هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

تولد یک سالگی

بسم الله


با چند روز تاخیر، امروز تولد یک سالگی وبلاگم رو جشن می گیرم :)

۲۶ مرداد (چه جالب که این هم ضریبی از ۱۳ هستش!! من زندگی ام بدجور به سیزده گره خورده و البته من ناراضی نیستم) اولین مطلب رو کار کردم و توضیح درباره ی اینکه چرا وبلاگ و بعد تر هم از هر دری سخنی گفتیم تا امروز.

اونها که تا امروز من رو تحمل کردن و مطالب من رو که گاه به زبان رسمی بود و گاه غیر رسمی و .... خوندن، امروز باید ( البته و صد البته این خواهش و درخواست دوستانه ای است) نقد یکساله ی فعالیت من رو بدن. من نمی دونم چرا ولی به شدت با نقد رفیقم و از شانس بد ما ( اوخ اوخ دوباره گفتم ما :) ) کسی حوصله ی نقد رو نداره :((

خلاصه اینکه کسانی که وبلاگ دارن و این حس رو مفهمن که هیچ.

اونایی که ندارن حتمن در اولین فرصت وبلاگ نویس شدن رو امتحان کنند. حس تازه ای داره و یه سر و گردن از شبکه های اجتماعی بالاتر قرار می گیره.

اینجا حرفها جدیتر هست و آدمها پیگیر تر  و دوست تر :)


همتون رو دوست دارم و از تک تک شما دوستان تشکر می کنم.

التماس دعا.

هدهد
۲ نظر

چرا هدهد؟

بسم الله


قولی بود که داده بودم در باب نوشتن توضیحی درباره ی هدهد.


هدهد در قرآن در داستان حصرت سلیمان علیه السلام آمده است. همان طور که احیانن می دانید هدهد درباره ی ملکه ی سرزمین سبا برای حضرت سلیمان خبر می آورد. این جا دقیقن همان چیزی هست که هدهد را متمایز می کند. هدهد جرات کشف حقایق را دارد و از چیزی خبر می آورد که کسی از آن باخبر نیست. 

شاید همین جرات هدهد در کشف حقایق در داستان قرآنی است که عطار در منطق الطیر خود از وی به عنوان راه بلد، برای رسیدن مرغان به سی مرغ استفاده می کند. منطق الطیر عطار داستان مرغانی را حکایت می کند که

هدهد
۰ نظر

آغار سخن

به نام خدا

منت خدای را عز و جل که سخن را به ما عطا کرد و شکر خدای را که قلم را مقدس نهاد و بدان قسم خورد.
اما بعد، 
چند وقتی هست که به دنبال فضایی برای نوشتن مغزنوشته های خودم بودم و ابتدا شبکه های اجتماعی رو انتخاب کردم و حالا هم کوچ کرده ام به وبلاگ. همین ابتدا خدمتتون عرض کنم که صحبت ارزشمندی مغز نوشته های بنده نیست و ادعایی هم نیست. آنقدر نویسنده های قهار و وبلاگ نویسان بزرگ در این سرزمین هستند که حتی ادعای نویسنده و یا وبلاگ نویس بودن هم گزاف هست. این مقدمه را گفتم که بدانید نه ادعایی هست نه واقعن هم چیزی هست! 
فکر می کنم به عنوان اولین پست وبلاگ باید درباره ی نام وبلاگ و علت نام گذاری و اینکه اینجا چه کاری قرار هست بکنم، صحبت بکنم.
هدهد
۰ نظر
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان