هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

دیپلماستی


بسم الله


اگر این احترامی است که قرار بود به گذرنامه ی ما گذاشته شود همان شرایط پیشین را بنده خریدارم!

یک وقتی افتخار می کردیم که دشمن روبه رویمان آمریکا، کشور جهان اولی است که قلدری می کند ولی حالا این جوجه کشورهای خلیج فارس برای ما شاخ شده اند و سر و صدا می کنند یا این ترکیه که در سر سلطنت عثمانی را می پروراند صحبت می کند.

آدم خوب است که دشمن ش یک کشور درست و حسابی باشد تا اگر باخت لااقل شرافت مندانه ببازد و اگر برد افتخار برد بر سینه اش باشد نه کشورهای حاشیه ای و پادشاهان بیابان نشین که باخت ازشان ذلت است و برد از آنها بی ارزش.

خلاصه دیپلماسی و گفت و گوی تمدن ها در جنگل و باغ وحشی که الان ما در آن هستیم نتیجه ای جز سلاخی شدن در پای ظالمان عالم ندارد. در برابر این ظالمان باید محکم ایستاد و در برابر فریادشان فریادی بلندتر باید کشید و سخن از گفت و گوی تمدن ها در چنین شرایطی تنها ضعف را به نمایش می گذارد. برای ظالمان دنیا، قدرت است که حرف اول و آخر را می زند و تکبرشان جز به زور کاسته نمی شود.


هدهد
۱ نظر

تعطیلی گازی


بسم الله


امروز به مناسبت حضور وزرا و روسای جمهور چندین کشور مهم من جمله روسیه، دانشگاه مان تعطیل بود. نه اینکه بخواهم بگویم بد شده ها. نه! فقط ای کاش فردا تعطیل می شد، آخر ما امروز کلاس نداشتیم و خلاصه اینکه سرمان بی کلاه ماند. بگذریم. هرچند امروز تعطیل بودیم و تقریبا بخش اعظمی از فعالیت کشور هم به خاطر این اتفاق تعطیل بود اما بنده به تنهایی این موضوع را به فال نیک می گیرم. این تعطیلی حداقل دستاوردش این بود که ما توانستیم آلودگی ها را دور زده و پیش از آنکه آن ها بتوانند تهران را به تعطیلی بکشانند خودمان دستی دستی تعطیلش کردیم. تازه در این روز تقریبا تعطیل، هم برخی ها کار کردند و این موضوع از این جهت هم دستاور مهمی به حساب می آید.
بنابراین بنده پیشنهاداتی برای دور ماندن افکار عمومی از آلودگی دارم که بدین وسیله اعلام می دارم:
- همان طور که فوتبال مقدماتی جام جهانی را کشورهای افغانستان و عراق در ایران برگزار کردند، دیدارهای رسمی سیاسی شان را هم می توانیم در ایران انجام بدهیم و در این روز برای افزایش امنیت مقامات، نیمی از تهران را تعطیل کنیم. برای رعایت عدالت، هم می توانیم به صورت گردشی تهران را تعطیل کنیم که ساکنان نقاط مختلف تهران از این اتفاق ناراحت نشوند.
- دیدارهای رسمی مقامات کشورهای اروپایی و باقی کشورها را در آذرماه فقط برنامه ریزی کنیم. به این ترتیب این ماه را می توانیم به تهرانی ها استراحت داده و جلوی آلودگی آن را بگیریم.
- با توجه به اینکه فرانسه هم امن نیست می توانیم بازی های پاری سن ژرمن را در ایران میزبانی کنیم. فقط هم این تیم را. چون باقی تیم ها بازیکن مطرح چندانی ندارند و مسابقاتشان جذابیت کافی را ندارد.
با توجه به پیشنهادات کارشناسانه ی بنده، مشاهده می شود که سازمان محیط زیست به تنهایی قادر به کنترل آلودگی نیست و برای کنترل آلودگی نیازمند همکاری های گسترده با وزرای خارجه و ورزش و جوانان است.
امید است این همکاریهای سازنده ایجاد شود و با امضای تفاهم نامه هایی مساله ی آلودگی هم مانند همه ی مشکلات دیگرمان حل شود.

هدهد
۰ نظر

دوران پساتوافق

بسم الله


بالاخره توافق شد.

اول تشکر که من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق. دست تیم هسته ای درد نکند. خدا ان شاالله عمر با عزت به آنها بدهد. ما ایرانی ها یک عادت بدی که چندی است پیدا کرده ایم این است که آدم ها را به خصوص در دنیای سیاست سیاه و سفید می بینیم. بنابراین و طبق همین عادت دکتر ظریف و تیم شان را که الحق تیمی بسیار متخصص است را منتهای سپیدی و تیم مذاکره کننده ی قبلی را منتهای سیاهی می بینیم. البته این عادت هم اکنون که بیشتر فکر می کنم عادتی جدید نیست و ظاهرن تا دوره ی دکتر مصدق و ... هم می رسد. زمانی که دکتر مصدق یک شبه خائن به ملت شدند و هم ردیف دشمنان قرار گرفتند یا قبل تر شیخ فضل الله نوری که یک شبه از رهبری مشروطه به خائن به مشروطه مبدل گشت. از این دست قضاوت های افراطی در مورد افراد بسیار انجام داده ایم و می دهیم که امری است بسیار مذموم. (برای دکتر شریعتی هم چنین قضاوت هایی رخ داده و این لیست هرقدر که بیشتر فکر می کنم پرتر و پرتر می شود!!) این سپید و سیاه دیدن آدم ها و قضاوت افراطی آنها و ندیدن انسانی با تمام ویژگی ها و توانمندی ها و نقص ها باعث می‌شود یک شبه آنها را قهرمان تاریخ کنیم و همان یک شبه هم خائن به کشور! امیدوارم برای تیم هسته ای و شخص شخیص دکتر ظریف هم این اتفاق نیافتد که ایشان و تیم شان انسان هایی متشخصی هستند.

و اما بعد،

توافق نامه‌ی هسته ای، کتابی ۱۵۰ صفحه ای است و بنده ترجیح می دهم تا جای خواندن این ۱۵۰ صفحه کتاب داستان یا شعری بخوانم! بنابراین در این جا صحبتی از مفاد و ... نمی کنم. در اینجا بیشتر آرزوهای خود را برای دوران پسا توافقی می نویسم که امیدوارم رخ بدهد.

در دوره ای که تحریم ها به این شدت اعمال نمی شد مدیرانی در کشور پرورش یافته بودند و بر سر کار بودند که شیفته ی جنس خارجی و واردات بودند. این مدیران جای اینکه وقت خود را با تولیدکننده‌ی به اصطلاح خودشان زبان نفهم داخلی سر کنند یک بلیط رفت و برگشت به کشور دوست و همراه! چین می کردند و هم سیاحت و گردشی می کردند و هم کالای مدنظر خود را از چشم بادامی ها خریداری می کردند و می آمدند. حالا که تحریم ها برداشته شده است امیدوارم این اتفاق رخ ندهد که بلیط اروپا و حتا آمریکا در ایران اختصاصی مدیران بشود!

امیدوارم هم چنان که ملتی به واسطه ی توافق شاد و خوشحال هستند، تمام ملت ایران شاد بشوند و این شادی به افزایش بهره وری انسان ها کمک کند و نه اینکه مردمی مصرف گراتر بشویم.

امیدوارم حالا که دولت یکی از کارهای خود را به سرانجام رسانده در باقی کارها هم خداوند توفیق خدمت رسانی به ما را به آنها بدهد.

امیدوارم حالا که هزینه ی پشت پا زدن دولت ها به خودمان را بارها چشیده ایم، این بار هوشمندانه عمل کنند و اگر قرار است وارداتی هم انجام شود به عنوان پیش شرط واردات، بخشی از تولید محصول به داخل ایران آورده شود. به این ترتیب اگر قرار است خودرو یا کالایی از یک شرکت اروپایی وارد ایران بشود(پژو) بخشی از خط تولید آن در ایران تکمیل شود. به این ترتیب شرکت ها می توانند در صورت دبه کردن طرف دیگر، جلوی این حرکت را بگیرند یا اینکه حداقل بخشی از ابزارآلات و ماشین های صنعتی آنها در ایران در گروی ما به عنوان غرامت بدقولی می ماند.


اینها بخشی از آرزوهای بنده و شاید برخی از دوستان بنده باشد در دوران پساتوافق.

و هم چنان امیدوارم فردا که عده ای نشستند و متن توافق را خواندند و انتقادی هم کردند، دکتر ظریف و تیم اش تبدیل به یزیدان زمان نشوند. چرا که این بندگان خدا، زحمت فراوان کشیده اند و سختی بسیار چشیده اند.

والسلام

هدهد
۰ نظر
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان