هدهد به دو دلیل مورد توجه است: داستان سلیمان نبی(ع) و داستان منطق الطیر عطار

شایستگان خدمت


بسم الله


چندین هزار نفر در این کشور هستند که بلدند یک کاری را به بهترین شکل انجام بدهند؟ بعد از این چندین هزار نفر، چند صد نفر هستند که در آنجایی که آن کار را که بلدند به بهترین نحو انجام بدهند هستند؟ از این چند صد نفر، چند ده نفر هستند که در آنجایی که آن کار را که بلدند هستند و به طرق مختلف جلوی انجام دادن کارشان گرفته نشده است؟ از این چند ده نفر، چند نفر هستند که در آنجایی که آن کار را بلدند هستند و به لحاظ شغلی مقامی را دارند که سنگ اندازی در برابرشان نمی شود؟ و اگر تمام این ها بود، آیا کسی هست که برسد به نقطه ی مطلوب و بازی را در برابر کلفت شدن پارتی فلانی مغلوب نشود؟

خدا جای حق نشسته و پارتی بنده و امثال بنده ست که از دار دنیا هیچ پارتی ی نداشته و نداریم. ولی این را بدانید که خدا وعده نداده که اگر قومی ضد داشته هایشان قیام کردند، آن قوم را پابرجا نگه دارد. این همه استعداد و توانمندی در کشورمان وجود دارد و سالانه تعداد زیادی از دانشجویان با استعداد با فرآیند اپلای از کشور خارج می شوند و باز انتظار داریم که بهترین ها را برای کشور رقم بزنیم؟ چند نفر از این دوستان ما که رفتند اگر می ماندند می توانستند بدون دردسرهای فراتر از مرسوم در جایگاه مطلوبشان قرار بگیرند؟ قوم ما و ملت ما، علیه سرمایه های انسانی اش شوریده و دست از این کار هم برنمی دارد و با این روند، انتظار داریم که کشور به سرمنزل مقصود برسد.

شاید کشور ما، به دسته ای نیاز دارد که نه شیفتگان قدرت، و نه شیفتگان خدمت که شایستگان خدمت باشند. که حد خود را بدانند و وقتی لازم شد از خدمت کنار بروند و به شایستگان بعدی خدمت را تحویل بدهند.

کاش روزی بنویسم که کشور ما توسط شایستگان خدمت اداره می شود. نه دلباختگان خدمت به هر قیمتی!

والسلام

هدهد
۵ نظر

منشور اخلاقی سازمانی

بسم الله


چند روزی است که به طور شدیدی درگیر کاری اداری شدم، متاسفانه به طور مزخرفی فرآیند اداری ما فشل است.

خدا نکند که کارتان به یکی از این ادارات بیافتد و گریزی از این مساله نباشد! از همین امروز تصمیم گرفته ام تا منشوری اخلاقی برای شرکتی که شاید در آینده تاسیس کنم، بنویسم.

استفاده‌ی منشور اخلاقی این است که اگر بندی در آن آمد، برای رعایت آن، خود را ملزوم به انجام یکسری اعمال و تنظیمات خواهیم کرد. برای نمونه، اگر در منشور اخلاقی سازمان من، بند حفاظت از محیط زیست، وارد شد، که قطعن، وارد خواهد شد، برنامه هایی برای کاهش مصرف کاغذها، کاهش رفت و آمدهای غیرضروری افراد، استفاده از خودروهای پاک و ... خواهم داشت.

ان شاالله این منشور اخلاقی را آرام آرام طی پست هایی بند بند اش را شرح و بست خواهم داد.

والسلام

هدهد
۲ نظر

ماشین حرف شویی

بسم الله


امروز خیلی حرف داشتم، انقدری که نمی دانستم از کدام بنویسم.

عجالتن از بس موضوعات متنوع بود که برخی هاشان را فراموش کردم.

اما یک موضوع امروزم را بیشتر نابود کرد خدا باعث و بانی اش را...


موضوع را بعدن بیشتر باز می کنم و در مورد آن و موضوعات مرتبط با آن، یک مثنوی در حد شاهنامه را خواهم نوشت. اما فعلن احتیاط شرط عقل است. ؛)


یک چند عدد چرا هست که اینجا مطرح می کنم:

- چرا یک نامه ی اداری وقتی از یک طرف خیابان قرار است به اداره ی رو به رویی که دقیقن آن طرف خیابان است برسد باید دو روز اداری وقت ببرد؟

- چرا برای پیگیری یک کار اداری باید حتمن حضور فیزیکی در محیط اداره ی محترم پیدا کرد وگرنه به هیچ عنوان امیدی به حل مشکلتان نباید داشته باشید؟

-چرا این همه مدیر داریم ولی هیچ مدیری نداریم؟

- چرا باید از سر تقصیرهای بعضی ها بگذریم در حالی که خدا این حق را به ما داده است که از حقمان نگذریم و آن دنیا پدر محترمشان را دربیاوریم؟


پی نوشت:

در پست‌هایی به طور مشروح تمام آنچه گذشت را خواهم گفت تا اگر گذر بیچاره ای چون من به .... افتاد راه و چاه را بداند.

والسلام


هدهد
۱ نظر
طراح قالب : عرفان قدرت گرفته از بلاگ بیان