اگر فقط این مسئولین و خانواده درجه یک شان از مسافرت تفریحی خارج کشور منع بشوند شاید در گشت و گذار اطراف کشور کمی با مشکلات بیشتر مواجه شده و برای سلامت خودشان هم که شده گره ای از مشکلات باز کنند.

والسلام


هدهد
۳ نظر

هوامو داری...

بسم الله


شاعرخطاب به خانم محیط زیست می فرماد که:

«هوایی میشم همون روزا که میبینم هوامو داری

میخوام بدونم تاکی میخوای ببینی و به روم نیاری

دلمو دست تو دادم من دلتنگ احساسی

نمی ذاری که تنها شم تو رو من خیلی حساسی

چه روزا حالمو دیدی چه شبایی که رسیدی

تو صدای دل تنهای منو شنیدی
»

این شعر ابدن به هیچ چیزی ربط نداره به جز، خانم محیط زیست. از بس که ایشون و تیم شون حواسشون به ماها هست، و می خوان یه وقت خم به ابرومون بابت آلودگی ها نیاد. بعد یه جوری هم برخورد کردن که اگه کسی هم بهشون انتقاد بکنه و بگه داریم خفه میشیم میشه یه فکری بکنید، فرد منتقد، جیره خوار و تندروی اصولگرا میشه و خلاصه اینکه یهو از یه مساله ی کاملن محیط زیستی و بهداشتی و سلامتی، پرت میشه داخل یه مساله سیاسی. بعد مساله ی سیاسی هم آینده و آخر و عاقبتش معلومه دیگه.

آقا بنده به نظرم دادن مسئولیت محیط زیست به فردی که سابقه ی سیاسی داشته باشه دو تا اشکال عمده داره. اولن منتقدین از ایشون با پیشینه ی سیاسی مخالفین ایشون سنجیده میشن و حرفشون شنیده نمیشه. دومن اینکه ایشون در کارهاشون کمتر از کمک های مخالفین سیاسی شون بهره می برند درحالی که مساله ی محیط زیست یک مساله ی کاملن فراجناحی و ملی هستش. اما حالا که ایشون مسئولیت دارن باید علی رغم تمام اون چه که بالا گفته شد برای ریه های ما هم فکری بکنند.

دوم، چرا وقتی که هزار و یک جور مشکل داریم و می دونیم که بخشی از این مشکل زیر سر خودروها هست بهشون وام داد؟ چرا باید علی رغم آلودگی های موجود باز دوباره خودرو تولید کنیم و بریزیم تو خیابون ها؟ آیا واقعن وام خودرو رو نمیشد قلمبه واریز کرد به کارهای محیط زیستی؟ یا حداقل موقع دادن وام خودرو، شرط بهبود وضعیت خودروها رو بهش اضافه می کردیم.

سوم هم اینکه، وقتی مدیرعامل آلودگی هوای تهران برگرده و بگه تنها راه حل کوتاه مدت، لطف خداونده آیا نباید به حال خود و کشور خود بگرییم؟ که این آلودگی نه فقط یک نتیجه و نقطه اثر که صدها نقطه اثر داره یعنی فقط این نیست که ما از آلودگی خفه بشیم! آلودگی، گوشت گوسفندها و مرغ ها، مواد غذایی و سبزیجات و ... را هم به فنا می دهد و ما باز از آلودگی می میریم. یعنی آن گوسفند محترمی که قرار است آب باران را مصرف کند، آب آلوده می خورد و کاه و علف ش هم قبلن توسط آب باران آلوده، معطر شده و این گوشتی که به بدن گوسفند مذکور می چسبد، می شود منبع اصلی انواع و اقسام درد و مرض. بعد پس فردا هم می نشینیم و با خود می گوییم که «گوسفند هم گوسفندهای قدیم...»


هدهد
۲ نظر

تعطیلی گازی


بسم الله


امروز به مناسبت حضور وزرا و روسای جمهور چندین کشور مهم من جمله روسیه، دانشگاه مان تعطیل بود. نه اینکه بخواهم بگویم بد شده ها. نه! فقط ای کاش فردا تعطیل می شد، آخر ما امروز کلاس نداشتیم و خلاصه اینکه سرمان بی کلاه ماند. بگذریم. هرچند امروز تعطیل بودیم و تقریبا بخش اعظمی از فعالیت کشور هم به خاطر این اتفاق تعطیل بود اما بنده به تنهایی این موضوع را به فال نیک می گیرم. این تعطیلی حداقل دستاوردش این بود که ما توانستیم آلودگی ها را دور زده و پیش از آنکه آن ها بتوانند تهران را به تعطیلی بکشانند خودمان دستی دستی تعطیلش کردیم. تازه در این روز تقریبا تعطیل، هم برخی ها کار کردند و این موضوع از این جهت هم دستاور مهمی به حساب می آید.
بنابراین بنده پیشنهاداتی برای دور ماندن افکار عمومی از آلودگی دارم که بدین وسیله اعلام می دارم:
- همان طور که فوتبال مقدماتی جام جهانی را کشورهای افغانستان و عراق در ایران برگزار کردند، دیدارهای رسمی سیاسی شان را هم می توانیم در ایران انجام بدهیم و در این روز برای افزایش امنیت مقامات، نیمی از تهران را تعطیل کنیم. برای رعایت عدالت، هم می توانیم به صورت گردشی تهران را تعطیل کنیم که ساکنان نقاط مختلف تهران از این اتفاق ناراحت نشوند.
- دیدارهای رسمی مقامات کشورهای اروپایی و باقی کشورها را در آذرماه فقط برنامه ریزی کنیم. به این ترتیب این ماه را می توانیم به تهرانی ها استراحت داده و جلوی آلودگی آن را بگیریم.
- با توجه به اینکه فرانسه هم امن نیست می توانیم بازی های پاری سن ژرمن را در ایران میزبانی کنیم. فقط هم این تیم را. چون باقی تیم ها بازیکن مطرح چندانی ندارند و مسابقاتشان جذابیت کافی را ندارد.
با توجه به پیشنهادات کارشناسانه ی بنده، مشاهده می شود که سازمان محیط زیست به تنهایی قادر به کنترل آلودگی نیست و برای کنترل آلودگی نیازمند همکاری های گسترده با وزرای خارجه و ورزش و جوانان است.
امید است این همکاریهای سازنده ایجاد شود و با امضای تفاهم نامه هایی مساله ی آلودگی هم مانند همه ی مشکلات دیگرمان حل شود.

هدهد
۰ نظر
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان